مثل یک دوندۀ المپیکی




عنوان مجموعه اشعار : یاس
شاعر : معصومه قلی پور


عنوان شعر اول : یأس
این روزها
زیادپیر میشوم
جهان میشود یک گلوله برف
ومی نشیند روی سرم
یادم می رود بهار را
درختان را
وهیاهوی گنجشکان را
این روزها
زیاد پیر میشوم
زیرهمین برف
لابلای همین درختان//

عنوان شعر دوم : خالی
خالی

عنوان شعر سوم : خالی
خالی
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر گفتن مثل ورزشکار بودن است. یک ورزشکار که در یک رشتۀ ورزشی به مدال دست می یابد، مثلاً یک ورزشکار رشتۀ دو را در نظر بگیرید. ما در خانه هایمان نشسته ایم و مسابقات المپیک را تماشا می کنیم، می بینیم که گروهی پشت یک خط قرار گرفته اند، تپانچه ای می زند و آن ها شروع به دویدن می کنند. یکی تندتر می دود و به خط پایان می رسد. در نگاه ما به عنوان تماشاگران تلویزیونی همه چیز به همین سادگی است اما درحقیقت پشت آن صحنۀ ساده، پشت آن دویدن سریع یک عمر زحمت، ده ها کارشناس و سال ها تجربۀ موفق و ناموفق خوابیده است. کسی که مدال گرفته است، اگر ده سال پیش او را مقایسه کنید، می بینید حتی روش گام زدنش تفاوت داشته است اما امروز در همه چیز حرفه ای شده است، دقیق و درست و برنامه ریزی شده. ده سال قبل او آدم دیگری بود، هیچ یک از تجربه‌های امروز را نداشت، در عوض سختی‌های کمتری را هم تحمل کرده بود. در شعر هم همین است. در شعر برای هر گام بعدی باید برنامه داشت. باید برای مطالعاتتان برنامه ریزی داشته باشید، اگر از سرعت خودتان می‌کاهید و اگر اصلاً خط عوض می‌کنید باید حداقل خودتان دلیل و توجیهی برای این امر داشته باشید، دلیلی مثل اینکه من دیگر مثل آن روزها فکر نمی‌کنم پس باید شعرم هم تغییر کند، هم در فرم و هم در مضمون. سؤال کرده‌اید شعرهای گذشته تان بهتر است یا شعرهای امروزتان. این سؤال به همین سادگی قابل پاسخ دادن نیست. اگر منظورتان از «بهتر» تنها ویژگی های فنی و تگنیکی شعر است باید بگویم شعرهای گذشته‌تان، همه فهم تر، ساده تر و مخیل تر بوده است. شعرهای امروزتان پیچیده تر شده، بیشتر در آن شاعر دخالت می‌کند و زبانتان متفاوت شده است. هیچ کدام از این ویژگی های شعری به خودی خود به خوب است و نه بد. شعر می‌تواند پیچیده باشد و زبان سخت فهمی داشته باشد اما شعر خوبی باشد. شعر همچنان می تواند شعری ساده باشد و زبانی کاملاً لخت و غیر ادبیانه داشته باشد اما شعر باشد و شعر خوبی هم باشد. شعرهای «بیژن جلالی» را بخوانید. زبان شاعر آنقدر ساده است که اصلاً احساس نمی‌کنید که با شعر طرف هستید اما با شعر طرف هستید چرا که تفکر شاعر، شعر را نجات داده است. این را که این سادگی بهتر است یا آن پیچیدگی، باید در کلیت شعر یک شاعر بررسی کرد و درباره‌اش نظر داد. بگذارید این سؤال را من از شما بپرسم، به نظر خودتان شعرهای دیروزتان بهتر و بیشتر بازتاب دهندۀ روحیات، تفکرات و احساسات شاعرانۀ شما بوده است یا شعرهای امروزتان؟ صادقانه با خودتان و شعرتان رو به رو شوید و بگویید که آن سادگی بازتاب دهندۀ شماست یا این پیچیدگی؟ در این صورت به پاسخ واقعی تر و درست تری دست پیدا خواهید کرد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
معصومه قلی پور » 26 روز پیش
درود جناب شفاعی بزرگوار اززحمتی که برای نقد شعر من کشیدید بسیار سپاسگزارم ایشالا سایه شما ودیگر دوستان این پایگاه ازسر ما کم نشه

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.