در همان سنت آشنا




شاعر : مجید فتحیان


مطرب شهر کجا رفته مگر
سازم افتاده زمین
سرم انگار کمی خورده به سنگ
چه خبر های خوشی
از سرم زود پرید
دست دیوانه کمی دیر
به مهتاب رسید
پرده ای بر تن عریان شده ی ماه کشید
مطرب شهر کجا رفته مگر
کف بازار پلاسیده ی شهر
یا به دنبال من افتاده
پی مسجد شهر
دست و دل باز کند
نفسی تازه کند
مطرب شهر کجا رفته مگر
دیر شد مجلسمان
عمرمان رفته ولی
رعشه نیفتاده دگر بر دلمان ...
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر نيمايي «مجيد فتحيان» تلاش دارد به همان دايره ي واژگاني شعر كهن فارسي پيامي نو را به مخاطب امروز شعر معاصر فارسي منتقل نمايد . آيا اين امكان پذير است ؟
كلمات در گفتمان هاي متفاوت شخصيت معنايي متفاوتي از خود بروز مي دهند . شخصيتي به شدت متغير و انعطاف پذير . به همين دليل است كه به كارگيري كلمات به كاررفته در شعر كهن در گفتمان نوگرايانه شعر نو بسيار سخت و دشوار مي نمايد . در اين وضعيت دو اتفاق قابل تصور است . يا همان پيام اشعار كهن به تمامي منتقل مي گردد كه در اين صورت كار شاعر تكرار مكررات بوده است و يا پيامي نو در پوسته اي كهن سعي به انتقال دارد كه در اين حالت لازم است شاعر با استعاره سازي يا نمادسازي بديعي از همان كلمات آشنا ، كاركردي تازه ارائه دهد . كاركردي كه به طور مثال شاملو و تا حدي اخوان ثالث در شعر خود از كلمات ارائه مي دهند . اين كار به علت سابقه ي زياد و غني اين كلمات به سختي امكان پذير است .
«فتحيان» با كلمه ي «مطرب» به عنوان واژه ي مركزي اين شعر برخوردي تازه نداشته است و علاوه بر اين به ابعاد تازه ي اين كلمه در روزگار ما كمتر توجه كرده است . چرا بايد منتظر مطرب باشيم ؟ واقعا از دست مطربان روزگار ما چه كاري براي شهر و مجالس و مساجد آن بر مي آيد ؟!
نقش ديوانه در اين شعر چيست ؟ او شخصيتي مثبت دارد يا مطابق با سنت شعر فارسي شخصيتي مثبت و رند محسوب مي شود ؟ پرده بر تن عريان ماه در اين شعر عملي خوب است يا بد ؟
كاركرد زبان نيز در اين شعر نياز به ويرايش هايي دارد . عريان همان عريان شده است مگر اين كه براي تكميل وزن نيمايي به شكل مجهول آن نيازي داشته باشيم . پلاسيده با چه ملاحظه ي معنايي يا موسيقايي به عنوان صفت بازار به كار رفته است ؟ آيا تعبير رعشه بر دل افتادن به معناي تكان خوردن دل و لرزيدن دل و در نقش استعاره اي براي بيداري مناسبتي دارد ؟
با اين حال بايد بر تسلط خوب شاعر بر وزن عروضي در شعر نيمايي صحه گذاشت و منتظر خواندن كارهاي بهتري از او بود . آثار ي با زبان و بياني نو و مدرن تر براي انعكاس يا بازآفريني جهان معاصر

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.