چند راهکار عملی برای نوشدن زبان




عنوان مجموعه اشعار : همای سعادت آباد
شاعر : مازیار(نسیم) حسنی


عنوان شعر اول : منِ بدنام

دلا میترسم از شوقش به رسوایی کشد کارم
اگر یک بار دیگر آن پری آید به دیدارم

تویی آن یوسفی که شهره شد نامش به خوشنامی
منم کز آتش عشقت زلیخای گنه کارم

به یک عالم نمی بخشم شب تنهایی خود را
که در تنهایی ام با خاطراتت عالمی دارم

به سر می پرورم‌ رویای دیدار تو را هر شب
ولیکن نیست بر دولت سرای آرزو ، بارم

تو را دیدم که مو افشانده بودی تا سر دوشت
وز آن دیدار دوشینم گره افتاده در کارم

غزل هایم پری چون چشم من تر می شود گاهی
مسیحایم ولی در حسرت عشق تو بیمارم

《نسیمی》می شوم ای گل به هنگام غزل گفتن
ولی در آرزوی وصل تو چون بلبل زارم

عنوان شعر دوم : من عاشق توام
من‌عاشق توام....
گاهی میان دشت
گاهی کنار رود
هر روز خاطرات تو را لمس میکنم ....
وقتی که رد پای تو در خاطرات من
تکرار می شود....
فریاد می زنم...
من‌عاشق توام ...
رفتی ولی هنوز
از دل نرفته ای....
داری درون سینه من گریه می کنی....
این اشک‌های توست که از گونه های من ...
هر روز می چکد....
تکرار میکنم...
من‌عاشق توام...
وقتی که رفت فال به حافظ زدیم و گفت
ای دوست غم مخور
می آید از سفر
یوسف برای دیدن بیت الحزن.... ولی
بیت الحزن کجاست؟
بیت الحزن منم که تو از من نرفته ای
داری درون سینه من وول می خوری
حافظ دوباره فال مرا اشتباه زد

عنوان شعر سوم : سخن آشنا

از آن شبی که تو را با خود آشنا کردیم
دل از غریبه بریدیم و با تو تا کردیم

به روی شانه ی شب سر گذاشتیم پری
برای مادر شب شرح ماجرا کردیم

زبان عشق گشودیم همچو بلبل مست
در آرزوی تو ای گل خدا خدا کردیم

به سیل اشک گذشت آبمان ز سر امشب
چه گویمت که پری بعد تو چه ها کردیم

به کعبه راه ندادندمان و باکی نیست
که ما به گوشه میخانه اکتفا کردیم

چنان 《نسیم》وزیدیم لای موهایت
و عطر موی تو را در چمن رها کردیم
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
چند راهکار عملی برای نوشدن زبان
ابتدا درودتان می‌گویم
دومین خوانش من از شعرهای این شاعر، این نکته را یادآوری می‌کند که سراینده این ابیات با وجود توانمندی‌اش در حوزه شعر کلاسیک، به همین مقدار اکتفا کرده است و بخصوص در حوزه زبان، قرار نیست اتفاق تازه‌ای در شعرش بیفتد. شاید این قضاوت زودهنگام باشد اما با مرور چند شعر در دو مرحله، برداشتی روشن‌تر از این ندارم. این البته برای شاعر، پیامی مبنی بر ناکامی و توقف در ادبیات نخواهد داشت؛ بلکه یک انتخاب آگاهانه است که او را مصمم می‌دارد با همین زبان و با استفاده از همین عناصر که قرن‌ها از آن استفاده شده بهره ببرد.
اما سئوالی که اینجا پیش می‌آید این است که مخاطب امروز اگر بنا باشد این بیان و زبان و واژگان را دوست داشته باشد چرا از قله‌های ادبیات و بزرگان چندین قرن پویش و سرایش در ادب فارسی مثل حافظ، عراقی، سعدی و خواجو و کمال‌الدین اسماعیل و نزدیک‌تر از اینها به دوران خودمان، مثل شهریار و امیری فیروزکوهی و که و که شعر نخواند؟ اینگونه سروده‌ها چه رهاوردی برای مخاطب امروزی دارد که آنها نداشتند.
در این فرصت به چند نمونه کارهایی که می‌شود در حوزه مخاطب‌سنجی انجام داد اشاره می‌کنم. "منزوی بزرگ" با رعایت اصول و فنون شعر کلاسیک و پاسداشت جایگاه غزل، به نوآوری در مضمون و واژگان و تصاویر روی آورد و از این جهت خود را از قله‌های شعر معاصر قرار داد. این تغییر و نو شدن را محمدعلی بهمنی نیز در همین قالب دنبال کرد؛ اگرچه بهمنی به نسبت منزوی در سایر قالب‌ها نیز دستی بر آتش دارد. از حیث موسیقی، بانو سیمین بهبهانی با حفظ اصالت‌های شعر کهن به وزن‌های تازه‌ای دست زد و با کم و زیاد کردن افاعیل در هر بحر عروضی یا شکستن بعضی از ارکان عروضی، وزن‌هایی ساخت که برای مخاطب ده قرن شعر فارسی تازگی داشت. این تازگی و هیجان، مخاطبان را جذب شعرهای بانو سیمین کرد؛ اگرچه نباید از مضمون‌های زنانه و اعتراضی در شعر این شاعر توانمند و تاثیرگذار هم غافل بود. نمونه دیگر به‌روز بودن را باید در چهره‌ای مثل مرحوم احمد عزیزی دید. نگاه تُرد و ظریف او به واژگان و عناصر مختلف و حضور همه‌جانبه همه واژگان و کلمات به حوزه شعری او، او را متفاوت از دیگران می‌نمود.
برای این همگامی با مخاطب و به‌روز بودن، ده ها نمونه داریم، نصرالله مردانی در ترکیبات حماسی در شعر معاصر، علی معلم در بازیابی قالب‌هایی مثل مثنوی و استفاده از ردیف‌های بلند و وزن‌های طولانی و باستان‌گرایی (آرکائیسم) هوشمندانه و به‌موقع، زکریا اخلاقی در به‌کار بردن موسیقی‌های نو و قافیه و ردیف‌های نامانوس و تازه و کسانی از این دست باعث شدند نامشان یک سر و گردن بلکه بیشتر، از شاعران هم روزگارشان بالاتر باشد و شعرشان بیشتر خوانده و شنیده شود.
اما ادامه این روند برای شاعر این ابیات، اگرچه شعرش را تقریباً بی‌عیب و نقص نشان می‌دهد اما او را شاخص نخواهد کرد؛ زیرا مخاطب امروزی هزاران شعر شبیه آنچه در این صفحه می‌بینید را بارها و بارها شنیده و دیده است و چه بسا از آن لذت بیشتری برده است.
در یک جمع بندی کوتاه و برای یک پروسه چند مرحله‌ای و گام به گام به شاعر توانمند این ابیات پیشنهاد می‌دهم:
الف: از این به بعد، تلاش کنید - ولو برای مدتی- از موسیقی‌های پرکاربرد در شعرفارسی، فاصله بگیرید و در عروض متفاوت و کم استعمال و کمتر شنیده شده خود را بیازمائید. مراجعه به دیوان بانو سیمین بهبهانی در این مسیر می‌تواند کمک حال شاعر باشد.
ب: در موسیقی کناری شامل قافیه و ردیف، قدری نوآورانه و جسور‌تر برخورد کنید. مروری به دفتر شعر "تبسم‌های شرقی" اثر زکریا اخلاقی، برای این منظور مفید خواهد بود.
ج: در مرحله یا گام بعدی؛ از بعضی از واژگان، کلمات و عناصر یا اشکال صرفی فعل، آگاهانه دوری کنید و آنها را خط قرمز شعر خود بدانید. واژگانی مثل "کز، ولیکن، دوش، دوشینه، نمودن، مسیحا، زار، درون و ... ( این واژگان مختصر را از لابه‌لای همین سه شعر در آوردم)
باور داشته باشید که به‌کار نبردن همین واژگان، شعرهای شما را چند پله بالاتر و نزدیک‌تر به زبان امروز خواهد برد.
اطمینان دارم در صورت کمی تلاش بیشتر و به‌روز آوری در مضمون و محتوا و ساختار، این شاعر به زودی از بهترین‌های ادبیات معاصر خواهد بود.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور




دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.