استعداتان بی‌نظیر است؛ ادامه بدهید!



عنوان مجموعه اشعار : جریحه
عنوان شعر اول : یاران
"ما ز ياران چشم يارى"اشتباه است اشتباه
هر كه را در دل نشاندم شد رفيقِ نيمه راه
همچو يوسف از برادرهاى خود زخمى شدم
كاروانى هم نيامد بگذرد از سوى چاه
در احاديث آمده از آه مظلومان بترس
اى امان از ظلم ياران مى كِشم از سينه آه
سفره ى دل را به نزد هركسى نگشوده ام
درد و دل هايم بگويم نيمه شب هايى به ماه
حال اين بشكسته را هرگز نمى پرسد كسى
گرد و خاكِ روى درب خانه مى باشد گواه
اين سخن را تا ابد بر روى لب دارد كميل
"ما ز ياران چشم يارى"اشتباه است اشتباه


عنوان شعر دوم : دلم
نشسته ام بنويسم كمى براىِ دلم
دوباره پُر شده باران در اين هواى دلم
شكسته اند دلم را به گوشِ اهل جهان
چو رَعد و برقِ مهيبى رسد صداى دلم
غريبه و غمگين،شكسته و مغموم
چه ماجراىِ عجيبيست ماجراى دلم
دراين شب تاريك گرفته ام ترحيم
منى كه مرثيه خوانم در اين عزاى دلم
گلايه اى نَبُوَد از جريحهِ اغيار
كه هست زخم رفيقان به جاى جاى دلم
گرفتم اينكه رفيقان وداع ما كردند
چه باک لطف تو دائم بُوَد خدای دلم

عنوان شعر سوم : دلدار
آنكه ميگفت مرا همدم و دلدار شود
از براى دل من مونس و غمخوار شود
آن نگارى كه مرا راحت جانم ميخواند
آنچنان رفت كه خود باعث آزار شود
لب خود دوخته ام تا نزنم دم ز غمش
ترسم اين قصه من صحبت اغيار شود
آرزوى دل ديوانه ى من اين گشته
قدر يك جرعه نگه فرصت ديدار شود
خاطراتش چو بيافتد به سر شوريده
سقفِ اين خانه ى غم بر سرم آوار شود
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می‌گویم
برای کسی که فقط دو سال از عمر شاعری‌اش می‌گذرد این شعرها خیلی خیلی خوب به حساب می‌آید؛ البته نمی‌دانم این شعرها آیا پیش از این در انجمنی یا نهادی و یا نزد استادی اصلاح شده است یا خیر! اما اگر همه‌اش بافته ذهن شاعری با کسوت دو سال در دنیای ادب فارسی است جای تبریک و تشویق دارد.
این به معنی بی‌عیب بودن اشعار پیش‌رو نیست و اطمینان دارم انتظار خود شاعر را هم برآورده نکرده است؛ زیرا اگر با همین ابیات راضی شویم درجا خواهیم زد و پیشرفتی حاصل نخواهد شد.
چون سه شعر برای نقد ارائه شده است کلیاتی در مورد هر یک به اختصار بیان می‌کنم و اگر یک یا حداکثر دو شعر بود می‌شد جزیی‌تر و ریزتر به بررسی بیت بیت اشعار پرداخت و توضیح بیشتری داد.
غزل اول:
از نظر موسیقی شعری بی‌عیب و نقص است و از نظر قافیه نیز خللی در آن نیست. غزل البته حرف‌های خوبی دارد: از بی‌وفایی دنیا و ظلم‌ستیزی، رازداری و... اما این حرفها را با همان زبان و بیانی مطرح می‌کند که قرن‌های گذشته، شاعران و سخنوران دیگر به‌‌مراتب بیشتر و بلکه رساتر و زیباتر گفته‌اند. شاعر همروزگار ما می‌توانست بیانش را با قالبی نوتر، زبانی امروزی‌تر و تکنیک‌هایی بدیع‌تر به مخاطب امروزی‌اش ارائه دهد؛ مثلاً می‌توانست از کلمات همچو/ نزد/ نگشوده‌ام/ بشکسته/ درب و ... را به شکلی دیگر استفاده کند. نکته دیگر استفاده از قافیه و ردیف‌های نوتر و تصویری و خیال‌انگیزی‌های بیشتر است که این شعر کمتر از آن بهره‌مند است. بیشتر شاعر به نظم نزدیک می‌شود تا خیال شاعرانه و تصویری و کشف. مطالعه شعر امروز به‌خصوص از صاحبان اندیشه و مضامین نو مثل قیصر، بهمنی و منزوی و جوان‌ترهایی که شعرهای نابی دارند راهگشا خواهد بود.
غزل دوم:
این غزل با وزنی متفاوت از غزل اول با عروض" مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن" سروده شده است؛ اما شاعر انگار در برخی مصراع ها وزن را از دست می دهد. مثل مصراع:
"غریبه و غمگین، شکسته و مغموم"
یا:
"در این شب تاریک، گرفته‌ام ترحیم"
ناگفته نماند که مصراع "غریبه و غمگین، شکسته و مغموم" با قانون اختیار تسکین و تبدیل دو هجای کوتاه به هجای بلند، شروع شده است و اگر این امر آگاهانه باشد بسیار جای خوشبختی است؛ اما بین دو پاره غریبه و غمگین و عبارت شکسته و مغموم یک هجا جاافتاده است که این وزن را مختل می‌کند. یعنی جدای از "اختیار تسکین" که شرحش رفت؛ بین غمگین و شکسته یک هجا کم دارد. و مثلاً یک "واو" عطف کار را ‌عیب و نقص آن را برطرف می‌کند.
گذشته از مشکل وزنی در این دو مصراع، شعر دوم دچار لغزش‌هایی دیگر نیز هست. مثلاً مصرع دوم بیت اول:
دوباره پر شده باران در این هوای دلم
شاعر در این مصراع می‌خواهد بگوید که هوای دلم بارانی است؛ اما از پس ادای این جمله برنیامده است.
یا بیت دوم مراد شاعر این است که دلم را آنچنان شکسته‌اند که صدای شکستنش به گوش همه رسیده؛ اما می بینید که چه ترکیبی از آن حاصل شده است.
کاربرد "جریحه" در بیت پنجم خیلی روزآمد نیست و شاعر می‌توانست از عبارت‌های بهتری استفاده ببرد. همین ریزه‌کاریهاست که شعر را خوب می‌کند یا در مقابل، از آن شعری متوسط یا ضعیف می‌سازد.
غزل سوم:
با عوض کردن فعل " می‌گفت" و جاگذاری فعل " می‌خواست" مشکل ابیات نخستین این غزل تقریبا برطرف می‌شود و ابهام آن رفع خواهد شد: آنکه می‌خواست مرا همدم و دلدار شود ...
اما در مصراع چهارم به جای فعل " شد" به اقتضای ردیف از فعل شود استفاده شده است و این شعر را از نظر دستوری دچار مشکل می‌کند چون باید می‌گفت: آنچنان رفت و که خود باعث آزار شد". در بیت چهارم شاعر از آرزوی دیدار یار می‌گوید و حتی به یک نگاه راضی است؛ اما معلوم نیست چرا از واژه نامأنوس"جرعه" در این بیت استفاده کرده است؟ چون هیچ تناظر معنایی با سایر کلمات بیت وجود ندارد.
با اینهمه سراینده این ابیات را با این میزان تجربه نسبتاً کم و این سطح از اطلاعات موفق میدانم. حضور مداوم در انجمن‌ها و کارگاه‌های ادبی، محک خوردن و استفاده از بازتاب اندیشه‌ها و نظرات دیگران و شنیدن نقد اشعار توسط صاحب‌نفسان و افراد مطلع و کاربلد قطعاً در مدت زمان کوتاهی ایشان و شعرشان را متحول خواهد کرد به زودی ان شاءلله کارهای بسیار درخشان و خوبی از وی خواهیم خواند.
برای این شاعر آرزوی توفیق بیش از پیش دارم.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.