انرژی بیشتری بگذارید




عنوان مجموعه اشعار : جای خالی من
شاعر : رکسانا فریدونی


عنوان شعر اول : جای خالی من
قاصدک دیر رسیدی ،خبر خوب کجاست؟!
با همین باد برو ،همسفر خوب کجاست؟!

درد تا ریشهٔ من شخم زده طوری که
فصل چیدن شده اما ثمر خوب کجاست؟!

بین تیغ تبر وریشهٔ من کم مانده
پای حرفی که زده مرگ ،چه محکم مانده

آشیانی پُرِ پرواز ،هنوزم اینجاست
لانه ایی گرم ،که در سینهٔ چاکم مانده

به نبودم نکند باغچه عادت نکند
بعد من هیچ کس از فاجعه صحبت نکند

جای من در تن این خاک چه دردی دارد
نا خوشی های من ای کاش سرایت نکند

عنوان شعر دوم : ..
..

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : آرش شفاعی
قضاوت کردن دربارۀ کار و کارنامۀ شاعر تنها با یک شعر او خیلی سخت است و البته بهتر است بگویم محال است. قضاوت درست دربارۀ شعر و شاعری خانم «رکسانا فریدونی» هم به اعتبار شعر «جای خالی من» ممکن نیست اما به هرحال می توان از همین شعر به برخی قوت ها و برخی کاستی ها در کار شاعر پی برد و آن را بیان کرد.
نخستین مسأله که باید از قوت های شعر و شاعرش دانست این است که شاعر توانسته است تا حدود زیادی بر زبان شعر تسلط یابد و بدون درگیر شدن در اداها و اطوارهایی که برخی شاعران برای دیده شدن و شنیده شدن به آن دست می زنند، ساده و صمیمی حرفش را بزند. همان شروع شعر چقدر ساده و سرراست است: قاصدک دیر رسیدی، خبر خوب کجاست؟ نه تصویرگری ویژه ای، نه کار شگفت آوری در زبان و نه ادا و اطواری، شعرش را گفته و حرفش را زده خوب هم گفته و به دل می نشیند. البته همۀ این مصرعها به این اندازه خوب و بی دردسر نیست. برای مثال این مصرع را ببنید:
آشیانی پُرِ پرواز ،هنوزم اینجاست
که در اینجا منظور شاعر «هنوز هم» بوده است و به جای استفاده از زبان رسمی سهواً از زبان محاوره استفاده کرده است.
دومین نکته دربارۀ شعر این است که به نظر می رسد شاعر حال و حوصله و طرح و نقشۀ درست و حسابی برای شعر نداشته است. به عنوان یک مخاطب وقتی شعر را می خوانم، احساس می کنم شعر پایان نیافته است و شاعر در نیمه راه حرف خود را به انتها رسانیده است. بگذارید دربارۀ این که شعر طرح ندارد، حرف بزنیم. شعر ساختارمند، اصولی و دارای طراحی مشخص شعری است از ابتدا تا انتها در مسیری که شاعر آن را برای طرح حرف خود انتخاب کرده است، پیش می رود. شعر با گفت و گوی شاعر با قاصدک آغاز می شود، مانند شعر قاصدک اخوان ثالث. شعر اخوان را که می خوانیم می فهمیم که شاعر برای شعر دارای ایده ای روشن بوده است. از ابتدا تا انتها شاعر در مخاطبه با همان قاصدک است و به او می گوید که من انتظار خبر خوشی ندارم، از این «در وطن خویش غریب» دست بردار و برو! در «جای خالی من» اما قاصدک در همان اول شعر حضور دارد، بعد دیگر خبری از آن نیست، شاعر به ساحت های دیگر می رود، شکایت و درد دل می کند، حال ناخوش خود را به مخاطب عرضه می کند و با آرزوی اینکه حال ناخوشش سرایت نکند حرفش را تمام می کند. این تصویرها چون در شعر ننشسته است می توانست بازهم ادامه پیدا کند و پیش برود اما شاعر به همین بسنده کرده است. به نظر می رسد شاعر ما باید وقت و انرژی بیشتری برای شعرهایش بگذارد. در این صورت می تواند از توانایی و قریحه اش برای شعر بیشتر و بهتر استفاده کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
رکسانا فریدونی » 12 روز پیش
جناب شفاعی بزرگوار سپاس از لطفتون،بنده قبلا هم سه غزل ارسال کردم که آقای اسماعیلی اراضی زحمت نقدش رو کشیدن و کمتر از دو سال هست که قلم به دست گرفتم ،جهت آشنایی با سابقه ادبی خدمتتون عرض میکنم ممنون از وقتی که گذاشتید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.