دروغ و داروغه




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : سکوت مهتاب


عنوان شعر اول : بهانه
چند سالیست که انگیزه دیدار ندارم
بی تو ای یار غریبم
آشنایی من ندارم

هر غروب کنج ایوان
خیره بر دشت و بیابان
یک مترسک
خسته بی جان

می کند ناله و آهی
می دهد امید واهی
مانده در بین دو راهی
قلب من ، هزار ماهی

خواب آرامی شبانه
می کنی بر ما روانه
دستهایت آشیانه
هر نفس از تو
برای زندگی کردن بهانه
ای تو روشنگر هر چراغ خانه
چند سالیست که بی نور شده حیاط خانه
دزد دیگر شده است صاحب خانه
راستش
اینها همه هستند برای بغض من چند بهانه





عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : علیرضا بازرگان
شاعر نوجوان «بهانه»! به پایگاه نقد شعر خوش آمده اید. امیدوارم در اینجا علاوه بر خواندن نقد شعرهای خودتان، نقد شعر دیگر اعضا را هم با دقت مطالعه کنید و به رشد شعرهایتان سرعت و شتاب بیشتری بدهید.
آنچه از «بهانه» دستگیر خواننده می شود پایبندی شما به قافیه پردازی است. همان طور که می دانید قافیه و مکان تقریباً ثابت آن در انتهای سطرها از مشخصات شعرهایی است که در قالبهای سنتی ادبیات فارسی نوشته می شوند. در شعر آزاد مجبور نیستیم در انتهای سطرها از کلمات هم قافیه استفاده کنیم. پایبندی به این کار غیرضروری از دو جهت به شعر لطمه می زند. یک اینکه دیدن قافیه ها در انتهای سطرها در حالی که کار خاصی انجام نمی دهند دل خواننده را می زند و بیشتر قیافه به نظر می آیند تا قافیه و دو اینکه تلاش برای آوردن کلمه قافیه در انتهای سطر، نظم سطر را به هم می ریزد و جمله بندی را دستکاری شده و مصنوعی جلوه می دهد. این اشکال بالاخص در ده سطر آخر شعر که فقط دو تا از آنها قافیه ندارند بیشتر به چشم می خورد و خسته کننده است.
و اما چند کلمه حرف کلی درباره ی شعر. فعلاً و در ابتدا وقت بگذارید و سعی کنید با عناصر سازنده ی شعر آشنا شوید و بعد از آن هر شعر خوبی را که مطالعه می کنید عناصر آن را تا جایی که برایتان مقدور است استخراج و ارزیابی کنید. به مرور زمان خواهید توانست تشخیص دهید که یک شعر به اتکای کدامیک از عناصرش برجسته شده است. این قدرت تشخیص صرفاً در خواندن شعر نیست که به دردتان خواهد خورد بلکه شما را در نوشتن یاری خواهد داد و از خطاهای احتمالی دور خواهید ماند. و اما عناصر شعر:
1)خیال 2)زبان 3)موسیقی 4)فرم
درباره ی اینها تحقیق و مطالعه کنید تا زمانی که بتوانید قوت و ضعف آنها را در شعرهای خودتان و دیگران تشخیص دهید. همچنین توصیه می کنم برای اینکه در دام خیال های تکراری نیافتید از حدیث نفس فعلاً صرفنظر کنید. به تعبیر ساده تر، از خودتان نگویید. خودتان را فعلاً برای مدتی نبینید. چشمهایتان را برای دیدن دقیق تر پیرامونتان به کار بگیرید و در هنگام نوشتن، آنها را به خودتان ربط ندهید. سعی کنید در رویت و تماشای جهان چنان دقیق شوید که قادر باشید چیزی را ببینید یا حس کنید که فکر کنید دیگران بعید است آن را تجربه کرده باشند. البته دیدن فقط یکی از حواس ماست. سایر حواستان را برای درک جهان اطراف به کار بگیرید. وقتی به درکی تازه برسید احساس شادمانی خواهید کرد. آن لحظه را از دست ندهید و ثبتش کنید. چرا که تا همینجا حداقل خیالی بکر را شکار کرده اید. اگر بتوانید مثل وقتی که دروغ می گویید برای شروع، بدنه و پایان شعرتان چنان طرحی بریزید که باورپذیر و اثرگذار باشد به فرم شعر هم، دست خواهید یافت. این دروغ از واجبات شعر است و هیچ داروغه ای به آن گیر نمی دهد.درباره ی زبان همین قدر بگویم که در گام اول سعی کنید با جملات کشتی نگیرید و رفتارتان با آنها متعارف و عادی باشد. انگار نه انگار که دارید شعر می نویسید. به مرور زمان با مهارتهای زبانی آشنا خواهید شد و از آنها به وقتش بهره خواهید برد. موسیقی شعر را فعلاً فرض کنید وقت ندارید یاد بگیرید لذا حواستان را به سه عنصر دیگر جمع کنید. درباره ی زبان و موسیقی شعر می توانید در نقدهای این پایگاه بیشتر بخوانید. منتظر کارهای بعدی شما می مانم تا ان شاءالله پیشرفتتان را ببینم و به بهانه آنها نکات بیشتری را مرور و یادآوری کنم.

منتقد : علیرضا بازرگان

تولد: ۱۳۵۰ زنجان تحصیلات: مهندسی عمران سوابق ادبی: آغاز فعالیت‌های ادبی از اوایل دهه‌ی هفتاد تاسیس و مدیریت انجمن‌های ادبی در زنجان مدیریت صفحات ادبی مطبوعات در زنجان انتشار شعر و نقد در مطبوعات برگزاری کارگاه‌ آموزشی شعر و نقد در زنجان انتشار مجموعه‌ی شعر «سر در نمی‌آورم» در سال ۱۳۸۰ مسؤول واحد ادبیات حوزه هنری زنجان سال ۱۳۸۰ داور جشنواره‌های شعر استانی و کشوری ترجمه‌ی شعر و داستان کوتاه از زبان فرانسه



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.