خطرپذيري زباني




عنوان مجموعه اشعار : کسی به رنگ باران
شاعر : نجیبه محمدی شبلی


عنوان شعر اول : افق ثانیه ها
این بار دلم آنقدر شاد است
که دست برشانه ی غم می گذارم
آرام می کنم او را!
این بار دلم قرص است
قرص کامل
من ماه شدم در افق ثانیه ها
ونگاهم مهر می تابد،بر پنجره ها
شاید،اینبار نسیمی بشوم در شبی رویایی
و تو را رها کنم ،از قفس تنهایی .

عنوان شعر دوم : وداع
من با وداع شمع همرنگم
پروانه ها هم رفتنم را منتظر بودند
آیینه ها با بغض می میرند
این با گلوی نازک قلبم هما هنگ است
صد بار،صدا زد دل تورا
با حسرتی بسیار
من داغدار عشق بودم
گرچه دستانم پاسخی نشنید
تنها ماند!
تو ساحلی ،حال دریا را چه می دانی!
من با غروب ساکت این لحظه های کور پرواز می کنم.

عنوان شعر سوم : بوی باران
من از این بهار تنها،به بوی بارانی دلخوشم
که سجده می کند بر خاک
الحمدالله
صدای عشق نمی میرد هرگز
توبارانی ،من خاک.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شعر يك آفرينش هنري است. آفرينشي كه شاعر، مخاطب خود را با مواجهات ملموس و ناملموس عيني و ذهني خود روبرو مي سازد. او، رنج شهود و نفوذ در پديده ها و كشف روابط پيدا و ناپيداي پديده ها را به جان مي خرد تا مكاشفه و دريافت هاي خود را توام با التذاذ هنري به ديگران ببخشد. شعر امروز از فلسفه ي آفرينشي گذشته ي خود عبور كرده است و اين فاصله پس از نيما كه توجه شاعر را به پيرامون خود بيشتر معطوف داشت عميق تر شد. شاعر امروز بايد سير تحول شعر را مطالعه كرده باشد و از گذشته ي ادبي خود چنان آگاه باشد كه نادانسته مرتكب تجربيات ديگران نشود، تجربياتي كه گاه از اعتبار ادبي اندكي برخوردارند و تكرار آن ها جز اتلاف كلمه نيست.
سه شعر از خانم نجيبه محمدي شبلي روبروي من است. در هر سه شعر با شعري مواجه هستيم كه با اظهار درونيات خويش و اندك ارتباطي با فضاي پيراموني خود كه ناشي از تجربيات مستعمل گذشته است در تلاش است مخاطب خود را با دنياي خويش آشنا سازد. يكي از مهمترين مسائل شعر امروز مسئله ي معاصرت است كه اين اصل جز با اشراف بر پايگاه زماني و مكاني شاعر و احاطه بر پديده ها و مولفه هايي كه به همان پايگاه متعلق هستند محقق نمي شود. چرا كه هر چه قدر هم به مكاشفات و مشاهدات بديعي در شعر دستيابي داشته باشيم اما نتوانيم اين دريافت را به تازگي و نشاط زباني به مخاطب منتقل كنيم هيچ اتفاقي را رقم نزده ايم. مثلا در هر سه شعر اگر به وضعيت پديده ها و اشيايي هم چون ماه، قرص، افق، مهر، شب و قفس، شمع، پروانه ها، آيينه، ساحل و ... توجه كنيم متوجه مي شويم هيچ كاركردي متفاوتي از اين حجم پديده ها جز آن چه در تصور ما وجود داشته، ارائه نشده است. در واقع شعر دچار محروميت زباني است بدين معني كه در شعر كاركردهاي هنري زبان اتفاق نيفتاده است و شاعر با كمترين انحراف ها از امكانات رسمي زبان، مقصود خود را بيان كرده است:
- پروانه ها هم رفتنم را منتظر بودند
- تو ساحلی ،حال دریا را چه می دانی!
- من با غروب ساکت این لحظه های کور پرواز می کنم.
- صدای عشق نمی میرد هرگز
- شاید، اینبار نسیمی بشوم در شبی رویایی / و تو را رها کنم، از قفس تنهایی...
آن چه كه از اين سه شعر بر مي آيد نشان از عدم خطرپذيري شاعر در رويكرد زباني است. در واقع نگراني شاعر صرفاً توجيه مخاطب است و از همين نگراني به شكستن هنجارها و ترفندهاي زباني دست نمي زند:
- و نگاهم مهر می تابد، بر پنجره ها
- که دست برشانه ی غم می گذارم
- با حسرتی بسیار/ من داغدار عشق بودم
- من از این بهار تنها، به بوی بارانی دلخوشم
از غلظت كيفيت رمانتيك در شعر امروز كاسته شده است و در واقع شعر امروز با پوست اندازي در تلاش است از عواطف شخصي و هيجانات فردي به دستاوردي اجتماعي صعود كند. قطعا شاعر اين سه شعر مي تواند اين معاصرت زباني و معاصرت انديشه را در شعر خود ايجاد نمايد.
به عنوان يك نكته ي هم در خصوص شعر دوم رعايت وزن در برخي سطرهاي شعر نيمايي دچار اشكال شده است كه ترميم آن ضروري مي نمايد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.