قصه ي آفتابگردان ها




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : علی سلیمی قلعه تکی


عنوان شعر اول : امروز،ولی... دوباره تنها شده ای...
امروز چقدر مرد رویا شده ای
موجی متلاطم از دو دریا شده ای
دیروز به فکر اهل عالم بودی
امروز، ولی... دوباره تنها شده ای

عنوان شعر دوم : بی روی تو رو سیاه عالم شده ایم...
بی روی تو رو سیاه عالم شده ایم
درگیر غمی عجیب و مبهم شده ایم
این قصه ی انتظار و عشقیست مدام
ای یوسف گمگشته،محرم شده ایم...

عنوان شعر سوم : قد تو تماشای خودش را دارد...
قد تو تماشای خودش را دارد
دستان تو معنای خودش را دارد
اشکی که به روی گونه ام جاری است
نجوای عموهای خودش را دارد
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست خوش ذوق و پر تلاش، آقاي علي سليمي قلعه تكي، ممنون كه باز هم براي پايگاه نقد شعر فرستاديد. از حسن نظر شما نسبت به بنده و ساير دوستان منتقد و شاعر، سپاسگزارم. اين بار هم سه رباعي فرستاده ايد. پيش از اين رباعي هاي ديگري از شما در همين پايگاه توسط دوستان منتقد، نقد و بررسي شده بود و نكات ارزشمندي را پيرامون اين قالب ذكر كرده بودند. از جمله اين نكات بسيار مهم، توجه به پايان بندي رباعي بود. البته نمي خواهم اين سخن كليشه اي را تكرار كنم كه رباعي بايد ضربه بزند و غافلگير كند و ... اما با نظر آقاي شفاعي در نقد پيشين موافقم كه رباعي هاي شما نياز به پاياني محكم تر و جاندار تر دارند. اين سه رباعي ارسالي هم اگرچه به لحاظ شكل كلي و ساختار اصلي قالب رباعي، بي اشكال هستند اما به دليل اين كه در مصراع پاياني حرف محكمي براي خواننده ي شعر ندارند، نمي توانند آن گونه كه بايد تأثيرگذار باشند.
حتما مي دانيد كه يك بخش از تأثيرگذاري و پايان محكم و قوي در شعر برمي گردد به ارتباط هاي پرمعنا و تنگاتنگ ميان واژه ها در يك مصراع. مثلاً رباعي دوم را ببينيد. در بيت دوم اين رباعي شما ابتدا از انتظار سخن گفته ايد و سپس با «يوسف گمگشته » خطاب كردن محبوب، گفته ايد كه از دوري او «محرم» شده ايد. ميان «انتظار» و «يوسف گمگشته» مي توان ارتباط برقرار كرد اما اين هر دو ، هيچ ارتباطي به « محرم» پيدا نمي كنند و اگر در ذهن شما هم ارتباطي ميان آن ها وجود داشته، مجالي براي مقدمه چيني و بيان آن نداشته ايد. بنابراين رباعي با يك بيت كم جان به پايان رسيده است.
در رباعي سوم يك جا گفته ايد:
اشكي كه به روي گونه ام جاري است
اينجا براي درست شدن وزن بايد حرف «اَ» و حركت روي آن را در كلمه ي « است» كاملا تلفظ كنيم كه در اين صورت زبان شعر از صميميت و روان بودن دور مي شود. در حاليكه در حالت عادي «اَ» از تلفظ ساقط است و به حرف ماقبل خود مي چسبد و به تنهايي خوانده نمي شود. من پيشنهاد مي كنم اين مصراع را به اين شكل ويرايش كنيد:
اشكي كه به روي گونه هايم جاريست...
در اين صورت آن مشكل تلفظ حل مي شود.
دوست عزيز چون به سرودن رباعي علاقه داريد، به نظرم لازم است براي موفقيت بيشتر در اين قالب بيشتر تلاش كنيد. راهش هم اين است كه علاوه بر مطالعه ي رباعي هاي شاعران مطرح و برجسته ي قديم، رباعي هاي شاعران معاصر را نيز كه با نگاهي تازه و امروزي سروده شده اند و جرياني جديد و تأثيرگذار در رباعي سرايي ايجاد كرده اند، بخوانيد. شاعراني مثل: قيصر امين پور، سيد حسن حسيني، مصطفي علي پور، وحيد اميري، محمدرضا سهرابي نژاد، منصور اوجي، نوذر پرنگ ... و از جديدترها و جوان ترها: جليل صفربيگي، بيژن دايي چي، ميلاد عرفان پور و ...
اين رباعي ها را بخوانيد و با توجه به نكاتي كه در نقدهاي دوستان گفته شده، به دقائق و ظرائف آن ها توجه كنيد.
به عنوان نمونه در پايان سخنانم، يك رباعي از آقاي بيژن دايي چي براي شما مي نويسم. همه ي ويژگي هاي يك رباعي خوب در اين رباعي مشاهده مي شود. نگاه تازه و متفاوت، سوژه ي جديد، زبان امروزي، ارتباط محكم و معنا دار ميان مصراع ها و كلمات و در نهايت پايان بندي محكم و تأثيرگذار. به ويژه به بيت آخر آن دقت كنيد كه تمام حرف شاعر در آن است و ذهن خواننده را درگير كرده و تا مدتها او را به فكر فرو مي برد:
دنیا در دست خواب گردان ها بود
صحرا مسخِ سراب گردان ها بود
مشتی تخمه دهانشان را بسته است
این قصه ی آفتاب گردان ها بود!
منتظر سروده هاي تازه ي شما هستيم. با آزوي شكوفايي و پويايي بيشتر.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
انسیه موسویان » 29 روز پیش
منتقد شعر
درود. من هم از لطف و بزرگواري شما سپاسگزارم.
علی سلیمی قلعه تکی » یکشنبه 22 مهر 1397
از نقد صمیمانه ی شما سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.