آجرها، تيرآهن ها، آسانسورها



عنوان مجموعه اشعار : سه کلمه حرف!
عنوان شعر اول : از سقف شهرنشینی
آجرها و تیرآهن‌ها
بازی را به هم زده‌اند!
وقتی که نردبان مهربانی و باران
بر دیوار مدرنیته وارونه نشسته‌است
و از سقف شهرنشینی
این همه آسانسور آویخته شده!

عنوان شعر دوم : عکس یادگاری
و سرانجام
تمام خیابان‌های پرازدحام جهان
چه در پاریس چه در توکیو...
با ترکیب دیوار کاهگلی و درخت
عکس یادگاری خواهند گرفت!


عنوان شعر سوم : (اردل، امید، مردم)
در کوچه‌باغ‌های آبادی
و در کنار نهرهای نانِ حلال،
قصیده‌ای امّیدوارتر از این
ندیده بودم
که دست‌های پینه‌بستۂ مردها
چشمه‌ها و جوانه‌ها را
به هم پیوند می‌زد!
نقد این شعر از : انسیه موسویان
اولين سروده هاي ارسالي دوست عزيز آقاي وحيد خليلي براي پايگاه نقد، پيش روي ماست. سه شعر سپيد كوتاه. از پيشينه ي شاعري آقاي خليلي، تجربه هاي شاعرانه ي ديگرشان و مطالعاتشان چيزي نمي دانيم و با اين حال بايد بر مبناي همين سه اثر ارسالي به قضاوت بنشينيم كه كار دشواري ست!
به هر روي، سروده هاي حاضر نشان مي دهد سراينده ي آن اولاً قريحه و ذوق شاعرانه اي دارد كه او را به متفاوت ديدن پديده ها و رخدادها وا داشته، ثانياً او فردي دغدغه مند و صاحب انديشه است و صرفاً براي دل خودش يا تفنن و سرگرمي به سراغ شعر نرفته است؛ اين نكته را از درونمايه ي هر سه شعر مي توان دريافت كرد. در شعر اول و دوم، شاعر تقابل سنت و مدرنيته را مطرح كرده است و در شعر سوم به انعكاس رنج و درد مردان سرزمين خود پرداخته است. تشبيه پنهان مهرباني به نردبان و نان حلال را به شكل نهر آب ديدن، عكس يادگاري گرفتن خيابان ها با ديوارهاي كاهگلي و درخت نشان مي دهد كه در اين آثار آن اتفاق شاعرانه رخ داده است. اما مشكل اصلي اين سروده ها اين است كه شاعر دغدغه و انديشه ي خود را مستقيم و صريح بيان كرده است. آيا براي انتقاد و اعتراض به مظاهر تمدن و مشكلات ناشي از آن بايد حتماً از كلمه هاي «شهرنشيني» و « مدرنيته» استفاده كنيم؟ چنين بيان مستقيمي ممكن است بر ذهن مخاطب شعر ما كمتر تأثير بگذارد. البته اين مشكل در شعر دوم كمتر به چشم مي خورد و آنجا حرف شاعر پنهان تر و پيچيده در لفافه ي يك بيان هنرمندانه بيان شده است. هرچند در همين شعر نيز به نظرم آوردن نام شهرهاي پاريس و توكيو ضرورتي نداشت چرا كه شعر را محدود كرده است. مثال خوبي كه در مورد اين بحث مي توان ذكر كرد شعري از سهراب سپهري ست كه اين گونه آغاز مي شود:
صدا كن مرا
صداي تو خوب است...
در بخشي از اين شعر مي خوانيم:
در این کوچه هایی که تاریک هستند
من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم
من از سطح سیمانی قرن می ترسم
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد...
تمام اين شعر در نكوهش مظاهر تكنولوژي دنياي امروز است. اما حتي اشاره هاي سهراب به مظاهر تكنولوژي، شاعرانه و غير مستقيم است:
بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است ( اشاره به خيابان هاي آسفالت شده)
مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد ( معراج پولاد مي تواند اشاره به هواپيما باشد)
و از همه مهم تر خط پر رنگ و تأثيرگذار عاطفي و عاشقانه اي ست كه در سرتاسر شعر جريان دارد و با همان سطر « صدا كن مرا / صداي تو خوب است...» آغاز مي شود و با سطري زيباتر پايان مي يابد.
سهراب در شعرهای دیگری نیز به این تقابل ها اشاره دارد که در همه ی آنها نگاه متفاوت، هنرمندانه و غیر مستقیم او مشهود است:
رویش هندسی سنگ، آهن، سیمان
...
حنجره ی جوی آب را
قوطی کنسرو خالی زخمی می کرد
و نمونه های بی شمار دیگر.
به دوست شاعرمان توصيه مي كنم اين شعر را با اين نگاه و از اين زاويه بخوانند.
در پايان همانطور كه در سطرهاي نخستين اشاره شد، شعرهاي ارسالي نشان از شاعري خوش قريحه دارد. شاعري كه با جدي گرفتن استعداد خود، تمرين و پشتكار مداوم و مطالعه ي مستمر در آينده ي نزديك سروده هاي بسيار كامل تر و زيباتري از او خواهيم خواند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » 21 روز پیش
منتقد شعر
درود بر شما. بزرگواريد و لطف داريد.
وحید خلیلی اردلی » 22 روز پیش
سلام بر شاعر شهیر روزگار ما از لطفتان در نقد این سه سپید، بی‌نهایت ممنونم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.