معضل ردیف




عنوان مجموعه اشعار : غزل
شاعر : امین زمانی


عنوان شعر اول : ۱

خنده‌ات را دوست دارم، دوستم داری؟ بخند
بوی «ماندن» می‌دهی از عشق سرشاری بخند

تا نیافتاده تن این سرو روی خاک ها
تا نپوسیده تن این چاردیواری بخند

یک وجب مانده است تا آب از سر من بگذرد
جای این که دست روی دست بگذاری بخند

هضم موسیقی لب هایت برایم ساده نیست
این همه پیچیدگی کافی است، مقداری بخند

آسمان، تاریک و برق چشم هایت، آفتاب
تا مرا در دست گرگ و میش بسپاری بخند

خانه ام لبریز عطر تو است؛ حتی نیستی
از در و دیوار این ویرانه می‌باری، بخند

بوی «ماندن» مانده بر پیراهن تنهایی‌ام
رفتنت از یاد من رفته است انگاری! بخند

تا نیافتاده تن این شعر بین دود ها
تا نپوسیده لب این زیر سیگاری بخند

قاب عکس خاطرات سال‌های دور و دور!
خنده‌های سیب‌های عکس برداری بخند

یک وجب مانده است تنها، تا سقوطم،صبر کن!
باز حوا باش و با آن سیب تکراری بخند

خنده هایت حال من را خوب خوب خوب کرد
خوب من خیلی غم انگیز است، حق داری بخند

خنده‌ات را دوست دا‌رم دوستم دا... بگذریم...
از من و از شعر من هر چند بیزاری بخند

عنوان شعر دوم : ۲





دارد خدا در دست‌هایت سیب می‌کارد؟
یا آمده از دامنت انجیر بردارد؟

طوری به چشمت زل زده انگار می‌خواهد
افلاک را در مردمک‌های تو بشمارد

عطر تنش از طاقه گیسوت می آید
حتی خدا هم چشم بر ابریشمت دارد

دیوانه در جغرافیای تو نمی‌داند
انگشت باید بر کدام اقلیم بگذارد

سر به هوا ! دست از پری‌رو بودنت بردار!
قدیسه‌ها را شیطنت هایت می‌آزارد

باید خدایت دق کند وقتی رسولش
گیلاس گیلاس از لبش انگور می بارد

حوای آدم‌های دیوانه! چرا باید
دیوانه‌ای دیوانه‌ای را هیچ پندارد؟












عنوان شعر سوم : ۳
وقتی نمی‌شود که تو را آرزو کنم
حتما مقدر است که با مرگ‌ خو کنم

وقتی که دست من به خیالت نمی‌رسد
باید که آرزوی تو را آرزو کنم

از مختصات معجزه ها خارجی؛ تو را
بهتر که با خدای خودت رو به رو کنم!

دنبال رد پای تو تا ماه آمدم
قدم نمی‌رسد که تو را جستجو کنم!

برق کدام صاعقه در چشم های تو است؟
چشم کدام صاعقه را زیر و رو کنم؟

باید گل همیشه بهارم! تن تو را
از ناگوار فاصله، از دور بو کنم

آفت به ریشه ام زده این زخم مستمر
بد نیست؛ با تبر تن خود را رفو کنم
نقد این شعر از : حسین جلال‌پور
در شعر اول بزرگ‌ترین معضل «ردیف» شعر است. باید این موضوع اصلی را در نظر داشته باشیم که ردیف خودبه‌خود و بر اثر تکرار در همهٔ بیت‌ها، نسبت به دیگر کلمات شعر یک برجستگی و تشخصی در خود دارد و لازم نیست ما با واسطه و استفاده از کلماتی خلاف معمول سعی کنیم این برجستگی را مضاعف کنیم. فعل حرکت‌دارِ «بخند» قرار است در این شعر کاری کند؟ این کار (خندیدن) را آیا فقط باید ردیف انجام بدهد؟ وظیفهٔ کلمات دیگر در این میان چیست؟ این ضعف زمانی بیش‌تر خود را نشان می‌دهد که می‌بینیم می‌توانیم به‌راحتی و بدون این‌که خللی به مصراع وارد شود یا چیزی از آن کم شود ردیف را عوض کنیم.
ببینید:
یک وجب مانده‌ست تا آب از سر من بگذرد
جای آن‌که دست روی دست بگذاری بخند
حالا اگر بخند را برداریم و به‌جای آن «بیا» بگذاریم آیا خواست شاعر بیش‌تر و بهتر برآورده نمی‌شود؟ دیگر مصراع‌ها هم همین وضعیت را دارند.
از این که بگذریم در بعضی بیت‌ها قبل از آنی که به ردیف برسیم معنی تمام شده است و درنتیجه ردیف بی‌کار است و در ساخت عملاً منفعل است. مصراع دوم، بیت ششم، هفتم، هشتم و... از این جمله‌اند.
نکتهٔ دیگری که می‌توان یادآوری کرد مشکل‌های زبانی و حذف‌های بی‌دلیل است؛
خانه‌ام لبریز عطر توست؛ حتی نیستی
از در و دیوار این ویرانه می‌باری، بخند
در این بیت «وقتی» حذف شده است و این‌که ما می‌توانیم آن را از فحوای کلام بفهمیم دلیلی بر درستی آن نیست. یا مصراعِ این‌همه پیچیدگی کافی‌ست، مقداری بخند باید باشد این‌همه پیچیدگی لازم نیست. یا در دست سپردن صحیح نیست و حرف اضافهٔ صحیح «به» است.
در شعر دوم این مشکلی که درمورد ردیف شعر اول گفتم وجود ندارد و این به‌دلیل طبیعی بودن گفتار است. در بیتِ یکی مانده به آخر یک هجا کم است و به‌نظر می‌رسد یک «هم» افتاده باشد.

در کل می‌توان گفت شما با هنر دیگران دارید می‌نویسید و اجزای تشکیل‌دهندهٔ شعر شما را از قبل برای شما ساخته‌اند.
وقتی نمی‌شود که تو را آرزو کنم
حتما مقدر است که با مرگ‌ خو کنم
این بیت و بیت‌هایی شبیه به این حاصل خیال‌ورزی شما نیست؛ قبلاً آن‌ها را شنیده‌اید و به قلمتان آمده است.

منتقد : حسین جلال‌پور

متولد ۱۳۵۵ در گناوه شاعر



دیدگاه ها - ۱
امین زمانی » سه شنبه 14 اسفند 1397
بعد از 3 ماه انتظار و این نقد فوق العاده حال خوبی به آدم میدهد! ممنون! مرسی از دست اندر کاران سایت فوق العاده نقد شعر!

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.