ده درمان!




عنوان مجموعه اشعار : مناظر شخصی 1
شاعر : مهران ملکی وند


عنوان شعر اول : قصر تاریک

پاییز قصر تاریکی ست با اتاق های پر ز ویرانی
چراغ خاموش به سمت زمستانِ تو می‌خزد
تا پر کند آغوش خود
با گرمی دستان برف تو
وقت است تو نیز بیا
آغوش شکننده ی این درختم را
ای بهار ، پر از گل کن !
.
چراغ راه این چَشم نابینا
به سوی دسته ی ماهی ها
توْ ماهِ این ماهی تنها
درون تالابِ پر غم تن ها
و چتری به زیر بارش غم ها
پناه این دو چشم بارانی ...
صفای هر دهان طوطی وار
ندای قلب منْ! تو! ای یار
زبان هر سکوت پر هر بار
تو عشق لبان سرچشمه
تو نور چشم هر چشمه
به برفی زمستان ها ... .
و چتری به زیر بارش غم ها
پناه این دو چشم بارانی باش... .

۹۷.مهر.۲۸


عنوان شعر دوم : شب من
شب به شب
بی شبم هر شب
تو شبی خاطر من باش
تو ، سِحْرِ سَحَری در سَرِ هر شبْ
و‌ غمِ شرحِ سَوادَش هستی ؛
شبِ من سایه بیفکنده سر خاطره ها
سرِ آخر منم و شامِ غم و سروِ بلند
شب به شب زیرِ مهِ تابْ، بلندم لیکن
غمِ پَرهیزِ رُخِ مَــه
وَهْ که چه سختست و درونم غوغاست

تو بمان ای شبِ من گرچه که دوری از ما
تیره و تار، پر از غم، تو مَلولی اما
دل خوشم، شبْ که سر آید غم و اندوه ،ای ماه !
غم و‌ اندوه ؛
نکنم یادِ غم و فکرِ وصالم ، ای صبح!
«بجز امشب شب و فردا شب ‌و شب‌های دگر ...»
سَرِ هر صُبح و شب و یَوم و قیامم ، ای نور !

دلخوشم ، شبْ که سر آید غم و اندوه ، ای ماه...


۲۶ آذر

عنوان شعر سوم : به قلب
مرا به قلب بسپار نه به قبر ...

هر ستاره ی کوچک ، نگاهِ روشنِ من است
بِوَز به ناز، نسیمِ من
ابرِ اشکِ چَشمِ اندیشناکمْ بِزُدا
صخره را ببین ، اشک می فرسایدش
صخره نیستم ...بخدا ...
مرا به قلبت بسپار
خاک سرد است ،عشقت گرم

و برف ؛
برای گرمی چشمانم جهنمست ، زمستان ها ...

۹۷دی ۷
نقد این شعر از : علیرضا بازرگان
به دوست عزیزمان که با ارسال سه شعر به جمع اعضای پایگاه نقد شعر پیوسته اند خوش آمد می گویم. با نظری اجمالی به سطح کیفی این سه شعر احساس می شود بیش و پیش از آنکه پا به پای سطرهای شعرها جلو برویم و به نقاط قوت و ضعف آنها بپردازیم لازم است نکاتی کلی مطرح شود که رعایت آنها به موازات مطالعه مستمری که برای شناخت عناصر سازنده ی شعر لازم است می تواند به کار شاعر بیاید.
1 – فعلاً از خودتان نگویید.
بنا را بر این بگذارید که مثلاً یکی دو سال، چیزی از حال و روز خودتان نگویید. اغلب دوستان جوان درگیر عشق می شوند و این عشق شعرهایشان را اِشغال می کند. با عشق کاری ندارم ولی ابراز آن را به سالهای پختگی در شعر موکول کنید. فرصت زیاد است. اگر این توصیه را عملی کنید مجبور می شوید از جهان بیرون از خودتان بگویید. جهان بزرگتر از ماست در نتیجه شعر بیشتری در خود نهفته دارد که می شود کشفش کرد.
2 – فعلاً با معشوق حرف نزنید.
خدا مرا نبخشد اگر بخواهم بین عاشق و معشوق فاصله بیافتد. ولی برای پرهیز از افتادن به دام عتاب و خطاب و خواهش و تمنای تکراری بهتر است در شعر با معشوق حرف نزنید. تصور کنید خوانندگان شعرتان رقیب شما هستند و نمی خواهید بر اسرار شما واقف شوند.
3 – به جزئیات بپردازید و از کلیات بپرهیزید.
4 – در مصرف این و آن زیاده روی نکنید.
از صفات اشاره به دور و نزدیک تا می توانید استفاده نکنید.
5 – فعلاً به فکر تامین موسیقی برای شعرهایتان نباشید. تلاش برای استفاده از قافیه در انتهای سطرها یا آهنگین کردن آنها سر و سامان جملات شما را به هم می ریزد. به مرور با راه های متنوع و متعددی که می توانند دست شما را در تامین موسیقی شعر بگیرند آشنا خواهید شد. تا آن روز فعلاً از خیر موسیقی شعر بگذرید.
6 – از اهمیت شروع و پایان شعر غافل نشوید. شعر را نمی شود از هر جا که پیش آمد شروع کنیم. همچنین هر جا که دلمان بخواهد نمی توانیم آن را قطع کنیم. لازم نیست شروع و پایان شعر حتماً بر شروع و پایان خیالِ آن منطبق باشد.
7 – فعلاً با زبان، برخوردی عادی داشته باشید. انگار که نثر می نویسید. ارکان جمله را جابجا نکنید. جابجا شدن ارکان جمله باید هدفی را دنبال کند. هدفی که ایجاب کند این کار را بکنیم. علاوه بر این باید بدانیم در این جابجایی ها چقدر دستمان باز است. فعلاً بهتر است سری را که درد نمی کند دستمال نبندیم.
8– ایجاز را رعایت کنید و مفید و مختصر بنویسید. این توصیه، دیگر از بدیهیات است. در زندگی روزمره هم کسی که پرگویی کند شنوندگانش را خسته می کند و از دست می دهد.
9 – صرفاً توصیف و گزارش نکنید. به جای آن دروغ بگویید و توجیه کنید. یکی از یادداشتهای قبلی من در همین پایگاه را تحت عنوان «دروغ و داروغه» مطالعه کنید. این نوع دروغ از گناهان کبیره نیست. نگران نباشید گناهش با من.
10- حواستان را جمع کنید و به کار بگیرید. با پنج حس بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه قطعاً آشنایی دارید. منظورم جمع کردن این حواس بود. گاهی شاعران فقط از یکی دو حس خود کار می کشند و بقیه در غبار بی توجهی گم می شوند. دور و برتان را دقیق نگاه کنید. سعی کنید چیزهایی را ببینید که کمتر کسی دیده است. بو بکشید. بوهایی را که کمتر کسی شنیده است. گوش تیز کنید. صداهایی را که مردم از کنارشان بی اعتنا رد می شوند. بچشید. مزه ی هستی را تشخیص دهید. و لمس کنید. بگذارید پوستتان دوستان تازه پیدا کند.
علاوه بر این ده درمان! آنچه می تواند به درد شما بخورد استفاده از محضر شاعران همشهری و انجمن های ادبی منطقه خودتان است. در این پایگاه هم می توانید نقدهای شعر سایر اعضا را بخوانید و نکات طرح شده را با انشای خودتان در جایی یادداشت کنید. این کار می تواند شعرهای بعدی شما را از دچار شدن به ضعفهایی که در نقدها به آنها اشاره می شود دور نگه دارد. این پیشنهاد را روی نقاط قوت شعرهای اعضا هم می توانید پیاده کنید. در این صورت و به مرور زمان، مجموعه ای از تکنیک های شعری را با نمونه های عملی شده خواهید داشت که قطعاً به دردتان خواهد خورد. منتظر شعرهای بعدی تان می مانم.

منتقد : علیرضا بازرگان

تولد: ۱۳۵۰ زنجان تحصیلات: مهندسی عمران سوابق ادبی: آغاز فعالیت‌های ادبی از اوایل دهه‌ی هفتاد تاسیس و مدیریت انجمن‌های ادبی در زنجان مدیریت صفحات ادبی مطبوعات در زنجان انتشار شعر و نقد در مطبوعات برگزاری کارگاه‌ آموزشی شعر و نقد در زنجان انتشار مجموعه‌ی شعر «سر در نمی‌آورم» در سال ۱۳۸۰ مسؤول واحد ادبیات حوزه هنری زنجان سال ۱۳۸۰ داور جشنواره‌های شعر استانی و کشوری ترجمه‌ی شعر و داستان کوتاه از زبان فرانسه



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.