دو غزل؛ یکی سکرآور و دیگری ملال‌انگیز




عنوان مجموعه اشعار : ندارم
شاعر : فیروزه مرادی


عنوان شعر اول : ...
من ازلبانِ تو شکست خورده ام
شبیه دختری که دست خورده ام

فراری ازهجوم مُردنم ولی
به تورزنده های پست خورده ام

به جای بوسه های بی گناهِ عشق
تف ازدهان مردمست خورده ام

توساختی مراولی شکسته ای
تبر زدست بت پرست خورده ام

همیشه زهرِبغض را،ز قامتِ
زنی که ازکمرشکست خورده ام

گذشتم از نگاه کوچه ها‌ولی
به این دری که بسته است خورده ام...!


#فیروزه_مرادی



عنوان شعر دوم : ....
سری پای طناب دارمی رقصد
حقیقت کنج این دیوارمی رقصد

نبایدعکس ریّه روی پاکت زد
که مردی باپُک سیگارمی رقصد

اگرچه اشرف مخلوق دنیاایم
درون مان خری مُردار می رقصد

چه سگ دوهازدیم امادمِ آخر
به روی نعش مان کفتارمی رقصد

به زیرسایه بان چادر کش دار
زنی درذهن مردی هارمی رقصد

تفنگ ازروده ی نادان که می ریزد
گلوله درسرهشیارمی رقصد

چه اشعارنکوهش باروعریانی
درون نطفه ی خودکارمی رقصد

شبیه بوسه بابرچسب«ممنوعه»
که برروی لبی تب دارمی رقصد

وعزرائیل ازتنگی فرصت ها
کلاغ ازقیل وقالِ«قار»می رقصد

اگرچه پاچه مان راسگ نمی گیرد
درون آستین ها مارمی رقصد

شپش معلق زنان درجیب شلوارِ
شعورما چه بااطوارمی رقصد

به سازماهزاران سالِ طوطی وار
خداباگریه ای بسیارمی رقصد...!

#فیروزه_مرادی


عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
دو غزل؛ یکی سکرآور و دیگری ملال‌انگیز
ابتدا دودتان می‌گویم
دو غزل از بانو فیروزه مرادی را از پیش چشم گذراندم و لذت بردم، به‌خصوص از غزل اول که هم موسیقی خاص و کم‌کاربردی داشت (مفاعلن مفاعلن مفاعلن) و هم ابیات و مصاریع آن انصافاً یکی از دیگری زیباتر، رسا و بی نقص بود. وزنی که سرودن آن چندان هم آسان نیست و صد البته با قافیه‌ای سخت و ردیف فعلی. در مجموع کار هنرمندانه‌ای بود.
در ردیف‌های فعلی به‌خصوص افعال مرکب شبیه آنچه در غزل خانم مرادی می‌بینیم کار، هم سخت است و هم آسان.
آسان است چون شاعر می‌تواند از ترکیب دو کلمه (که غالباً یکی قافیه است و دیگری ردیف) تصاویر زیبایی بیافریند؛ مثل تصویر دختر دست خورده در این غزل/ یا از لب کسی شکست خوردن / یا به در بسته خوردن/ و...، اما سخت است چون اگر ردیف و قافیه در کلیت بیت خوب جا نیفتد، آن بیت، ضعیف و ابتر می‌ماند و مفهوم نارسا خواهد بود.
از نکات قابل تامل دیگر در این شعر اینکه: شاعر در این غزل کوتاه از تضادهای خوبی نیز بهره برده از جمله: مرده و زنده / ساختن و شکستن / کوچه و بن بست/ و...
از سویی دیگر نگاه نقادانه شاعر به موضوعات اجتماعی و پدیده‌های ناروا و ناپسند مثل آنچه در این غزل و حتی غزل دوم جریان و سریان دارد نیز در نوع خودش قابل تأمل است. این، نشان می‌دهد که شاعر، نگاهی دغدغه‌مند نسبت به وقایع روز و جامعه پیرامونش دارد.
و دست آخر زبان نو و قابل فهم شعر است که به‌خصوص در غزل اول خیلی هوشمندانه به‌کار گرفته شده است.
اما در غزل دوم:
به‌رغم محاسن و خوبی‌های شعر مردّف به فعل میرقصد؛ شاعر در این اثر تا حدودی قافیه‌زده به نظر می‌رسد. چینش و انتخاب قافیه در این غزل، به اندازه شعر نخست هوشمندانه و دقیق نیست. تو گویی وی قوافی را ردیف کرده و برای هر یک، بیتی سروده است. از این بابت این شعر به زیبایی شعر اول نیست و در این میانه گاهی حتی با مصراع‌ها یا ابیاتی مواجه می‌شویم که معنای درستی به ما نمی‌دهند؛ مثل: رقصیدن حقیقت کنج دیوار / یا: تفنگ از روده نادان که می‌ریزد/ یا: کلاغ از قیل و قال قار می‌رقصد/ یا: تصویر رقصیدن شپش در جیب شلوار شعور .../و رقصیدن طوطی‌وار خدا با گریه...
می بینید که این عبارت‌ها که اغلب هم از تکیه کلام کوچه و بازار و ضرب‌المثل‌ها گرفته شده نتوانسته است معنا ومنظور شاعر را به‌درستی برساند. البته در لابه‌لای شعر، ابیات نابی مثل: "به زیر سایه‌بان چادر کشدار...زنی در ذهن مردی هار می‌رقصد" نیز وجود دارند که باید از زیبایی و شایستگی آن غافل نبود.
در یک جمع‌بندی کوتاه و مختصر؛ اگرچه همه شعرهای یک شاعر طبیعتاً هم‌سطح و هم قدر نیستند اما ایکاش غزل دوم را نمی‌خواندیم تا همچنان در سکر و مستی غزل اول بمانیم. فیروزه مرادی بی‌تردید شاعر خوب آینده این سرزمین است.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.