نوشته بود...




شاعر : ندا شریفی


نوشته بود مرا بعد از این نمی خواهد
نگفت علت آن را، همین، نمی خواهد
دلم شکست ولی بی گلایه پرسیدم
چگونه باد دلش سرزمین نمی خواهد؟
به طعنه گفت عزیزم ادامه اش ندهیم
تمام شد قصه، نقطه چین نمی خواهد
کسی شبیه تو، اینقدر آشنای به من
برای مار شدن آستین نمی خواهد
گذشت گرچه به جز من در این زمانه کسی
تورا کنار خودش اینچنین نمی خواهد
نقد این شعر از : سید اکبر میر جعفری
نوشته بود...
(براي شعر از خانم ندا شريفي)


وقتي شعري با سطري به اين وراني شروع مي شود: «نوشته بود مرا بعد از اين نمي خواهد»؛ توقع داريم با غزلي عاطفي رو برو شويم؛ غزلي كه در هر بيت يا مصراعش مضموني لطيف ديده مي شود؛ اما در همان مصرع دوم، فضا از «نوشتن» به سمت «گفتن» مي رود؛ بي آنكه در يابيم چرا بقية شعر در همان فضاي نوشتن نمانده است. گرچه كوبندگي تصميم معشوق به نخواستن، آن هم بدون هيچ توضيحي دقيقا همان چيزي است كه ما از معشوق توقع داريم و اين از نقاط قوت شعر است و چقدر خوب است كه اين قوت در مطلع خودنمايي مي كند.
اما به نظر اين ضعيف، بدترين بيت شعر دومين بيت آن است؛ (اگرچه جزو بيت هاي مضمون دار است. يعني چيزي كه معمولا خوانندة شعر فارسي را مجاب مي كند. توضيح اينكه خوانندة شعر بيش از هر چيزي توقع دارد كه در بند يا بيت مضمون جديدي يا نگاه نويي در اختيارش قرار گيرد.)
بيت اين است: « دلم شکست ولی بی گلایه پرسیدم/ چگونه باد دلش سرزمین نمی خواهد؟» اينكه شاعر خودش را باد سرزمين دل معشوق تصور كند، از جهت تخيل شايد بد نباشد؛ اما هيچ گونه زيبايي اي در خود ندارد! اصلا چرا معشوق بايد باد سرزمين معشوق باشد؟! آن هم بادي كه معشوق آن را نمي خواهد!
بيت بعدي با عبارت «به طعنه گفت...» شروع مي شود؛ ولي به نظر من معشوقي با حد از صراحت لهجه، نياز به طعنه زدن ندارد. البته كه خود شاعر هم در جملة بعدي به صراحت گفته است «ادامه اش ندهيم...» كه در اين جمله طعنه اي نمي بينيم.
در بارة بيت بعد چيزي نمي گويم؛ چون نشان مي دهد كه قافية «آستين» شاعر را به چنين وادي اي كشانده است. حقيقت اين است كه آنچه در اين بيت بيان شده نامفهوم به نظر مي آيد: « کسی شبیه تو، اینقدر آشنای به من/برای مار شدن آستین نمی خواهد»

در عين حال عاطفه و صميميتي در اين شعر ديده مي شود كه حيف است از كنار آن بگذريم. شاعر مي تواند با كمي دقت اين شعر را به غزلي خوب تبديل كند.

منتقد : سید اکبر میر جعفری

سيد اكبر ميرجعفري كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي كارشناس و نويسندة كتاب هاي درسي   آثار: حرفي از جنس زمان ( نقد و تحليل شعر انقلاب) گزيده ادبيات معاصر  ( شعر) گندم و بلدرچين    ( شعر) پايان رنگ هاي جهان  ( شعر مذهبي)  گنجشك اشتياق كمي نيست ( شعر ...



دیدگاه ها - ۱
ندا شریفی » چهارشنبه 29 شهریور 1396
سلام. جناب میرجعفری ممنونم بخاطر وقتی که برای کار من گذاشتید. یک دنیا ممنون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.