ایراد در رسانندگی معنا




عنوان مجموعه اشعار : آزار شب شوخی نبوده نیست
شاعر : مهدی محمدی


عنوان شعر اول : آزار شب شوخی نبوده نیست

آزرده‎ام
آزرده از یأسی که بر شاخ درخت سبز امیدم،
در راستای موجْ موجِ برگ‎هایش
شبیه مرغ ماهی خوار می‎خواند،
آزرده‎ام
آزرده از جغدی که بر بام آرزوهایم
نشسته در هوای مفت یک گنجشک
هوو هووی شامگاه شوم دارد
آزرده‎ام
آزرده از هر چه میانِ کِشته‎هایم
شبیه کِرم می‎غلتد

کنار مردگی‎های غمِ شب‎نامه می‎خوابم
کنار ماهِ دودی تا لب دورش
به کام تشنه می‎ریزم
به کام تشنه ابروی هلال بی‎نورش
هر چند که ابر اندود
شغاد مذهب رستم
درون غار بی‎پهنای تن دارم

بگذر از درگاه شب
دارد سحر با بوی دوست می‎آید
با حرارت از حریر تن پوشش
با خودش دارد خاطرات بازیِ باد با موج گیسویش
هنگامه‎ی پهلو زدن بر ساحل کف‎های زنجیری بود
که در زندان سرد واژه‎ها از نغمه‎ی شیرینِ بی‎فرهاد گیج بودم گیج
بگو تا پیشِ من آید سبب آسای من
که مغزم را کشیده شبهه‎ی تقوای ناجور خمار افزون
تا پشت دیوار فرار مغزها
ولی آزاده از هر آن چه می‎زاید تب آشفته با سجاده‎ی نیرنگ
دغل بازِ شبِ زاهد
غبار خرقه‎ی صوفی
عبای وحدت آن سو
و این سو تا
بنای بستن دروازه‎های احتکار عشق

به دور کعبه‎ی بت‎ها
چرخشی بود از مستیِ افزون
شبیه اشک روضه‎های بی‎سبب از کار و ‎کردار
نماز بی‎صله بود این همه طغیان
زبانِ واژه پردازی
در زمانِ فکر خود بودن
زمینِ بی‎درخت لامذهب
در زمام بی‎‎رگِ طاغوت کژبینی
بر مناره‎ی جنبان مردگی بود این همه طغیان
که از خواب سیاه ماه آسمانی می‎فشاند رنگ
و با جوف شاخه‎های شخارش
آسمان را مکیده با نیرنگ

نه دیگر بس کن
شعار بی‎پایه را بس کن
شکستن در حریم واژه‎ها را بس کن
نمی‎خواند تو را یک تن پس از آشوب درهم رفته‎ی بیمار
همان بهتر که بی‎طغیان
که بی‎فریاد
که بی‎کردار
به پایان آید این دفتر


عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : آرش شفاعی
در برخورد با شعر مفصل «آزار شب شوخی نبوده نیست» اولین سؤالی که برای مخاطب پیش می آید این است که آیا قرار بوده شعری نیمایی بخوانیم یا شاعر از ابتدا قصد داشته شعری بی وزن بنویسد؟ در برخی از سطرهای شعر، شاعر به مرزهای سطر نویسی موزون نزدیک شده است اما بلافاصله وزن را از دست داده است. ببینید:
کنار مردگی های غم شب نامه می خوابم
کنار ماه دودی تا لب دورش
در این سطر و برخی سطرهای دیگر شعر شاعر سطرهایش را بر طبق تقطیع عروض شعر نیمایی نوشته است، پس مخاطب احساس می کند با شعر نیمایی مواجه است اما چند سطر بعد:
هرچند که ابراندود
وزن را از دست داده است. ظن من به عنوان خوانندۀ این شعر این است که شاعر دوست داشته است شعر نیمایی بنویسد، شعری شبیه به شعر اخوان اما از عهدۀ شعر و بهتر بگوییم از عهدۀ وزن برنیامده است. برای اینکه شعر نیمایی درست و دقیقی بنویسم، باید ابتدا وزن و عروض و تقطیع درست و بهنجار شعر را بشناسیم. شاعر در این شعر هنوز تصور درستی از وزن و بی وزنی ندارد. این نقیصه با تسلط بیشتر و مطالعۀ دقیق شعر و قواعد عروض مرتفع خواهد شد اما شعر، ایراد دیگری دارد که با مطالعه و ممارست بیشتر و بیشتر و بیشتر به دست می آید. مهمترین ایراد شعر این است که شاعر تسلط کافی و لازم بر زبان ندارد. در این شعر با مجموعه ای گسترده از واژگان رو به رو هستیم اما این واژگان به صورت درست و بهنجار در کنار هم قرار نگرفته اند و به جای اینکه مخاطب را به معنا راهنمایی کنند، او را گیج می کنند. مخاطب نمی‌فهمد شاعر قرار است چه بگوید. چند نمونه از شعر:
کنار مردگی‌هایم غم شب نامه می‌خوانم
از شاعر می پرسیم «غم شب نامه» یعنی چه؟ آیا منظور شب نامه غمگین بوده است؟ در ادامه همین سطر:
کنار ماه دودی تا لب دورش
آیا معنی مورد نظر شاعر این بوده است:« کنار ماه دودی که لب‌های دوری دارد»؟
باز سطر پایین تر:
به کام تشنه ابروی هلال بی نورش
در معنای این سطر دیگر واقعاً در می‌مانیم. کام تشنه به ابرو بر می گردد؟ به شاعر یا به ماه؟
شعر پر از ترکیب هایی است که دچار همین مشکلات معنایی هستند. «سبب آسا» یعنی چه؟ «احتکار عشق» یا « روضه های بی‌سبب از کار و کردار»، «جوف شاخه های شخار» و ....مخاطب وقتی اینهمه مشکل در رسیدن به معنای اولیۀ شعر در برابر خود ببیند، عطای خواندن شعر را به لقایش خواهد بخشید. به نظر می رسد تا زمانی که شاعر در سرودن همین گونه آسان گیر باشد و برخوردش با زبان شعر برخوردی وسواس گونه، از سر دقت و با در نظر گرفتن اصل رسانندگی معنایی نباشد، سروده‌های شاعر نتواند به خلوت مخاطبی راه پیدا کند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
مهدی محمدی » 22 روز پیش
سلام استاد عزیز از نقد و قلمتان سپاسگزارم با مهر

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.