تا دروازه‌هاي روشن شعر




عنوان مجموعه اشعار : بچه های کار
شاعر : رضا مقدم


عنوان شعر اول : بچه های کار
درس بزرگی میده به ما و
دنیای ما دستای کوچیکت
خیلی قشنگه...فرق داره با
دنیای ما دنیای کوچیکت

هم سنّ و سالای تو سرگرمن
با کارتون و بازی و نقاشی
اما تو سرگرمیت فقط کاره
باید به فکر نون شب باشی

زخماتو میبینن ولی هیشکی
روی اونا مرهم نمیذاره
مثل خودش تنهای تنهایی
حتما خدا خیلی دوسِت داره

توو زندگی تقدیرِ بی انصاف
یادت نداده چیزی غیر از غم
هرکی که پرسید آرزوهاتو
گفتی که معنیشو نمیدونم

خوشگل میشی وقتی که میخندی
میخوای ولی دردا نمیذارن
پنهون نکن بارون اشکاتو
کی گفته که مردا نمیبارن؟؟


عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
همراه گرامي و تازه‌نفس پايگاه نقد شعر، آقاي رضا مقدم! واقعيت اين است كه باوركردن اينكه شما كمتر از يك سال است كه مي‌نويسيد، سخت است؛ نه كه بخواهم شما را به دادن اطلاعات خلاف واقع متهم كنم؛ نه! منظورم اين است كه به هر دليلي كه شما با كمتر از يك سال تجربه در اين سطح بسراييد، من به عنوان همكلاسي شما در مدرسه‌ي شعر، متعجب و در عين حال، خرسندم؛ خصوصا كه نظرم به فقط همين يك اثر، محدود نيست و سروده‌هايي را هم كه در نوبت قبلي فرستاده بوديد و به قلم دوست شاعرم آقاي محمدجواد آسمان نقد شده بود، خواندم و نكات قابل تاملي در آنها يافتم.
اما از كليات كه بگذريم، در نگاهي گذرا و با بياني خلاصه و مختصر، به برخي از نكاتي كه در اين ترانه اهميت بيشتري دارد، اشاره مي‌كنم و بنا به اولويت، ناگفته‌هايي را هم به نوبت‌هاي بعدي وامي‌گذارم كه از زبان من يا همكارانم در پايگاه گفته شود:
يكي از نكاتي كه در يكي دو مصراع توجهم را جلب كرد، ناتمام‌ماندن مصراع‌ها و قرارگرفتن حروف در پايان آنها بود؛ رخدادي كه هم به لحاظ شيوايي بيان و هم از نظر موسيقايي، چندان دلچسب و پذيرفته نيست؛ خصوصا اگر قرار باشد چنين ترانه‌اي با همين ريتم و سطربندي، آهنگسازي و اجرا هم بشود. وقتي مي‌گوييد «درس بزرگی می‌ده به ما و ...» يا «خیلی قشنگه... فرق داره با ...» فاصله‌ي موسيقايي و بياني پايان مصراع‌ها، همه‌ چيز را معلق نگه مي‌دارد بدون اينكه تعليق دلخواهي ايجاد شده باشد؛ انگار دست كسي را گرفته باشي كه ببري و جاي زيبايي را نشانش بدهي اما ناگهان و بدون دليل، جايي كه قرار نبوده، توقف كني! پس سعي كنيم جز در مواردي كه در متن، ضرورت يا استدلالي وجود دارد، مصراع‌ها را به سرانجام برسانيم تا نوعي استقلال داشته باشند و اينگونه موقوف‌شان نكنيم. يك بار ديگر تكرار و تاكيد مي‌كنم كه خصوصا وقتي قرار باشد چنين سطرهايي آهنگسازي و اجرا شود، مشكل پايان مصراع‌ها خيلي پررنگ‌تر خواهد شد؛ چون در بهترين حالت، آهنگساز مجبور است ملودي اين سطرها را پيوسته به سطر بعدي بنويسد كه تكليف اضافي‌ست و در بدترين حالت هم وزن مصراع به عنوان ريتم قطعه، محوريت خواهد داشت كه باز هم مخاطب با بيت‌هايي نصفه‌نيمه طرف خواهد بود.
نكته‌ي مهم ديگري كه حتما بايد به آن اشاره كنم، شكل پروردن مضمون‌هاست. حداقل در يكي دو بند از اين چارپاره، مدعاهايي مطرح شده بدون اينكه با استدلال خاصي درباره‌ي آنها طرف باشيم. مثلا گفته‌ايد: «خیلی قشنگه... فرق داره با / دنیای ما دنیای کوچیکت» و به لحاظ ساختي هم خيلي چيزها سر جاي خودش، درست نشسته است اما من مخاطب در عين اينكه باور مي‌كنم «دنياي ما» با «دنياي كوچيك» او فرق دارد، نمي‌دانم چرا در چشم شما دنيايش «خيلي قشنگه» چون فقط اين قشنگي گفته شده و نشان داده نشده است. ما از قرينه‌هاي اين قشنگي، چيزي نمي‌بينيم؛ پس حق داريم كه از سراينده، طلبكار باشيم! يا مثلا وقتي مي‌خوانيم «مثل خودش تنهای تنهایی / حتما خدا خیلی دوسِت داره» متوجه نمي‌شويم كه اين تنهايي چرا و چگونه باعث لطف خاص خداوند شده است. فقط اشتراك در تنهايي؟ اين تعليل، درست و دلچسب نيست. خداوند، صفات جلالي‌اي هم دارد كه براي انسان، پسنديده نيست؛ مثلا وقتي مي‌گوييم «جبار» است، اين صفت خداوند فقط چون به واسطه‌ي احاطه‌ي خداوندي‌اش به او داده شده، مي‌تواند مقبول و شايسته و برازنده باشد.
اما از كاستي‌ها كه بگذريم، به داشته‌هاي اين سروده مي‌رسيم كه در اين زمينه پيش از هر چيز ديگر، اندازه‌ و سير اثر، قابل اشاره است؛ يعني اينكه سراينده بدون دچارشدن به ايجاز يا اطناب مخلّ، در سيري با سرعت مناسب و متناسب، حرفش را زده است. البته پايان‌بندي اثر مي‌توانست مشخص‌تر و پرضربه‌تر باشد كه اميدوارم در تجربه‌هاي بعدي، اين نكته هم مورد توجه قرار گيرد.
موضوع مهم ديگري كه حتما بايد به آن اشاره كنم، جمله‌بندي‌هاي اغلب درست سروده است كه نشان مي‌دهد ذهن و خصوصا ناخودآگاه سراينده ـ به رغم تجربه‌ي كم ـ با وزن، بسيار راحت است و چنان كه قبلا هم اشاره داشته‌ام، موسيقي هجاها را در شكل طبيعي زبان كشف مي‌كند نه اينكه سعي كند ذهنياتش را در قالب بگنجاند؛ بنابراين دچار ضعف تاليف‌هاي شديد يا جابه‌جايي اركان و... نمي‌شود. البته بعضي جاها مثل مصراع دوم بند پاياني، بيان مي‌توانست رساتر و شيواتر باشد كه آن را هم به حساب كم‌تجربگي سراينده مي‌گذاريم.
و در پايان يك بار ديگر با خرسندي مي‌گويم كه آقاي رضا مقدم عزيز! قدر استعداد و توانت را بدان و محكم و پيگير ادامه بده كه دروازه‌هاي روشن شعر، رو به تو گشوده است.

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.