فراگرفتن درس هاي نيما




عنوان مجموعه اشعار : لب مهتابی اندوه
شاعر : محمد راثی


عنوان شعر اول : کبریت

می بیند و نمی شنود های و هوی را
و حکم قاطعی که قرار ست
پایان دهد به فتنه تشویش ذهن خلق!

می بیند و نگاه شرر بار شهر را
با سنگ پاره های کراهت
خاموش می پذیرد
خاموش و عاشقانه

طومار جرم او به بلندای جاده ایست
از سرزمین کفر به ایمان
کبریت احمریست که از ژرف این ظلام
روشن کند ستاره دنباله دار را

گیرم که زیر همهمه این بانگ نارسا
نشنیده قطع شد
خاموشیی که ساخته وحشت شماست
یکریز و بی توقف
بذر هزار شبهه می افشاند
بذر هزار پرسش بی پاسخ!



عنوان شعر دوم : آهوانه


خنکای باد و نرمای چمن در انتظارست
که تو جلوه ای ببخشی به ملال دشت دلتنگ
بخرام آهوی من
که نمانده هیچ از عهد عتیق عشق باقی
نه طراوتی نه رنگی
نه نوای عود و چنگی
نه کرشمه نشاطی که بگسترد بساطی
به تفرج و تماشا نکند کسی درنگی
عوض شکوفه بر شاخه طناب دار رسته
عوض چکاوکان گله ی دال ، بال افشان
عوض نسیم بادی که غبار مردگی را به مشامها بپاشد
عوض هزار ، زاغی که به نوحه حنجرش را
چه کریه می خراشد
چه شد آن سماع موزون و لطیف بید مجنون
سیلان بی خودی از دف رعد و چنگ باران
به کمین نشسته در هر طرفی کمان صیاد
مترصد است در هر گذر و کنار جلاد
بخرام آهوی من
تو مگر به این ظرافت تپش دوباره ای را
بدمی به قالب خاک
و مگر به جلوه باطل بکنی طلسم این ترس
که تناسب و وقار قدم تو مرگ زشتی ست
و در این جهنم دلزده هدیه ای بهشتی ست



عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرانقدر، خوش قريحه و پركار ما، آقاي محمد راثي دو شعر نيمايي نسبتاً بلند ارسال كرده اند. قالب نيمايي در روزگار ما اندكي مظلوم و مهجور واقع شده است. شاعراني كه به شعر موزون و كهن دلبستگي دارند، معمولاً به سمت غزل و گاهي نيز رباعي گرايش پيدا مي كنند و آن ها كه قيد و بندهاي عروض و قافيه را بر نمي تابند و به دنبال فضا و حال و هواي آزادانه تري هستند، سپيد را انتخاب مي كنند. در اين ميان نيمايي سرايان حرفه اي اندك اند! سرودن شعر در قالب نيمايي بر خلاف تصور برخي كه آن را ساده مي پندارند، بسيار دشوار است؛ رعايت وزن در عين مساوي نبودن مصراع ها، توجه به آغاز و پايان مصراع ها، سطر بندي صحيح، استفاده ي به جا و مناسب از قافيه و ... از جمله ويژگي هاي قالب نيمايي هستند كه حتي برخي از شاعران موفق و پركار وقتي به اين قالب روي مي آورند، در رعايت آن ها دچار مشكل مي شوند؛ چه بسا همين دشواري ها سبب استقبال اندك شاعران امروز- به ويژه جوان ترها- از قالب نيمايي شده است.
همه ي اين ها را گفتم كه به اين نكته اشاره كنم: آقاي راثي از جمله كساني ست كه درس هاي نيما را خوب فراگرفته است . دو شعر ارسالي ايشان نشان مي دهد كه از سر تفنن يا تجربه گرايي به سراغ اين قالب نرفته و شناخت صحيحي از ويژگي هاي آن دارد. به ويژه رعايت وزن و مصراع بندي كه در قالب نيمايي بسيار دشوار است.
در شعر نخست شاعر از امكان قافيه استفاده نكرده است و با توجه به وزن آرام و نزديك به زبان گفتار آن، شايد كمي ضعف موسيقايي در شعر احساس شود اما در شعر دوم به خوبي و درستي از اين امكان بهره برده است:
نه طراوتی نه رنگی
نه نوای عود و چنگی
نه کرشمه نشاطی که بگسترد بساطی
به تفرج و تماشا نکند کسی درنگی
نكته ي مثبت ديگر در مورد شعرهاي اين دوست گرامي، دايره ي وسيع و گسترده ي واژگاني اوست كه نشان مي دهد با شاعري اهل مطالعه و با پشتكار مواجه هستيم.
اما نكته اي كه بيان آن درباره ي اين دو شعر ضروري ست، ردپا و تأثير زبان و جهان شعري ديگر شاعران در آن است. هر دو شعر به لحاظ لحن، زبان، بيان، واژگان و حتي نوع تركيب ها و تشبيهات به كار رفته، يادآور شعرهاي شاملو، اخوان ثالث، شفيعي كدكني و حتي گاه م.آزاد هستند. اين نكته قبل از هرچيز نشانگر دلبستگي و علاقه ي اين دوست ارجمند به شعر اين شاعران است. طبيعي ست كه ما به شكل ناخودآگاه از آثار كساني كه مي خوانيم و به آن ها علاقه داريم، تأثير مي پذيريم. محمود درويش ، شاعر نامدار فلسطيني در جايي سخن زيبا و كاملاً صحيحي گفته است. او مي گويد:
«به اعتقاد من هيچ متن شخصي كه منحصر به يك شاعر باشد وجود ندارد. هر شاعري ويژگي ها و نشانه هاي همه ي شاعراني را كه خوانده است با خود دارد. بدون اين كه نشانه هاي خودش را پنهان كند. مانند نوه اي كه تمام نشانه هاي پدر بزرگش را با حفظ نشانه هاي خاص خود، با خود دارد...»
پس تأثيرپذيري در اين حد يك امر كاملاً طبيعي و پذيرفتني ست. اما بايد سخت مراقب بود كه اين تأثيرپذيري به مرحله ي تقليد نرسد كه آن وقت ديگر اثر شاعر را نمي توان اثري خلاق دانست. البته رسيدن به سبك و زبان شخصي و منحصر به فرد، بسيار دشوار است و شايد سال هاي متمادي نياز به مطالعه و ممارست داشته باشد اما محال نيست. توصيه من در اين مرحله به دوست شاعرمان اين است كه مطالعات خود را تنوع و تكثر ببخشند و از طيف ها و قالب ها و سبك هاي مختلف شاعران ديروز و امروز، شعر بخوانند تا كم كم اين تأثيرپذيري ها كمتر شود. در انتظار سروده هاي تازه تر ايشان هستيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » 12 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما بزرگوارید
محمد راثی » 13 روز پیش
سلام و عرض ادب.از حسن نظر و وقتی که مبذول این نوشته ها کردید متشکرم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.