شكل در سرنوشت شعر دخيل است...




عنوان مجموعه اشعار : پنجره
شاعر : سید مهدی منتظری


عنوان شعر اول : سفر نام (نامگاه)
نامى به روى برگى
آغاز زندگى بود
بگذشت روز و شب ها
دربندِ تاب و تب ها...
فرجام راه بنگر
برجا چه مانْد از من:
...........
در هم شكست جامى
از صفحه اى به سنگى
جَست و نشست نامى

عنوان شعر دوم : مرگاخيز
پرندگانى فرو مى ميرند تا ماهى شوند
ماهيانى فرا مى پرند تا بميرند

دريا: ميعادگاه مرگازيان

عنوان شعر سوم : تشعير
ديروز شعر مى خواندم
امروز شعر مى سرايم
فردا شعر خواهم شد
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
سه شعر از جناب سيد مهدي منتظري پيش روي من است. يك شعر نيمايي و دو شعر آزاد كه براي آشنايي بيشتر با تلاشش به شعرهاي ديگر او و نقدهاي دوستان نيز مراجعه كردم. تنوع در شكل هاي اجرايي شعر توسط ايشان، نشان مي دهد كه جناب منتظري هنوز نتوانسته است به ترديد خود پيروز شود و در تجربيات اجرايي خود به قطعيت از ميان اشكال شعر كه هر كدام ظرفيت ها و توانمندي هاي اجرايي بهره مندند يكي را انتخاب كند كه امكان انتقال تام و تمام شاعرانگي هايش، ممكن شود. آن چه كه در اين مواجهه بيشتر به مخاطب منتقل مي شود، غوطه ور بودن ذهن و زبان شاعر در فرم و فضاي ذهني و رفتار زباني كلاسيك است. پيداست كه شاعر اين شعرها، گذشته ي ادبي را به خوبي خوانده است و از اين رهگذر، متاع قابلي به دست و كار آورده است. به كارگيري درست موسيقي دروني و بيروني در شعر، اشراف بر ابزارهاي ادبي و رعايت اختصار مي تواند مهمترين اعتبارات اين تجربيات باشد. نكته ي ديگري كه بر آن تاكيد دارم صداقت شاعر در اجراي اثر است. به هيچ وجه نمي توان در اين چند نوشته، به سطري برخورد كه بتوان تصور كرد شاعر در پي فريفتن مخاطب و ديگرگونه نويسي بوده است. در واقع مي خواهم بگويم بسياري از شعرهاي امروز بي توجه به آميختگي شاعر با تئوري ها و درك واقعي رويه ها، صرفاً در جهت خرسند كردن و راضي نگه داشتن جريان هاي ادبي است و بس.
براي اين كه بتوانم در ادامه ي راه كمك اندكي باشم نكاتي را تيتروار براي دوست عزيزم جناب منتظري طرح مي كنم:
- انتخاب شعر نيمايي در واقع در دو حوزه ي شكلي و محتوايي امكاناتي را در اختيار شاعر قرار مي دهد كه اگر بخواهم در اين چند سطر به اختيارات شكلي آن توجه كنم بايد بگويم نيما با پيشنهاد خود اين فرصت را در اختيار شاعر قرار داد كه بر وزن چيره باشد و نگذارد تجلي ذهنيت شاعر به واسطه دست اندازهاي وزني يا به تاخير بيفتد و يا محقق نشود. از اين رو سطرهاي شعر بنا به ماهيت محتوايي خود بلند و كوتاه مي شوند. در شعر «سفر نام» شاعر كم و بيش از شعر نيمايي استفاده كرده است اما دقيقن همان رويه ي شكلي كلاسيك را حفظ كرده است. قطعاً كوتاهي سطرها و اصرار شاعر بر استفاده ي معمول از قافيه به ذهنيت شاعر لطمه زده است و او را وادر به انتخاب محدود واژه و تقطيع ذهنيت خود نموده است. به نظرم اگر شاعر به ضرورت و به منظور تحكيم وضعيت موسيقايي شعر از قافيه استفاده كند، حتما نتيجه ي بهتري عايد او خواهد شد. به اين نمونه توجه شود:
“به کجا چنین شتابان؟ / گون از نسیم پرسید- /دل من گرفته زین جا/ هوس سفر نداری /ز غبار این بیابان؟ /- همه آرزویم اما / چه کنم که بسته پایم./ به کجا چنین شتابان؟ /- به هر آن کجا که باشد/ به جز این سرا، سرایم/ - سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را/ چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی/ به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را”
در شعر دوم شاعر كشف خوبي داشته است و به نكته بيني به روابطي اشاره كرده است كه معمول به چشم مي آيد و محل دريافت شاعرانه اي نبوده است اما در امر انتقال و اجراي شعر شاعر چندان ناموفق عمل كرده است كه آن چه كه بايد از زيبايي آن لذت برده مي شد به انجراف نرفته است و به چشم نيامده است. در واقع در هر دو شعر دوم و سوم رويه شاعر رويه اي كاريكلماتوري است كه بيشتر از آن كه انتقال ذهنيت صورت گرفته باشد شاعر به بازي هاي زباني توجه كرده است:
فرو مي ميرند/ فرا مي پرند
ميعادگاه مرگآبزيان
ديروز/ امروز/ فردا
بنابر اين توصيه مي كنم شاعر با متمركز نمودن تلاش خود روي يكي از شكل ها، به تقويت تجربيات خود سر بگذارد و ذهنيت غني خويش را منتقل نمايد. درود

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۱
سید مهدی منتظری » 9 روز پیش
سلام، و سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.