عروس ناشناس



عنوان مجموعه اشعار : عروس آفتاب
عنوان شعر اول : عروس آفتاب
شعرم می خواهد دهن لقی کند

می خواهد تو را لو بدهد

از همین فردا مردم شهر تو را با انگشت بهم نشان میدهند

ای عروس آفتاب

که آسمان را با نخ نمای باران به تن داری

و پشت سرت پاییز و بهار را به ساقدوشی خود می بری

تابستان و زمستان را یکجا در آغوشت جا کرده ای

من دهانم قرص بود

شعرم کار را خراب کرد



عنوان شعر دوم : عروس آفتاب
شعرم می خواهد دهن لقی کند

می خواهد تو را لو بدهد

از همین فردا مردم شهر تو را با انگشت بهم نشان میدهند

ای عروس آفتاب

که آسمان را با نخ نمای باران به تن داری

و پشت سرت پاییز و بهار را به ساقدوشی خود می بری

تابستان و زمستان را یکجا در آغوشت جا کرده ای

من دهانم قرص بود

شعرم کار را خراب کرد


عنوان شعر سوم : عروس آفتاب
شعرم می خواهد دهن لقی کند

می خواهد تو را لو بدهد

از همین فردا مردم شهر تو را با انگشت بهم نشان میدهند

ای عروس آفتاب

که آسمان را با نخ نمای باران به تن داری

و پشت سرت پاییز و بهار را به ساقدوشی خود می بری

تابستان و زمستان را یکجا در آغوشت جا کرده ای

من دهانم قرص بود

شعرم کار را خراب کرد
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
با شعری تصویرگرا روبرو هستیم .
تصویر را حاصل همنشینی کلمات در قالب صور خیال در جهت نمایاندن و مرئی ساختن تفکر و یا تخیل می دانیم . نمایشی چه عینی و چه ذهنی شعر را از وضوح و صراحت عبور می دهد .
نام شعر " شایان چراغی " ترکیبی اضافی و از جنس تشبیهی ست . با این حال " عروس آفتاب " چندان تازه به نظر نمی رسد . به این ترتیب شعر را خوب شروع نمی کنیم !
شعر برای آفتاب سروده می شود و به اشکال مختلف خود را به او متصل و مربوط می نماید . آسمان ، باران ، فصول سال و ترکیب این همه ، در واقع می خواهد تصویری بدیع از آفتاب به ما بدهد . با پایان این شعر می توان این سو.الات را از شعر پرسید :
اصلا چرا "عروس " آفتاب ؟ چه علاقه ای بین شعر و تصاویرش و عروس بودن آفتاب وجود دارد یا به وجود آمده است ؟
لباس نخ نمای باران تعبیر زیبایی ست اما کدام عروس را سراغ داریم که لباسی نخ نما به تن کند ؟!
چرا باید پاییز و بهار ساقدوش باشند و تابستان و زمستان در آغوش آفتاب باشد ؟ چه شخصیت پردازی و کدام تیپ سازی از این تعابیر حمایت می کند ؟
راستی داماد کیست و کجاست ؟!
روایت این شعر کامل نیست و جایی هم برای سپیدخوانی باز نکرده است . انگار روایت شعر ناقص است . ساختار این روایت سست است و قانع کننده و باورپذیر نیست .
زبان در این شعر درخشش و تلالو خاصی ندارد . ربان تنها در خدمت داستان و روایت است حال آن که در روایت شعری یا شعر روایی زبان هم باید هدف قرار گیرد و برجسته گردد .
عروس شعر " چراغی " چندان که باید خوب آرایش نکرده است !

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.