کسی که در صندوق عقب است از جاده چالوس لذت نمی‌برد




عنوان مجموعه اشعار : لب مهتابی اندوه
شاعر : محمد راثی


عنوان شعر اول : تامل
مرد، نشسته در انزوای غم انگیز
ایوان ،
مرداب تیره ایست که می لرزد
کودک آتشگردان را
می چرخاند
خرده شراری که از مدار
سر بر می تابد
از پس چندی که می گراید بر سرخی
در دل تاریک شب فرو می میرد
در سر مرد غمین طنین می اندازد
ناله مجروح ناشناسی
که شبی آمیخت با صفیر گلوله

ایوان ، مرداب تیره ایست
که کودک
آتشگردان را
- چرخ زمان را -
می چرخاند

مرد در آن انزوای خرد کننده
خاطره اضطرابهای عتیقش را
مزمزه با چای تلخ می کند انگار

عنوان شعر دوم : فرصت
در خاطر مشوش جو نقش بسته است
هذیان استغاثه خیل حبابها
آن ابلهان که ریختن پاره سنگ را
پنداشتند فرصت یکباره صعود
غافل که این بلند شدن ها نتیجه اش
تسریع مرگ بود!

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
کسی که در صندوق عقب است از جاده چالوس لذت نمی‌برد
ابتدا درودتان می‌گویم
این اعتراف ممکن است برایم سخت باشد اما نافی مسئولیتی که بر عهده‌ام نهاده شده نخواهد بود. سالهاست که با متون، ابیات و نوشته‌هایی در بازه بسیار بد تا بسیارخوب مواجه بوده‌ام. گاه از بعضی شعرها بسیار ذوق زده شده‌ام و گاه نوشته‌هایی آنقدر حس و رمق نداشتند که به قول سلمان هراتی حتی دو جمله ناسزا قربتاَ الی‌الله نثارشان کنم. اما اعتراف می‌کنم این دو شعر عرقم را درآورد و دست آخر نفهمیدم چه خواندم و باید چه بنویسم . زیرا شاعر این دو قطعه، آدم کم سواد یا کم تجربه‌ای نیست.
با آنکه عادت ندارم در این پایگاه، نقد دیگر منتقدان را بخوانم از ‌ترس انکه مبادا نظرات، برداشتها و یا تفکرات آنها بر نقد یا نوشته‌های من تاثیر بگذارند اما اعتراف می‌کنم در مورد این شاعر، ناچار شدم تقریبا نظر همه بزرگوارانی که قبل از من سایر شعرهای ایشان را خوانده و نظر داده بودند را بخوانم و دیدم چه دنیای موسعی در ادبیات دارد زیرا او یا با تکیه بر دانشی که در حوزه ادبیات دارد و یا بنا بر ذوق و خواست قلبی‌اش و یا بر سر تفنن، تقریباً در همه قالب‌های شعری کار کرده است و بسیاری از آن اتفاقاً شعرهای خوبی بودند. نکته دیگری که در مورد شخصیت این شاعر برایم جالب بود که با این سطح دانایی در حوزه ادبیات، پر کار و بی‌ادعا در این پایگاه حضور داشته و اصرار به محک خوردن و تجربه اندوزی دارد.
اما اجازه بدهید- تا یادم نرفته- در ادامه این مقدمه که قدری بلند شد دوباره و سه باره اعتراف کنم که از این دو شعر تقریباً چیزی نفهمیدم. نفهمیدن به این معنا نیست که تصاویر را درنیافتم یا مراد کلی شعر را درک نکردم؛ اما نمی‌فهمم چرا شاعر تا این اندازه پیچیده‌گویی می‌کند؟ مخاطب پابه‌پای شاعر می‌آید اما چیزی دستگیرش نمی‌شود. مثل اینکه کسی را در صندوق عقب ماشین بگذاریم و جاده چالوس را بگازیم و هنگام رسیدن به مقصد از او سوال کنیم جاده چطور بود؟! کاری که شاعر این دو شعر با مخاطب می‌کند حکم همین را دارد.
در شعر اول، موسیقی آنقدر پر دست انداز و پر پیچ و خم است که ما را سردرگم می‌کند. نه نیمایی کامل است که از بزنگاه‌ها و توقف‌ها و کوتاه و بلندی‌های آن لذت ببریم و نه سپید است که رها و یله و بی‌دغدغه به مناظر و زیبایی‌های این جاده چشم بدوزیم. این اصرار بر وزن از جنس نامأنوس و به‌هم‌ریخته آن نمی‌فهمم که جز با یادآوری و تذکر و پرانتز شاعر، حتی مخاطب خاص را هم اغنا نمی‌کرد، چه برسد به مخاطب عام و کم بهره از دانش ادبی.
و مگر نه این است که مخاطب آمده است از مناظر این مسیر رؤیایی حظّ و بهره ببرد. مناظر و زیبایی‌هاو اماکن و چشم‌اندازهای جاده‌ی ادبیات همان تصویرها، قافیه‌های هرازگاه، خیال پردازی ها و آرایه های گاه و بیگاه است که دست به دست هم می‌دهند تا پیام کلی شعر را به مخاطب برسانندو تا در انتهای خوانش یه اثر نفسی چاق کند و لبخند خوشایندی بر لبش بنشاند... اما من اعتراف می‌کنم که اگرچه پیام این شعررا به سختی گرفتم اما از این مسیر لذت نبردم.
شاعر خوش ذوق و دانای این دو شعر، حتماً از من - که طفل این دبستانم- بهتر می‌داند که شعر خوب آن است که "آنی" دارد که به قول خواجه: بنده طلعت آن باش که "آنی" دارد. اما با همه ارادتم به شاعر باید عرض کنم که من آن "آن" این شعرها را درنیافتم.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۳
علی رضا احرامیان پور » جمعه 07 دی 1397
منتقد شعر
همه ما با همین تجربه ها شروع کردیم و اطمینان دارم با تکرار و تمرین بیشتر حتما به موفقیت خواهید رسید
علی رضا احرامیان پور » جمعه 07 دی 1397
منتقد شعر
همه ما با همین تجربه ها شروع کردیم و اطمینان دارم با تکرار و تمرین بیشتر حتما به موفقیت خواهید رسید
محمد راثی » دوشنبه 26 آذر 1397
سلام و عرض ادب.ممنون از وقتی که مبذول این نوشته ها کردید.در ضمن از لطف و عنایتتان بسیار سپاس گزارم.بنده کمترین این نوشته ها را تجربه ای در نوع متفاوت بیان و آزمون و خطا می دانم و اگر نتوانسته موفق باشد قصور از بنده است

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.