شوخي ـ طنز




عنوان مجموعه اشعار : عشق را شاید
شاعر : پرهام حیدری


عنوان شعر اول : شرط وزن
پیش‌ترها بیشتر با عاشقت می‌ساختی
بارها در کافه دنگم را تو می‌پرداختی

شرط کردی وزن کم کن یا جوابت می‌‌کنم
در قمار عشق ای دلبر پشیمان باختی

هرچه گفتم این دلم پیتزا سفارش می‌دهد
بر خر املت سواری بر دل من تاختی

پخت پیتزا در تب امواج زلفت ممکن است
با فرِ مو هم مرا یاد غذا انداختی

ای که گفتی چاق ها را عشق لاغر میکند
عشق را شاید ولی هرگز مرا نشناختی

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
چنان كه در مشخصات آقاي پرهام حيدري آمده، اين همراه گرامي پايگاه نقد شعر، كمتر از دو سال است كه قلمِ سرودن به دست گرفته‌اند و به همين دليل، شايد همين كه آثاري كم‌عيب به لحاظ رعايت مقدمات مي‌نويسند، ستودني و رضايتبخش باشد اما بدون ترديد، بعضي نكات نيز وجود دارد كه اگر از همين الان به آنها توجه شود، آينده‌ي بهتري را براي اين سراينده‌ي جوان، رقم خواهد زد. يكي از اين نكات، اين است كه اگر آقاي حيدري بنا دارند سرودن طنز را به شكل جدي و پيگيرانه ادامه بدهند، بايد انواع آن را بشناسند و بنا به مشخصات هر كدام از اين نوع‌ها، آثارشان را رقم بزنند. بدون ترديد، هر شوخي موزوني نمي‌تواند به عنوان طنز اصيل و فاخر مطرح باشد و چنان كه احتمالا مي‌دانيد، دسته‌بندي‌هايي هم براي تفكيك اين انواع از يكديگر صورت گرفته است كه نشان مي‌دهد در هر نوعي، كدام پارامترها برجسته‌تر هستند. بد نيست اگر در اين زمينه به قدر كافي مطالعه نكرده‌ايد، حتما اين كار را در برنامه‌هايتان قرار دهيد و از اين به بعد، آن نكات مهم را در نظر داشته باشيد. نكته‌ي ديگري كه بسيار مهم است اين كه حتي وقتي قرار ما بر نوشتن طنز است هم نبايد چيزي از اصول فراگير زبان ـ به عنوان ابزار نوشتن ـ كم بگذاريم و لازم است كه همه‌ي بايدها و نبايدها مراعات شود.اگر به آثار بزرگان هم دقت كنيم، خواهيم ديد كه عمدتا در آثار آنها، اگر طنزي هست، در نهايت سادگي و سلامت شكل گرفته و ادامه يافته است؛ چه كساني كه مشخصا به عنوان طنزپرداز شناخته مي‌شوند و چه كساني كه از طنز به عنوان چاشني‌اي براي تاثيرگذاري بيشتر بر مخاطب استفاده مي‌كنند. البته متاسفانه نمونه‌هاي فراواني هم سراغ داريم كه به عنوان شعر طنز يا ترانه نوشته مي‌شوند و سراينده به تصور اينكه اينها گونه‌هاي جدي شعر نيستند، همه چيز را در نهايت سهل‌انگاري به پيش مي‌برد؛ در حالي كه نمونه‌هاي برجسته‌ي طنز فارسي، چه در متون كلاسيك و چه در آثار معاصر، از بهترين نمونه‌هاي بهره‌مندي از امكانات و ظرايف زبان هستند.
در بيت اول اين سروده با يكي از نمونه‌هاي سهل‌انگاري زباني مواجه هستيم. وقتي مي‌گوييم «بارها در کافه دنگم را تو می‌پرداختی» دچار يك اشتباه دستوري شده‌ايم كه احتمالا حاصل تحميلات وزني بوده است. وقتي از فعل استمراري استفاده مي‌كنيم، يعني اينكه يك كار، استمرار داشته است و همين كاركرد دستوري فعل، باعث مي‌شود كه ديگر نيازي به قيد و ساير نشانه‌هاي تعدد و تكرار، نباشد؛ بنابراين «بارها» در مصراع دوم بيت اول، كاملا اضافه و مخلّ سلامت نحوي و دكلماسيون طبيعي‌ست.
در بيت دوم، باز هم با سهل‌انگاري‌هاي زباني مواجهيم؛ در مصراع اول الگوي شرط « ... يا ... يا ... » رعايت نشده و باز هم احتمالا به ضرورت وزن، اولين «يا» حذف شده كه به شيوايي و رسايي زبان آسيب رسانده است؛ زبان براي همه‌ي اين موارد، مسلح است. در چنين مواردي معمولا از الگوي « ... وگرنه ... » استفاده مي‌شود اما در اين مصراع، با هيچ‌كدام از شكل‌هاي درست، مواجه نيستيم. در مصراع دوم هم تنگناي قافيه باعث شده كه كل مصراع، دچار تعقيد معنايي شود.
در مصراع اول بيت سوم، «اين دلم» هم به لحاظ وزني محل پرسش است و هم اينكه اساسا در اين جمله هيچ نيازي به «اين» نيست؛ چراكه در چنين مواردي هيچ نيازي به اشاره و استثنا نيست. مگر شما چند دل داريد؟ كافي‌ست بگوييد «دلم» تا همه چيز روشن باشد.
در بيت چهارم بناي سراينده بر بهره‌مندي از ايده‌ي استفاده از ايهام واژه‌ي «فر» بوده است ولي عجله و سهل‌انگاري در پردازش اين ايده، باعث شده كه مضمون به طور كامل شكل نگيرد و باورپذير نشود؛ چون تركيب «تب امواج زلف» از كار درنيامده است.
اميدوارم كه در نوبت‌هاي بعدي شاهد پيشرفت بيشتر آقاي پرهام حيدري عزيز باشيم.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۲
محمد مَهدی حسن زاده » 12 روز پیش
سلام شعر خوبی بود فقط یک سوال از شعر اقای فاضل نظری اقباس کرده بودین؟؟!
پرهام حیدری » 11 روز پیش
سلام. اقتباس که فکر نکنم اما بله شوخیِ دو بیت آخر بر اساسِ شعر ایشون بوده.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.