يك ضلع شعر عاطفه است




عنوان مجموعه اشعار : واژه های دلتنگی
شاعر : جمشید خطیبی


عنوان شعر اول : شماطه ی معکوس


ساعت احساسم
شماطه ی معکوس می زند
لحظه ی از راه رسیدن نگاهت را
و خستگی پلک هایت..
از لابلای دربدری
نگاهم را
به تعظیم وا می دارد...


عنوان شعر دوم : جلوه ی معشوق


عنوان شعر سوم : پنجره ی عشق

پیانو
صدای گیتار می دهد
و ویلن
صدای سنتور...
و اصالت ..
نجابت را عرق‌می‌ریزد ...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر چه به همين اندك سابقه ي آشنايي كه به واسطه شرح سابقه و انتشار دو شعر براي نقد ممكن شده است، نمي توانم تصويري تام و تمام از وضعيت شعر دوست ارجمندم جمشيد خطيبي اراده دهم اما انرژي عاطفي همين دو شعر آن قدر بوده است كه به شدت عواطف و فوران هيجان اين شاعر ايمان بياورم. اگر شعر، مجال ثبت آنات و آياتي باشد كه يا به تجربه ي شخصي به دست آمده و يا محصول ابتلاي ديگران بوده است پس به براي شاعر كه در جريان چرخه ي انساني از شدت عواطف و برون ريزي حسي دوچنداني نسبت به ديگران برخوردار است، غالب شدن اين حس و حال غير طبيعي نيست. هم چنان كه در اين دو شعر، بي واسطه، با فوران عاطفه و احساس شاعر در برابر لحظه ي وصال و مواجهه ي با بي نظمي حاكم بر مفاهيم انساني روبرو هستيم. با اين همه اما شعر صرفاً انتقال عاطفه و احساس نيست و اين انتقال نيز صرفاً به كار بردن واژه هاي عاطفي و حسي در شعر نيست. توجه شاعر را به اين نكته جلب مي كنم كه عاطفه وقتي مي تواند ماندگار باشد و در چرخه ي اقبال مخاطب قرار بگيرد كه از اجراي هنري و خلاقه اي نيز برخوردار باشد و گرنه ثمره ي اين تلاش تنها توليد متني است كه رنگ و لعابي شاعرانه دارد. به اين ابيات توجه كنيم:
ما چون دو دريچه رو به روي هم
آگاه ز هر بگو و مگوي هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آينده
عمر آينه ي بهشت اما آه
بيش از شب و روز تير و دي كوتاه
نه مهر فسون نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد... (اخوان ثالث)
مي توان مولفه هاي ارجمندي و اقبال اين شعر را در عاطفه ي جاري در شعر، موسيقي دروني و وزن عروضي ابيات، به كارگيري عناصر ‌و ابزارهاي ادبي و گزيده گويي شاعر عنوان كرد.
در شعر جناب خطيبي نيز بارقه هايي از اين اجرا و انتقال وجود دارد كه اين وضعيت را در عباراتي هم چون «ساعت احساس» و «نگاهي كه تعظيم مي كند» و «نجابتي كه عرق مي ريزد» مطالعه كرد اما كفايت نمي كند و شاعر بايد با توسعه ي اين توانش در سراسر متن، شعر خود را تعالي ببخشد.
به همين اندك بسنده مي كنم و اميدوارم دوست عزيزم در كارهاي جديدش به نكاتي از اين قبيل بيشتر توجه كند.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ...



دیدگاه ها - ۴
مهدی محمدی » 12 روز پیش
سلام و درود استاد. نقدهای شما بسیار آموزنده است
ارمغان بهداروند » 4 روز پیش
منتقد شعر
درود دوست عزيزم. خوشحالم از اين كه مخاطب شعرهاي شما هستم
جمشید خطیبی » 17 روز پیش
جناب بهداروند ، درود بر شما ..این اولین نقدی بود که از یک اهل فن بر شعر ناقابل ام انجام شد و خواندم . نکاتی که برشمردید را به دیده ی منت می پذیرم و برای اعتلای سروده هایم‌تلاش بیشتری خواهم‌کرد . از جنابعالی سپاسگزارم .
ارمغان بهداروند » 16 روز پیش
منتقد شعر
درود دوست عزيز. از آشنايي با شما خوشحالم. منتظر آثارتان هستم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.