واعتصموا بالتخیل و التصویر !




عنوان مجموعه اشعار : شاهِ نامه
شاعر : فرشته حالی


دست دعای تو سپر سرزمین ما
ای کهکشان گمشده در آستین ما
نور تو از ظهور تو سبقت گرفته است
خط زمان خمیده به سمت یقین ما
ما روی خاک کربُ بَلا سجده می کنیم
مانده نشان مِهر شما بر جبین ما
نوبت به شاه، نامه به آخر رسیده است
بسم الله ای امام زمان و زمین ما


عنوان شعر دوم : نمازی که نشکست
صدا می زنم من تو را ای همه جان
صدا می زنم من تو را ای همه دل
دعا می کنم من تو را تا بیایی
دعا می کنم من تو را از ته دل

به تو اقتدا می کنم در نمازی
که برپاست پیوسته از روز اول
نمازی که قد قامتش را علی گفت
نمازی که نشکسته از روز اول

به تو اقتدا می کنم در نمازی
که در قلب میدان حسینِ علی بست
که هر رکعتش را امامی بپا داشت
که فرق علی را شکستند و نشکست

به تو اقتدا می کنم در نمازی
که برپاست پیوسته تا تو بیایی
صدا می زنم من تو را یوسف من
«عزیز» م کجایی؟ عزیزم کجایی؟

عنوان شعر سوم : اشارت
من برق می زنم تو نگاهم که می کنی
روشن تو میکنی دل آئینه پاره را
من از تو آیه ای است بسوی ات اشاره ای است
تا کیست آنکه فهم کند این اشاره را
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
واعتصموا بالتخیل و التصویر !
ابتدا درودتان میگویم
شعرهای زیبایتان را خواندم و لذت بردم
ابتدا باید حسم را از غزل نخست این محموعه بیان کنم که در آن نوعی تبختر یا اصطلاحاً خودبزرگ بینی ناخواسته دیدم که بی‌تردید در ذهن و نگاه شاعرچنین چیزی نبوده است؛ اما به ذهن مخاطب القا می‌شود ، وقتی می‌گویید: کهکشان در آستین دارم، یا خط زمان به سمت یقین ما خمیده است چنین به ذهن متبادر می‌شود که شاعر خودش را خیلی بزرگ فرض کرده است. این شعر آیینی که به ساحت حضرت حجت(عج) تقدیم شده است؛ البته در بعضی ابیات از "شعر" به "شعار" نیز نزدیک می‌شود که این البته آفت شعر است. در بیت دوم،" نور تو از ظهور تو سبقت گرفته است"، اگرچه معنا کاملاً واضح است اما ترکیب خوبی ارائه نمی‌دهد.
در بیت سوم که سجده کردن با کلمه مِهر (ولا) در کنار هم قرار گرفته، می‌طلبید که شاعر با جناس مُهر و مهر، کار شاعرانه‌تری رقم می‌زد. از جمله زیبایی‌های این غزل کوتاه در بیت آخر است و بازی زبانی بین کلمه" شاهنامه و شاه و نامه" که خیلی ماهرانه انجام شده است.
با این حال غزل حاضر در شکل غزل‌های مرسوم و کلاسیک و قدیمی بیان شده و پر است از نکات و وصف‌های رایج و گاه تکراری.
در شعر دوم که چهارپاره است بند اول با نوعی صنعت موازنه یا ترصیع شروع می‌شود و البته از موسیقی و طنین خوبی نیز برخوردار است. این شعر در قالب شعر آیینی و به صورت چهارپاره سروده شده است؛ اما متاسفانه بین شعر و شعار در جریان قرار دارد.
زبان شعر زبانی تقریباً قدیمی است و شاعر برای به‌روز کردن آن تلاشی نکرده و این نقص را نپوشانده؛ بلکه صادقانه هرچه در چنته داشته را در این ساختار ارائه کرده است.
این یادداشت کوتاه را با ذکر این نکته به پایان می‌برم که کاش شاعر در بند آخر، اقتدا کردن را به شکل دیگری آورده بود؛ زیرا وقتی می‌گوید اقتدا می‌کنم به تو، دیگر مصراع چهارم، آن ضربه نهایی را ندارد که از "کجایی" صحبت می‌کند!
شاعر این قطعات زیبا، توانمند است، چهارچوب‌ها را می‌شناسد و بر ارکان شعر کلاسیک مسلط است، اما با تجربه بیشتر و مطالعه عمیق‌تر، هم در شعرهای گذشته و حال و هم در حوزه‌های معرفتی می‌تواند موفق‌تر از این‌ها باشد. شعر باید با تصویر و تحلیل همراه باشد تا خواننده خودش را در کشف تصاویر و باز کردن گره‌های ادبی سهیم بداند و از آن حس خوشایندی داشته باشد.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.