پروانه و فريدون را بخوانيد




عنوان مجموعه اشعار : لب مهتابی اندوه
شاعر : محمد راثی


عنوان شعر اول : ترا ز کنگره عرش می زنند صفیر
تو مانده ای و همان اضطرابهای حقیر!

نسیم و ابر و پرنده که ترجمان دلت بودند

میان خط کشی گیج شهر جاماندند





در این حقارت بالکن

که روزنامه نگوید بجز دروغ و هراس

چه ذوق می بری از صبح و صرف صبحانه؟

عنوان شعر دوم : هیچ
خواب است و خیال صبح

می گفتند


جنجال کنان کلاغهای لجباز

وقتی که -به زعم خویش- می کوشیدند

با قیچی بالشان

و حربه قیل و قالشان

تاریک کنند ساحت آفاق


هر چند که طول و عرض این غوغا

در چشم شکوه بی کران صبح

اندازه هیچ بود بی اغراق!

عنوان شعر سوم : حکایت منظوم
گویند راویان که چو از شدت مرض*

حجاج-حاکم اموی-گشت محتضر

می گفت با طبیب فرومانده در علاج

اکسیر تو نکرد چرا ذره ای اثر؟


من آن کسم که پنجه ء بیداد گسترش

از شیعیان مجال تنفس گرفته بود

در سایه شکنجه و کابوس قهر من

در شام کوفه نور حقیقت نهفته بود


من آن کسم که گردن ابن جبیر را

گفتم به غیر قبله ببرند از غضب

وقتی جواب داد که در هر طرف خداست

گفتم به روی خاک ببرند از عقب


از آن زمان توهم آن نعش هولناک

یک لحظه از برابر چشمم نمی رود

گوئی سر بریده به من می زند نهیب

این وهم با دوای تو ساکن نمی شود


یک تکه گوشت را به نخی بست آن طبیب

فرمود تا ببلعد و آنگه کشد برون

محصول آن معاینه : بر روی تکه گوشت

چسبیده کرمهای فراوان و گونه گون


گفتا طبیب چاره چه جوئی که این گزند

از تیر آه خیل ستمدیدگان رسید

حجاج گفت پند به ناصح فروگذار

در کار خویش کوش که دردم امان برید


گفتا طبیب دست فرو شو که همچو کوه

آوای تو به جانب تو بازتاب یافت

هی می زدی به توسن عصیان شتابناک

غافل که این سمند به بیراهه می شتافت!
نقد این شعر از : انسیه موسویان
شعر نيمايي در روزگار ما قدري مظلوم واقع شده است. در ميان شاعران جوان امروز، گرايش اغلب علاقه مندان به قالب هاي كلاسيك به سمت قالب غزل و اندكي نيز رباعي ست و گرايش علاقه مندان قالب هاي جديد هم عمدتاً به سمت سپيد است. كمتر شاعري را در اين روزگار مي توان يافت كه به طور جدي و حرفه اي در قالب نيمايي كار كند. اين بي ميلي شايد به دليل الزامات وزن و قافيه در اين قالب و دشواري هاي سرودن اين قالب باشد. قالب نيمايي با وجود ظاهر ساده و فريبنده اش، بسيار دشوار است. به ويژه رعايت مصراع بندي آن و آغاز و پايان مصراع ها كه بسياري درآن به اشتباه مي افتند. در چنين شرايطي وجود شاعري كه به طور جدي و پيگير در قالب نيمايي طبع آزمایي مي كند و با بسياري از قواعد و اصول سرايش آن آشنايي دارد، شایسته ی تحسين و تقدير است. آقاي محمد راثي، دو شعر نيمايي فرستاده اند كه خوشبختانه در هردو شعر اصول و قاعد اين قالب را به خوبی رعايت كرده اند. به جز يك مورد جزئي كه در شعر دوم به نظر مي رسد وزن این سطردچار مشكل است:

با قیچی بالشان

و حربه قیل و قالشان

تاریک کنند ساحت آفاق

كافي ست دو سطر اول را با سطر بعدي آن مقايسه كنيم تا متوجه اشكال وزن شويم. به هر روي، ارزش كار آقاي راثي در روشن نگه داشتن چراغ قالب نيمايي قابل تحسين و بسيار ازرشمند است.
شعر سوم همانگونه كه شاعر به درستي اشاره كرده يك حكايت منظوم است. لحن، زبان و واژگان به كار رفته در اين اثر كاملاٌ كهن ست. سوالي كه مطرح مي شود اين است كه چه ضرورتي باعث شده در روزگار كنوني، حکایتي را به نظم درآورده ايم كه نه زبان و واژگان آن متعلق به دنياي كنوني ست و نه موضوع و محتواي آن. طبيعي ست كه نبايد انتظار داشت مخاطب امروز به سادگي با آن ارتباط برقرار كند. به جز معدود مخاطبان خاصي كه شايد به زبان فاخر در شعر کهن بسيار علاقه مند باشند، ساير مخاطبان آن را به دشواري خواهند پذيرفت.
در ميان شاعران معاصر كساني چون نيمايوشيج با چهارپاره ي معروف «افسانه»، شاملو با قصه ي منظوم پريا، فروغ فرخزاد با منظومه ي «علي كوچيكه» تجربه هاي خوبي در اين زمينه داشته اند. مخاطب اين منظومه ها بزرگسالانند اما به لحاظ زبان و بيان، برخي از نوجوانان هم به اين منظومه ها توجه و علاقه نشان مي دهند. به علاوه زبان این منظومه ها معاصر و نو و کاملا متعلق به مردم امروز است.
هم چنين يك منظومه ي بسيار زيبا و امروزي از گلچین گیلاني هست كه توصيه مي كنم شاعر گرانقدر آن را بخوانند. اين شعر اينگونه آغاز مي شود:
گُل بود و سبزه بود و سرودِ پرنـده بود
در آفتاب، گرمیِ شـــادی دهنده بود

بر آب و خاک، بادِ بــهشتی وزنده بود
در باغ بود کــاجی پر شاخ و سهمگین...

با آرزوي توفيق براي جناب آقاي ارثي منتظر آثار جدیدشان هستيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۱
محمد راثی » 28 روز پیش
سلام و عرض ادب .ضمن تشکر از وقتی که صرف این نوشته ها کردید . بنده قصد دفاع از این نوشته ها را ندارم اما چون مطالب این سایت وزین ممکن است مورد استفاده علاقه مندان ادبیات قرار گیرد و بهتر است مطلبی قابل مناقشه نوشته شود در مورد وزن شعر دوم عارضم که در زحافات بحر هزج سروده شده .همان وزن رباعی مفعول مفاعلن مفاعیل فعول که به اقتضای کوتاه و بلند بودن سطر شکسته شده.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.