در اهمیت پایان بندی




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : علی سلیمی قلعه تکی


عنوان شعر اول : خورشید اسیر ناله ی زهرا شد...
قطره، قطره، رود شد و دریا شد
چشمان حسین خشک این صحرا شد
باران شرم دارد از روی حسین
خورشید اسیر ناله ی زهرا شد...

عنوان شعر دوم : امشب ضربان چشم من بارانیست...
امشب، ضربان چشم من بارانیست
فریاد دلم بیانگر ویرانیست
پس منتظر آمدنت می مانم
زیرا که بدون تو وجودم فانیست

عنوان شعر سوم : آرایش یک حکایت تلخ است او...
راننده که روی دوش من خوابیده
از نیمه ی شب تا به سحر نالیده
آرایش یک حکایت تلخ است او
انگار کسی به ریش او خندیده
نقد این شعر از : آرش شفاعی
سرودن رباعی و دوبیتی در روزگار ما خوشبختانه جانی تازه گرفته است. بسیاری از شاعران جوان آغاز دوران سرودن خود را با تجربه این قالب ها همراه می کنند و تلاش دارند، با طبع آزمایی در این قالب های کهن ایرانی، پای در وادی سرودن بگذارند. بیشتر رباعی‌هایی که امروز از شاعران جوان و یا حتی از شاعران باتجربه می شنویم، دچار یک ایراد عمومی است. اغلب این رباعی‌ها براساس مصرع چهارمشان سروده شده اند. یعنی با یک مصرع چهارم خوب و فکر شده روبه رو هستیم اما مصرع‌های دیگر شعر، اغلب ضعیف و سستند. تقریباً اغلب شاعرانی که امروز به رباعی سرایی روی آورده اند، ابتدا یک مصرع پایانی خوب برای رباعی شان پیدا می کنند و بعد بر اساس آن بقیه شعر را کامل می‌کنند! در شعرهایی که اینک پیش روی ما قرار دارند، این مسأله برعکس اتفاق افتاده است. یعنی شاعر اغلب پایان بندی‌های ضعیف و متوسطی برای شعرهایش انتخاب کرده است و مصرع های قبلی شعرش از مصرع پایانی شعر بهتر است. برای مثال این رباعی را ببینید:
امشب، ضربان چشم من بارانیست
فریاد دلم بیانگر ویرانیست
پس منتظر آمدنت می مانم
زیرا که بدون تو وجودم فانیست
از همان اول که شروع می‌کنیم، مصرع اول ضرباهنگ خوبی دارد. شروع خوبی برای ورود به فضای شعر است. این شروع خوب با مصرع بعدی هم کامل می‌شود که این هم مصرع قابل قبولی است. این بیت قابل قبول، انتظار مخاطب را برای بیت بعدی و مصرع انتهایی رباعی را فراهم می آورد. حتی مصرع سوم هم مصرع خوبی است چرا که با بیان ساده و بدون دردسر حالت انتظار، با توجه به مقدمه چینی در بیت قبلی، ما را منتظر یک فرود خوب و امیدوارکننده در شعر می کند اما در پایان به این مصرع می‌رسیم که:
زیرا که بدون تو وجودم فانی است
که یک مصرع بی حس و حال، بدون هیچ گونه انرژی و تپش شاعرانه، بدون تصویر و بی هیچ شیرین کاری شاعرانه ای است و معمولی ترین، بی دردسرترین و دم دستی ترین مصرعی بود که شاعر می توانست بسراید و سروده است! باید کمی انتظار خود را از شعر بالا ببریم، بخصوص به اهمیت پایان بندی در همۀ شعرها بخصوص در شعرهای کوتاه واقف شویم و بدانیم پایان بندی هایی نظیر این پایان بندی یا « خورشید اسیر نالۀ زهرا شد» شعر را به جایی نخواهد رساند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
علی سلیمی قلعه تکی » 6 روز پیش
از نقد شما سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.