برای محمد حسین عزیز!




عنوان مجموعه اشعار : برای نقد شما
شاعر : محمد حسین لشگری


عنوان شعر اول : مدافع حریم
جان را برای حفظ حرم محترم کند
او قلب را برای ظهورت حرم کند
دست هر اجنبی به حرم را قلم کند
اسلام واقعی محمد (ص) علم کند

خالص ترین عبادت دنیا شهادت است

با آرزوی وصل عظیمت بزرگ شد
اصلا برای حفظ حریمت بزرگ شد
از تکیه ی قدیم کریمت بزرگ شد
تنها به این امید قدیمت بزرگ شد

حفظ حریم حرمتت آقا ارادت است

داعش صدای نحس خودش را بلند کرد
اسم رسول خاتم خاتم برند کرد
معشوق محسن حججی را پسند کرد
او را ز حوض کوثر خود بهره مند کرد

جان دادن برای حرم یک اصالت است

باری به هر جهت که نثارت نمی شود
بی درس کربلا که فدایت نمی شود
بی اذن سید الشهدایت نمی شود
تا شیعه هست هیچ عزایت نمی شود

پایان راه نوکریت هم سعادت است

عنوان شعر دوم : پیغمبر
پیغمبری و ازتو سرودن که ساده نیست
گفتن ز روی ماه تو جانم افاده نیست

راه کرم مسیر تمامی انبیا
راه هدایتت که فقط این یه جاده نیست

قرآن برای حفظ پیامت نوشته شد
قرآن برای این همه سواستفاده نیست

با یک اشاره ات قمرماه شقه شد
آیا که این همه اعجاز بر اراده نیست

چشمم غبار عشق تو را سرمه می کشد
انبوه خاک وغربت قبرت که ساده نیست

بعد از غدیر حق ولیت ادا نشد
دشمن برای یاری این شاهزاده نیست


عنوان شعر سوم : جاده ی عشق



دیدن یوسف من دست بریدن دارد

ماه من ای که کسی سوی توناکرده سفر

لشگری بی تو مگرحال سرودن دارد

من چرا این همه در خواب تو را می بینم

وقتی این دیده تورا شوق به دیدن دارد

اسم توذکر قشنگی است که گفتن دارد

عاشقی وصف تو همراه ستودن دارد

هرکسی تاب نیاورد دراین جاده ی عشق

اوندانسته که این راه رسیدن دارد
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
برای محمد حسین عزیز!
ابتدا درودتان می‌گویم.
خوشحالم که از بین عوالم پیرامونت، عالم شعر را انتخاب کرده‌ای و بیش از آن خرسندم که از همه حوزه‌های ادبی، به شعر آیینی دلبسته‌ای! در واقع تقدس کلامت را وابسته به توجه به ذکر اولیاالله دانسته‌ای. هزاران درود بر تو که به قول حضرت سعدی:
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد
طبیعی است که با این سن نسبتاً کم، تجربه‌ات در دنیای شعر نیز زیاد و طولانی نباشد و با این مقدار باید گفت حرکت بزرگی رقم زده‌ای و حتی اصطلاحاً می‌شود گفت لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهان برداشته‌ای.
از عبارت لقمه‌ بزرگ‌تر از دهان استفاده کردم، زیرا اوایل که ما شروع به نوشتن کردیم استادان می‌گفتند با وزن کوتاه و قالب‌های سبک مثل مثنوی، دو بیتی و چهار پاره شروع کنید تا سرودن برایتان عادی شود. به قول معروف جا بیفتید! و قافیه و ردیف توی دستتان بیاید. توصیه دیگر استادان ما در آن روزها این بود که به استقبال شعرهای دیگران بروید و مثلاً یک غزل سعدی یا یک شعر پروین اعتصامی را ملاک قرار دهید و با همان قافیه و ردیف و وزن شعر بنویسید که برایتان تمرین شود. اما تو در حد سن و تجربه ادبی‌ات پرش‌های بزرگ‌تری داشته‌ای و گامهایت بلندتر است و این، خود نوید آینده‌ای روشن برایت خواهد بود.
و اما نکاتی در مورد این چند شعر:
در شعر اول که مسمط مخمس (پنج تایی) است، با وجود هنرنمایی خوبی که کرده‌ای، بیشتر قافیه‌زده شده‌ای و نتوانستی از پس قافیه‌ها برآیی. تصور می‌کنم ابتدا قافیه‌ها را کنار هم ردیف می‌کنی و بعد برای هر کدام بیت یا مصراعی می‌نویسی. من این نوع سرودن را سرودن از آخر به اول می‌نامم. یعنی اول قافیه انتخاب شده بعد برای آن مضمون آفریده می‌شود. این کار کمی سطح شعرت را پایین می‌آورد. تو باید تلاش کنی که اول مضمون را خلق کنی و سپس برای به بار نشستن مضمون یا تصویری که در ذهنت نقش بسته، قافیه‌ای مناسب پیدا کنی. این کار البته کمی سخت است؛ اما شعرهای بهتری از آن حاصل می‌شود.
در بند اول: اسلام واقعی علم کردن حتماً نیاز به "را"ی مفعولی دارد. اسلام واقعی را...
در بند دوم: "وصل عظیم" صفت و موصوف مناسبی نیست. همچنین جمله" از تکیه قدیم کریمت بزرگ شد" بی‌معنی است – اولاً باید می‌گفتی در تکیه قدیم... ثانیاً قدیم کریم چرا؟ مراد از کریم چیست؟
مصراع چهارم: "تنها به این امید قدیمت" ضمیر "ت" در قدیم به چه کسی برمی‌گردد. آیا منظورت این بوده که مثلاً حضرت اباعبدالله الحسین- که احتمالاً اینجا مخاطب شعر است- از قدیم امید داشته است؟!و تازه به چه یا که امید داشته است؟
در بند سوم: "خودش" حشو (اضافی) است. داعش صدای نحسش را بلند کرد چرا نحس خودش؟
از طرفی رسول خاتم خاتم چرا؟ دو تا خاتم پشت سر هم تأکید بر چیست؟ ضمن آنکه "برند" مناسب فضای این شعر نیست.
در بند چهارم: اگر مخاطب شعر حضرت امام حسین است، دیگر سیدالشهدایت معنی ندارد. در مصراع چهارم این بند" تا شیعه هست هیچ عزایت نمی‌شود" احتمالاً می‌خواستی بگویی تا شیعه وجود دارد عزای تو خللی نمی پذیرد و همیشه پابرجاست؛ اما این معنی با چینش مصراع شما برداشت نمی‌شود؛ ضمن آنکه در مصراع آخر "هم" حشو است.

در غزل یا شعر دوم که بسیار شعر خوبی از آب درآمده و به پیامبر مهربانی نیز تقدیم شده است معنی کلمه" افاده" خیلی خوب جا نیفتاده است و به نظرم اینجا نیست.
در بیت دوم از "یه " به جای "یک" استفاده کرده‌ای! شکستن کلمات شبیه " یه" به جای "یک" فقط در ترانه و یا شعرهای محاوره مجاز است و نه در شعری شبیه این که همه ارکانش سالمند و فقط همین یک واژه شکسته شده و به‌صورت محاوره آمده است.
در بیت چهارم: از ترکیب "قمر ماه" استفاده کرده‌ای در حالی که قمر و ماه هر دو یکی است و کاربرد هردوی آن باهم هم نادرست و هم حشو است چون ماه ماه که نداریم؛ پس یکی را باید حذف کنی. اما مصراع بعدی این بیت از وزن خارج است و یک چیزی اضافه شده است. به هر صورت مصراع دوم بیت چهارم وزنش مختل است.
در مورد شعر سوم فعلاً فقط به این نکته اشاره و بسنده می‌کنم که قافیه‌های شعر کمی مشکل دارند. کلمات "ستودن و سرودن" که با " – ودن" تمام می‌شوند با کلمات دیگر مثل دیدن و رسیدن که به" - یدن" ختم می‌شود همقافیه نیستند. در مورد قافیه باید دقت بیشتری داشته باشی.
چشم به‌راه شعرهای بهتر و زیباتر از تو خواهم بود.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۱
محمد حسین لشگری » یکشنبه 16 دی 1397
سلام.ممنونم از نقدتون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.