رهایی، تماشا و کشف




عنوان مجموعه اشعار : وادی عشق
شاعر : علی اکبر ایمانی


عنوان شعر اول : وادی عشق
من که در وادی عشق تو مداوا شده ام
من همانم که ز عشق تو مصفا شده ام

من که بی عشق تو چون عنصر سربین بودم
ز وجودت به تبرک چه مطلا شده ام

منم آن عاشق دیوانه که غمگین بودم
که به لطفت ز غم و غصه مبرا شده ام

گر چه بی عشق تو بی دغدغه بودم اما
از تب عشق تو سرگشته و رسوا شده ام

من که جز عشق و وصال تو ندارم راهی
من برای تو ، به عشق تو ، مهیا شده ام

جان نثار تو ام ای هم نفس جانی من
من که در وادی عشق تو مداوا شده ام

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
سرودن شعر برای کسی که در تجربه‌های آغازین است، همواره با ناهمواری‌ها و ناهماهنگی‌هایی آمیخته است که عموما از سوی شاعر کمتر احساس و درک می‌شود. حتی در ابتدای سرودن، ممکن است احساس رضایت از شعری که سروده شده، درجه قابل اعتنایی داشته باشد، در حالی که از سوی مخاطب، به ویژه مخاطب حرفه‌ای‌تر و خاص، این رضایتمندی حاصل نشده است. این مشق‌ها که از سویی رضایت نسبی شاعر را با خود دارد و از سویی مخاطب را کمتر با خود همراه می‌کند، بهترین فرصت‌ها برای شاعران جوان و تازه‌کارند تا در مسیر سرایش، به تجربه‌های لازم و ارجمند دست یابند و هر شعر، پله‌ای بالاتر باشد برای رسیدن شاعر به اوج مطلوب. بنابراین باید سرود و مرتب به این تجربه‌اندوزی‌ها برگی و برگی افزود. اما این، یکی از چندین عامل تقویت شعر است. رشد شعر و قوت یافتن آن از از مسیر مطالعه نیز میسر است. مطالعه دربارۀ شعر و مطالعۀ شعرهای سالم ایران و جهان، تقویت دید و دریافت‌های شخصی، شهامت بخشیدن به زبان پس از تقویت و غنی‌سازی آن، بهره‌مند ساختن شعر از کاربردهای گوناگون و خلاقانۀ زبان، استفادۀ هنرمندانه و تازه از ابزارهای شعر و ... همگی می‌توانند با همراهی کردن ذوق شاعر، سبب خلق اثری موثر و ماندگار شوند. به ویژه در صورتی که نگاه شاعر مستقل و متکی به یافته‌های شخصی باشد، گام‌های مهم رهایی از کلیشه‌ها و رسیدن به سخنی تازه، برداشته خواهد شد.
در غزل این شاعر جوان، نشانه‌هایی از ذوق و استعداد شخصی، با دریافت‌های ایشان از مطالعۀ شعرهای دیگر شاعران درهم آمیخته است و فرصت او را برای پرداختن به سخنی حاصل ذهن و زبان خودش، محدود کرده است بنابراین جملات از پیش شکل‌یافته را در وزن این غزل تنظیم کرده و غزلی کم‌حرف و معمولی ساخته است. برخی از این جملات را مرور می‌کنیم: جان‌نثار تو ام ای ...، من که جز عشق و وصال تو ندارم راهی، از تب عشق تو سرگشته و رسوا شده‌ام، منم آن عاشق دیوانه که غمگین بودم، من که بی عشق تو چون ... و ... اکنون این جملات را مقایسه کنید با: زمانه ریخت به جامم هر آنچه تلخانه / به نام تو که در آمیختم گوارا شد (حسین منزوی)، زلال چشمۀ جوشیده از دل سنگ / الا که آینۀ صبح بی‌غبار تویی (حسین منزوی)، تو درۀ بنفش غروبی که روز را / بر سینه می‌فشاری و خاموش می‌کنی (فروغ فرخ‌زاد)، لباسِ گل‌گلی دشت را تماشا کن / که عارفانه‌ترین شرح اسم ستّار است // چه رعد و برق مهیبی، چه شاخۀ تردی / بهار، حاصلِ جمعِ لطیف و قهار است (قربان ولیئی)... گاهی انتخاب الگوی تازه می‌تواند به اندیشه‌ورزی و سخن‌سازی شاعر، فرمی نو ببخشد. این بیت‌ها، نمونه‌هایی از رهاشدگی شاعران از قید الگوهای مکرر زبانی و کشف ظرفیت‌های تازه‌تر برای بیان هنری سخن است.
همچنین دقت کنیم به برخی ظرایف زبانی دیگر در غزل آقای ایمانی:
در اولین مصرع اگرچه هماهنگی و تناسب آوایی میان کلمۀ وادی و مداوا به موسیقی این مصرع قوت بخشیده است، از منظر معنایی تناسب قدرتمندی نیست چرا که رویداد «مداوا» عموما در «وادی» رخ نمی‌دهد. این حد توجه به ریزترین جزییات ممکن است در نظر اول ناخوشایند و غیرلازم به نظر برسد اما اگر دقت کنیم درمی‌یابیم که شعرهای بسیار مستحکم و آثار ماندگار در اذهان و در تاریخ ادبیات، معمولا در این جزییات نیز ورود داشته و سعی بر رعایت هماهنگی و تناسب میان اجزای پنهان‌تر نیز داشته‌اند. در همین مصرع نکتۀ زبانی دیگری نیز نیازمند توجه است: «که» در این مصرع چه کاربردی دارد؟ آیا مانند مصرع دوم، دو جمله را به یکدیگر مرتبط می‌سازد؟ اگر چنین است، کدام دو جمله؟ برای توجیه حضور این حرف در مصرع اول ناچاریم بیت مطلع را با لحن‌های ویژه‌ای قرائت کنیم تا معنای احتمالی مورد نظر شاعر را ـ به سبب آوردن حرف «که» در مصرع اول ـ دریابیم.
شاعر جوان آقای ایمانی هنوز در آغاز راه است و در همین ابتدا نشان داده است که برای بهره‌گیری از ابزارهای هنری در ساخت شعر و نیز برای تقویت دید و کشف‌ها و دریافت‌های شخصی، توانایی و ذوق بسیاری دارد.
با آرزوی موفقیت برای ایشان.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.