از اين هم تازه‌تر



عنوان مجموعه اشعار : اشعار آیینی
عنوان شعر اول : کبوترها
به دورت بس که می گردند بی پروا، کبوترها
مرا یادت می اندازند در هر جا کبوترها

همیشه فکر می کردم که تنها نامه بر باشند
زیارتنامه بر هم می شوند اما کبوترها

دوباره از قفس آزاد شد، سمت حرم پر زد
هوایی کرده اند این بار هم دل را، کبوترها

غریبی تو بی معناست آنجایی که می بینم
هوادار توأند از عمق جان، آقا، کبوترها

سلیمانی و جن و انس، خادم های دربارت
به گرداگرد خوشرویی ت،آهوها، کبوترها

زمین و آسمانت را چه محشر کرده اند اینک
در این پایین مسافرها، در آن بالا کبوترها

رهایی را از آن روزی که در دام تو می بینند
نشستن روی بام دیگری ! حاشا کبوترها...

میان گریه بودم که صدایی گفت: این آقا
همیشه زود راضی می شود از ما کبوترها

خدا بالم نداد اما، به عشق آسمان سا یَت
مرا محشور خواهد کرد روزی با کبوترها

بجای دانه گندم به صحنت واژه پاشیدم
اگر جمعند دور شاعرت حالا کبوترها


عنوان شعر دوم : پنج رباعی در بیان حال حضرت علی (ع) خطاب به حضرت زهرا(س)
ای بانوی عشق، یار غم های علی(ع)
لبخند تو غمگسار غم های علی(ع)
با کوچ پر از درد وغمت، چاه فقط
بر دوش گرفت بار غم های علی(ع)

غمدیده ای و نه اینکه غم ،معنی توست
نه اینکه «جوان و قدّ خم» معنی توست
تا آخر عمر با علی خندیدی
بانو؛ به خدا که عشق هممعنی توست

بانوی قناعت و قنوتی زهرا(س)
تو راز مگوی ملکوتی زهرا(س)
با صبر خداوند درآمیخته ای
حقا که الفبای سکوتی زهرا(س)

دنیاست خراب دردهایت؛ زهرا(س)
دلهاست کباب دردهایت؛ زهرا(س)
شک نیست بهشتی بکند دوزخ را
یک ذره ثواب دردهایت زهرا(س)

دشمن پیِ کشتنم به راه افتاده
تا سرخ شود به خون من سجاده
یا فاطمه شمشیر نمی داند که
یکبار علی با غم تو جان داده


عنوان شعر سوم : شکوه مشرق
ببین که از سر گلدسته سر درآورده ست
دلی که باز به شوق تو پر درآورده ست

درِ حریم تو باب القیامت است و مرا
از این جهان به جهانی دگر درآورده ست

نه غربتت، نه غمم،بلکه مهربانی هات
همیشه اشک مرا بیشتر درآورده ست

هرآنکه در شب غمهای خود فرومانده
به لطف مهر تو سر از سحر درآورده ست

شکوه مشرقی و کوه در تصدق تو
مدام سکه زر از کمر درآورده ست

در این حریم ندیده ست بسته بودن را
کسی که دست طلب سمت هر در آورده ست

و منتهی به بهشت است راههای حرم
که خستگیِّ تن رهگذر درآورده ست

دوشنبه است و زیارت عجیب می چسبد
دلم به عشق تو، بال سفر درآورده ست
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
بررسي دو غزل و چند رباعي از دوستي 33ساله كه بيش از 5سال است مي‌سرايد در دستور كار اين نوبت قرار گرفته است؛ دوست همراهي كه تازه به خانواده‌ي پايگاه نقد شعر پيوسته و اينها اولين آثاري‌ست كه ارسال كرده؛ پس دانسته‌هاي ما از بالا و پايين سروده‌هايش به همين چند سروده، محدود است. البته همين چند اثر، نشان مي‌دهند كه سراينده‌شان علاوه بر عبور از منازل نخست شعر، تكاپوهاي جدي‌تر هم داشته و دارد كه نمونه‌هايي از آن هم در همين سروده‌ها پيش روست؛ تكاپوهايي كه از آگاهي‌هاي ادبي و غيرادبي سراينده خبر مي‌دهد و آموخته‌هايش را به رخ مي‌كشد.
غزل «كبوترها» براي توصيف، طرح مناسبي دارد؛ وزني با توالي اركان متناسب با دكلماسيون طبيعي، قافيه‌ي باز و رديفي اسمي كه امكان عيني‌گرايي را فراهم مي‌كند. از همان مصراع نخست هم سراينده نشان مي‌دهد كه كلماتش را با دقت انتخاب مي‌كند و حواسش به تناسبات و حتي تنيدگي‌ها هست. شايد در وهله‌ي اول، چنين ظرايفي به چشم نيايد و حتي خود سراينده هم خودآگاهانه متوجه آنها نبوده باشد اما مثلا «گرد» در «مي‌گردند» و «پر» در «بي‌پروا» خواه‌ناخواه با «دور» و «كبوتر» نسبت دارند و باعث مي‌شوند كه شبكه‌ي تصويري كامل‌تري در ذهن مخاطب شكل بگيرد. در بيت دوم اگرچه خود تركيب «زيارتنامه‌بر» جسورانه و جذاب است، در كليت مضمون، جاي پاي محكمي ندارد؛ زيرا مضمون به‌خوبي پرورده و كامل نشده است. اولا كه «زيارتنامه» هم نوعي «نامه» است و ديگر اينكه آنچه منظور سراينده بوده بيشتر، نايب‌الزيارگي‌ست كه اي كاش پرداخت متناسب‌تري داشت. بيت سوم، بيت خوبي‌ست؛ فقط، «از قفس آزاد شد» مابازاي روشني ندارد. در اين بيت هم ايهام «هوايي» از زبان‌آگاهي‌هاي سراينده خبر مي‌دهد.
در بيت چهارم مشددشدن «ي» در «غريبي تو» (به ضرورت وزن) اصلا خوب نيست؛ چون از شكل طبيعي زبان فاصله دارد. در ادامه هم به قافيه‌ي «آقا» مي‌رسيم كه تنيدگي چنداني در مصراع و بيت ندارد. تصوير مصراع دوم بيت پنجم، روشن و دلچسب است (به گرداگرد خوشرويي‌ت، آهوها، كبوترها). در بيت ششم، بحث اصلي بر سر ضمير ملكي «ت» است. آيا اين اختصاص، لازم است؟ به نظر من، نه! و اين تهمت را هم در خودش مستتر دارد كه سراينده براي پرشدن وزن، چنين كاري كرده است.
در بيت بعدي با پارادوكس زيبايي مواجهيم؛ «رهايي در دام»! و در مصراع دوم هم بيان، نفي و حاشاي زيبايي دارد. خيال‌ورزي سراينده در بيت هشتم، به ثمر ننشسته و باورپذير از كار درنيامده است. و دو بيت پاياني هم فرود خوبي براي پايان‌بندي فراهم كرده است.
در رباعي اول، جابه‌جايي «فقط» و «چاه»، محل تاكيد جمله را تغيير داده است كه خوب نيست. مصراع‌هاي اول و دوم، كاملا معمولي هستند. رباعي دوم، دچار تعقيد بياني‌ست؛ خصوصا در مصراع‌هاي اول و دوم. رباعي سوم، رباعي خوبي‌ست؛ فقط اي كاش مصراع نخست هم به اندازه‌ي بقيه‌ي مصراع‌ها تازه و متناسب بود. تركيب «الفباي سكوت» باز هم از توانايي‌هاي سراينده حكايت دارد. رباعي چهارم، باز هم معمولي و كم‌تاثير است؛ چراكه بيشتر، پذيرفتني‌ست تا دريافتني و همين مساله، مخاطب را پس مي‌زند. و رباعي آخر هم اگرچه عيني‌تر و جزء‌نگرانه‌تر است، شبكه‌ي مضموني كاملي ندارد. در مصراع دوم هم «ز» درست‌تر از «به» به نظر مي‌رسد؛ خصوصا كه با كليت آثار، منافات زباني هم ندارد.
سروده‌ي سوم، از اين نظر ويژه است كه قافيه و رديف در پيوند نزديكي با يكديگر هستند؛ پيوندي كه عمدتا فعل مركب مي‌سازد. در بيت اول، فضاي خيال، به‌خوبي عيني شده و مخاطب، نه‌تنها آن را باور مي‌كند، لذت هم مي‌برد. جناس «در» در بيت دوم، كاركردهاي فراموسيقايي دارد و مي‌توان از آن به تاويلات تصويري و مضموني رسيد. عاطفگي در بيت سوم، صميمانه و تاثيرگذار است. ايهام «مهر» در بيت چهارم، دوست‌داشتني‌ست و «سر از سحر درآورده» هم به تصوير خود سحر تاويل مي‌يابد كه در تاريخ ادبيات ما هميشه از گريبان شب سر برمي‌آورد. بيت پنجم، بيت شكوهمندي‌ست و واژه‌ي «تصدق» در مصراع اول اين بيت، نگين‌وار مي‌درخشد. سراينده به ادبيات كلاسيك نظر دارد اما كار خودش را مي كند و همين ويژگي‌ست كه همه چيز را از ملال تكرار در امان مي‌دارد. سه بيت بعدي، معمولي‌تر هستند اما سالم و محترم‌اند.
و نهايتا اينكه دوست خوب ما سرودن را بلد است و آگاهي‌هاي جاني و زباني‌اش كم نيست؛ فقط بايد اين آگاهي‌ها را يكدست‌تر و تازه‌تر كند. چنين باد.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۱
سیدروح الله فریدونی » چهارشنبه 10 بهمن 1397
بسیار متشکرم از جناب غلامرضا طریقی بخاطر راه اندازی چنین پایگاه ارزشمندی. و سپاسگزارم از جناب فرصتی ابراهیم اسماعیلی اراضی بجهت فرصتی که برای نقد آثارم گذاشتند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.