توهم رمانتيسم و شعر رمانتيك




شاعر : مجید فتحیان


لرزم گرفته
مثل ابرویی که برچید
هر دختری ترسیده از سگ های وحشی
در لابه لای
خوشه های زرد گندم
خوابیده از ترس مترسک های شالیز
مثل دویدن های آهویی که افتاد
در دام شیر بیوه ای
زخمی و تنها
فرقی ندارد
شیر باشم
یا غزالی
من خسته ام از این دویدن های بسیار...
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
مفاهيم مربوط به سبك ها و شيوه هاي ادبي و هنري تا مسير غرب به كشورمان را طي كنند دچار دگرديسي هاي فراواني مي شوند و آن چه به اين سو مي رسد گاه به كل با آن چه در آن سو بوده متفاوت است .
رمانتيسم از مهم ترين سبك هاي هنري و ادبي جهان است كه در اواخر قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم ابتدا در انگلستان و سپس در ديگر كشورهاي اروپايي پديدار گشت . جنبشي كه در تقابل با اشرافي گري پوسيده اروپايي كه از قرون وسطا و دوران سياه فئودالي آن سامان برجامانده بود و نيز در مقابله با عقلانيت ويرانگر برخاسته از دوران روشنگري شكل گرفت و در اين راستا بروز احساسات و تخيلات شخصي ، روگرداني از مظاهر مدرنيته و تمايل به طبيعت و طبيعت گرايي ، اندوهي دائمي ناشي از غربت هنرمند در جهان و تمايل به فرهنگ هاي بومي و محلي ، از مهم ترين مشخصات آن بود . رمانتيسم را مي توان از پيشگام ترين نهضت هاي هنر مدرنيستي دانست .
اما رمانتيسم در ايران مترادف شده است با غمي سطحي و بي ريشه ، احساسات گرايي بي دليل (سانتي مانتاليسم) ، ساده نگري و ساده نويسي و ترسيم تصاويري ذهني و عريان كه سريعا افاده ي معنا نمايد . شايد بتوان «نيما يوشيج» را تنها رمانتيك واقعي ايران دانست .
شعر نيمايي «مجيد فتحيان» نمونه اي از اشعار رمانتيك «وطني» دانست . چه دليلي دارد كه بدانيم اين تب و لرز براي چيست ؟ چرا بايد بدانيم اين دويدن هاي بسيار به چه خاطر انجام مي شود ؟ اصلا چرا بايد بفهميم در پايان اين دويدن هاي بسيار چه در انتظار نشسته است ؟!
شاعر تنها بايد ساده و سرراست از اندوه و نگراني هايش بگويد و بس ! همين كاري كه «فتحيان» كرده است !
«فتحيان» در تصوير سازي هم موفق نيست چون بر زبان و واژگان تسلطي كافي ندارد يا اين كه وزن عروضي از شانس موفقيت او براي رسيدن به زباني سالم كاسته است .
ابرو برچيدن يعني چه ؟ كدام دختري هنگام رويارويي با سگ هاي وحشي ابرو برمي چيند ؟! تازه مگر چنين ابرويي لرزان است كه شاعر لرز خود را به آن تشبيه كرده است ؟ اين تشبيه با كدام وجه شبه صورت گرفته است ؟
در ادامه معلوم نيست دختر بيچاره از ترس سگ هاي وحشي لا به لاي گندم ها خوابيده است يا از ترس مترسك هاي شاليز ؟! شاليز ديگر چيست ؟ آيا منظور از شاليز همان شاليزار است ؟!
آيا بيوه بودن يا نبودن شير براي آهوي بي نوا چه تفاوتي دارد ؟ آيا زخمي و تنها صفت هايي براي آهوست يا شير بيوه ؟! بي ترديد اين ها صفاتي براي آهو هستند اما زبان چيز ديگري مي گويد و ايهامي ناخواسته را به متن تحميل مي كند .
و ....
نوشتن شعر نيمايي تنها با شناسايي وزن عروضي ممكن نمي شود و رمانتيسم هم بازنمايي اندوهي سطحي و بي ريشه نيست . اصلا شعر چيز ساده اي نيست و شاعري كار آساني نيست !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.