ابهامات در ده کلمه




عنوان مجموعه اشعار : خیمه شب بازی
شاعر : ابراهیم ایزدی دستگردی


عنوان شعر اول : خیمه شب بازی عروسک ها
خیمه شب بازی عروسک ها
اخم بی‌معنی مترسک ها

برکه لبریز وعده ای خالی
مثل طبل غرور اردک ها

پرشد از قُرقُر کلاغ شلوغ
آسمان سکوت لک‌لک‌ها

روزو شب سوت می کشد در گوش
سوز غم از دهان سوتک ها

روبهک کوزه ی عسل را برد
بچه سرگرم با لواشک ها!!

ابراهیم ایزدی دستگردی

عنوان شعر دوم : خون شاهنامه
اسطوره ی ما حماسه ای بی همتاست
این کاخ بلند تا ابد پابرجاست

فردوسی و پارسی تداوم دارند
تااین جریان در شریان دنیاست

عنوان شعر سوم : پرسه ی عشق
تک بیت
لبهای بوسه گام به گام و نفس نفس
در کوچه باغ داغ تنش پرسه می‌زدند
نقد این شعر از : آرش شفاعی
برای بررسی شعرهای «ابراهیم ایزدی دستگردی» بیشترین وقتمان را صرف غزل او خواهیم کرد. در نگاه اول چیزی که از این غزل به ذهن مخاطب می رسد این است که شاعر وزنی کوتاه را برای شعر انتخاب کرده است. این وزن کوتاه باعث شده است که شاعر مجبور شود به ایجاز در همۀ شعر متوسل شود. ایجاز البته یکی از حسن‌های شعر است اما می تواند به قبح شعر هم بدل شود. وقتی ایجاز و خلاصه گویی باعث شود خط و ربط حرفی که شاعر قرار است به مخاطب بگوید، گم شود. در دو بیت اول شعر شاعر از هیچ فعلی استفاده نکرده است و به همین دلیل شعر بیشتر حالت توصیف دارد اما مشخص نیست این مجموعه توصیف ها قرار است به کجا ختم شود. شعر این گونه شروع می‌شود: « خیمه شب بازی عروسک ها/ اخم بی معنی مترسک ها» این شروع ما را با این سؤال رو به رو می کند که آیا بین این دو توصیف ارتباطی هست؟ بین خیمه شب بازی عروسک ها و اخم مترسک ها چه ارتباطی هست وقتی یکی در مزرعه است و یکی دیگر احتمالاً در یک سیرک؟ سؤال بعدی این است که آیا خیمه شب بازی عروسک ها قرار است مفهومی منفی را به مخاطبان منتقل کند؟ به نظر می‌رسد شاعر در انتقال مفهوم معنی از این مصرع موفق نبوده است چرا که اصولاً خیمه شب بازی را عروسک‌ها انجام می‌دهند و خیمه شب بازی هم در ذات خود کار بدی نیست. اگر هم شاعر قصد داشته معنایی کنایی از آن به دست بدهد به دلیل امساک در استفاده از فعل، توفیقی نداشته است. حالا باز این سؤال مطرح می‌شود که چرا اخم مترسک ها، بی معنی توصیف شده است؟ مترسک‌ها باید کلاغ‌ها را بترسانند پس باید اخم داشته باشند و هیبتی ترسناک، دلیل اینکه با صفت بی معنی توصیف شده اند چیست؟ آیا اخم با معنی هم داریم؟
هرچه این شعر را ادامه بدهیم باز هم به ابهام در روابط میان تصویرها و کلمات شعر پی می‌بریم. شاعر از عروسک به مترسک، بعد به اردک و لک لک و بعد به سوتک و لواشک می‌رسد اما میان این رفت و امدها ارتباطی درست بین کلمات شکل نمی‌گیرد. این بیت را ببنید:
برکه لبریز وعده ای خالی
مثل طبل غرور اردک‌ها
یادمان باشد که این بیت، بیت دومی است که پس از عروسک ها و مترسک ها آمده است. مشخص نیست چرا شاعر از مترسک‌ها یک دفعه به برکه رسیده است ( البته اگر از نقش تعیین کنندۀ قافیه بگذریم، ما منطق درست شعر را مد نظر داریم و نه اجبار قافیه را) حالا این سؤال مطرح می‌شود که وعده‌ای که به برکه داده شده است چیست؟ آیا وعدۀ آب به برکه داده شده است؟ چه کسی این وعده را داده است؟ چرا از نظر شاعر اردک‌ها مغرور اند و طبل غرورشان مثل وعده‌ای که به برکه داده شده است، خالی است؟ این ابهامات همگی در بیتی با ده کلمه روی داده است. به همین دلیل مخاطب در دایرۀ روابط گنگ و پیچیده ای که شعر ایجاد کرده است، گیر می‌کند و نمی‌فهمد بالاخره شاعر می‌خواهد چه بگوید. ایراد اصلی شعر ابهام در معنایی است که قرار است منتقل کند و این ایراد به دلیل دنباله روی افراطی شاعر از قافیه پیش آمده است و البته انتخاب وزن کوتاه برای غزل هم به این ایراد دامن زده است.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
ابراهیم ایزدی دستگردی » 10 روز پیش
سپاس

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.