نشانه‌هاي روشن




عنوان مجموعه اشعار : کاسب جهنم
شاعر : علی سمرقندی


عنوان شعر اول : سی و سه پل
‌بگو به آنکه دلم را ربود برگردد
اگرچه فرض محال است ، رود برگردد

بایست روی پل و بعد سجده ی شکرت
سی و سه بار بگو زنده رود برگردد

به عزم ماه ، زمین خورده ام خیالی نیست
پلنگ بادیه باید کبود برگردد

حریف بود رقیبم چه قصه ی تلخی
که جاممان به هوا رفته زود برگردد

نمانده هیچ کسی دور من به جز شیطان
خدا ؛ بگو به ملک از سجود برگردد

به روی آتش عشقش سپند می پاشم
که دود آن به دوچشم حسود برگردد

علی سمرقندی

۱۳۹۷/۸/۸

عنوان شعر دوم : کاسب جهنم

آدمی زاد قیل و قال فروش
ناقصی که شده کمال فروش

قبر من یک پر سیاه کلاغ
آن کلاغ سیاه چال فروش

پدرم کاسب جهنم بود
پسرش هم شده زغال فروش

هفت پشتم غلام یک خان است
بس کن ای راوی خیال فروش

هیچ کس روی من حساب نکرد
قهرمانی که شد مدال فروش

می شوم خوار تر پس از مرگم
زیر پاهای یکسفال فروش


1397630


عنوان شعر سوم : بازار زرگران
به امام مهربانی ها

آمد میان صحن گوهر شاد و شاد شد
گلدسته را که دید مرید مراد شد

اذن دخول خواند ؛ نگاه به گنبدش
مکتب نرفته بود ولی با سواد شد

کنج حرم نشست و چنین گفت با خودش
ای خوش به حال کفترتان خانه زاد شد

خورشید زد به گنبد زردت ازآن به بعد
بازار زرگران خراسان کساد شد

ارث تو جود بود و به دست پسر رسید
اینگونه شد که نام«محمد» ، جواد شد

حرف از نیاز شد به شما رو زدیم ما
کم خواستیم لطف کریمان زیاد شد




علی سمرقندی
۱۳۹۶/۹/۲۴
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
وقتي من مخاطب حرفه‌اي شعر، با سه اثر قابل توجه از نوجواني هفده‌ساله مواجه مي‌شوم كه هنوز تحصيلات متوسطه را به پايان نرسانده و كمتر از سه سال سابقه‌ي سرودن دارد، بايد قبل از هر نقدي، به او تبريك بگويم و تاكيد كنم كه چنين استعدادي اگر درست تجربه كند و پشتكار لازم را هم داشته باشد، مي‌تواند به يكي از نام‌هاي جدي شعر فارسي در دهه‌ي آينده تبديل شود. شايد اين جملات، بيش از حد، خوشبينانه و اميدوارانه به نظر برسند ولي مطمئن باشيد كه از روي هيجان‌زدگي و بر اثر غليان احساسات نوشته نشده‌اند؛ مبناي اين نگاه كاملا مثبت، نشانه‌هاي روشني‌ست كه در اين سه سروده، پيش روي ماست و اميدوارم روزبه‌روز، بيشتر، كامل‌تر و پيوسته‌تر شود.
در سروده‌ي اول كه در اين نوبت، بيشتر درباره‌ي آن خواهم نوشت، يك رويكرد كلي و تاثيرگذار، مشهود است: قافيه‌بندي؛ تجربه‌اي كه همه‌ي كساني كه شعر موزون و مردّف و مقفّا نوشته‌اند، آن را پشت سر گذاشته‌اند تا بتوانند به قدر كافي در شكل‌هاي مختلف شعري، آزموده شوند و پس از آموختگي و ورزيدگي و تسلط كافي بر كلام موزون، به دستاوردهاي مهم‌تري فكر كنند. نكته‌ي مهمي كه وجود دارد، اين است كه هر سراينده‌اي پس از آموختگي‌هاي اوليه در مورد قافيه و رديف، بايد به سطوح بالاتر فكر كند و از آن به بعد، به موسيقي كناري به چشم بخشي از روند سرايش بينديشد كه در جريان طبيعي سرودن شكل مي‌گيرد؛ نه اينكه باز هم همه چيز را بر اساس قافيه و رديف، طراحي كند و پيش ببرد. يكي ديگر از توجهات لازم، اين است كه اجازه ندهيم مبناقراردادن موسيقي كناري باعث شود كه سلامت زبان، دچار خدشه شود و مثلا به خاطرِ نشاندن يك قافيه كنار رديف، مجبور باشيم اركان جمله را دستكاري كنيم.
به عنوان مثال در بيت نخست غزل نخست، شكل انتخاب قافيه به گونه‌اي‌ست كه ارتباط افقي دو مصراع، چندان محكم نيست. البته گاهي در غزل‌هاي واحد، پردازش فضا و روايت، به گونه‌اي‌ست كه نخست با تك‌تصويرهايي مواجه مي‌شويم كه خرده‌روايت‌ها را مي‌سازند و سپس مثل قطعات يك پازل، روايت اصلي را شكل مي‌دهند اما اين غزل ـ خصوصا از بيت سوم ـ اصرار دارد كه ابيات مستقلي داشته باشد و به همين دليل، مي‌توان گفت ارتباط افقي در بيت نخست، محكم نيست؛ اگرچه دو بيت اول، مي‌توانسته‌اند مقدمه‌ي يك روايت مفصل باشند و حالا هم مي‌توانند با يك مربع، از بقيه‌ي ابيات، اندكي فاصله داشته باشند؛ انگار كه راوي در دو بيت نخست، روايت جزئي‌اي را يادآوري كرده و سپس به دنبال خوانش‌هايي كلي‌تر باشد.
در بيت دوم اين غزل ـ آگاهانه يا ناخودآگاه ـ نكته‌ي قابل توجهي هست كه لازم است به آن اشاره كنم؛ نكته‌اي كه مي‌تواند نتيجه‌ي اطمينان‌كردن سراينده به ناخودآگاهش و شكل‌گرفتن سلسله‌ي تداعي از «رود» به «پل» و «سجده» و سپس به عدد «سي‌وسه» باشد. اين نكته كجاست؟ در عدد سي‌و‌سه؛ عددي كه هم با سجده و عبادت نسبت دارد (تعداد ذكرشدن هر يك از تسبيحات) و هم با پل. درست است كه مخاطب، ناخودآگاه فكر مي‌كند صحبت از سي‌وسه‌پل است اما الزاما چنين نيست. اين پل اساسا مي‌تواند فيزيكي نباشد؛ اصلا شايد خود سجده باشد! و خب، تكليف آن سي‌وسه بار گفتن هم كه روشن است. البته بهتر بود كه در مصراع نخست بيت، «شكر» بدون ضمير ملكي بيايد؛ چراكه مخاطب از آن ذهنيت قبلي ندارد و رخداد، برايش ناشناخته و تازه است. مثلا مي‌شد به جاي «سجده‌ي شكرت»، گفت: «سجده‌ي شكري» يا... .
يكي ديگر از نكاتي كه سراينده بايد از همين اكنون شاعري‌اش به آن توجه داشته باشد، حسن تعليل است. فعلا كاري به تركيب «پلنگ باديه» ندارم و از آن مي‌گذرم؛ بگذاريد به پرسشي كه در ذهن من مخاطب شكل گرفته برسم: «چرا ... بايد كبود برگردد»؟ مضمون بيت، روشن و مقبول است اما متاسفانه اينجا هم قافيه، خودش را به متن، تحميل كرده و نهايتا هم دلچسب از آب درنيامده است.
و... خيلي ناگفته‌هاي ديگر كه مجالي براي بيان آنها نيست. اميدوارم در آينده آثار نوبه‌نوتري از اين همراه جوان پايگاه بخوانم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.