ديداري تر كردن شعر




عنوان مجموعه اشعار : تکه های من ۲
شاعر : علی معتمدی


عنوان شعر اول : اخبار فرودگاه
امروز، اخبار فرودگاه می گفت مرغابی های مهاجر، پرواز را مختل کرده بودند

عنوان شعر دوم : رهگذر
تیک
تاک
تیک
تاک
تیک
تاک
.
.
دراتاق ساکتم، رهگذری تا بی انتها در حرکتی دوار قدم می زند

عنوان شعر سوم : مقصد
یک قطار هیچ وقت ما را به مقصدی اشتباه نخواهد برد
تنها کافی ست صندلی کنار پنجره را انتخاب کرده باشیم
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شايد تصور عام اين باشد كه مهمترين وجه تمايز شعر كوتاه ايجاز دروني آن باشد اما شايد بهتر است در دوباره خواني اين تئوري به اين نكته هم فكر كنيم كه اين ايجاز اگر وجه بيروني شعر را پوشش ندهد، نمي تواند ايجاز مطلوبي باشد. در وجه دروني مي توان به كم واژه بودن و معما نشدن روابط در شعر اشاره كرد و در وجه بيروني عبور از اوصاف و احوال انساني و توجه بخشي به اشياء بايد مد نظر قرار گيرد. اگر چه اين سه شعر نخستين مواجهه ي من با شعرهاي جناب معتمدي است اما به واسطه ي اطلاعات سن و تجربه ي شعري ايشان، فكر مي كنم آن چه كه به عنوان ضرورت هاي بدوي شعرآفريني مورد نياز است در آثار او مطالعه مي شود و مشهود است. كشف آنات نابي كه مي تواند برش هايي از زمان و مكان پيراموني باشد. توقف هايي در فرآيند تجارب قبلي و تجربه آفريني جديد كه مي تواند براي مخاطب التذاذ هنري ايجاد كند. مرغابي هاي مهاجري كه در پرواز هواپيماها اختلال ايجاد كرده اند، گردش دايره اي رهگذر در اتاق، قطاري كه به هيچ مقصد اشتباهي حركت نمي كند، همه و همه مي توانند مويد ذهنيت زاياي شاعر باشند كه بر آن تاكيد مي كنم و او را تحسين مي كنم. در هر سه شعر، شاعر به خوبي، به اشياء اهميت داده است و آن ها را نه در معناي قاموسي خود كه فراتر از صبغه ي آن ها به آن ها سود رساني كرده است.
آن چه كه به عنوان يك نكته كه مي تواند حتما در آثار بعدي شاعر مورد توجه قرار گيرد ديداري تر كردن شعر و نانوشته خواني در سطرهاست. مصيبتي كه از اين بي توجهي بر مي خيزد شعر را به سطرهاي توصيفي تبديل مي كند كه در آن ناخواسته شاعر خود را ناگزير به وصف زمان و مكان و خشصيت ها و اشيا مي كند. در همين سه شعر مي توان نمونه هايي از اين بي توجهي را معرفي كرد:
«امروز اخبار فرودگاه مي گفت» در شعر نخست
«در اتاق ساكتم» در شعر دوم
در شعر سوم تمركز شاعر بر خويش باعث شده است كه تمركز از روي كشف شاعر منحرف شود و به شخصيت راوي بازگردد. اگر چه موافق دست بردن در سطرهاي شعري بدون چند باره خواني نبوده ام اما فكر مي كنم به واسطه ي يك تغيير كوچك مي توان آن چه كه در ذهن شاعر است را به درستي كلمه كنيم.
درود بسيار

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۳
علی معتمدی » 1 روز پیش
ممنون جناب بهداروند عزیز. برای مطالعه در این فضا، چه شاعرانی رو توصیه می کنید؟ (شاعرانی مثل علیرضا روشن، گروس عبدالملکیان، رسول یونان، شمس لنگرودی .. در این فضا مورد علاقه من هستند ولی خوشحال می شم بیشتر مطالعه داشته باشم) یه دنیا سپاس
ارمغان بهداروند » 3 روز پیش
منتقد شعر
سلام دوست عزيز وقتي نتوانيم فضاي ذهني خود را بازآفريني كنيم مجبور مي شويم جز به جز صحنه را گزارش دهيم. در واقع بايد اين مجال را براي مخاطب فراهم كرد كه با ذهن خود به شعر وارد شود و در لمس اتفاق با شاعر رقابت كند و صرفاً شنونده و مطيع ذهن شاعر نباشد. در شعر پويا چنين اتفاقي رقم مي خورد. اميدوارم متوجه عرائضم شده باشي
علی معتمدی » 5 روز پیش
جناب بهداروند عزیز، چه نقد زیبا و داچسبی بود. ممنون. توضیح بیشتری می فرمایید در مورد این قسمت؟ و این که اطمینان ندارم که چطور می شود از این مصیبت یا ضعف خلاص شد. "مصيبتي كه از اين بي توجهي بر مي خيزد شعر را به سطرهاي توصيفي تبديل مي كند كه در آن ناخواسته شاعر خود را ناگزير به وصف زمان و مكان و شخصيت ها و اشيا مي كند .. "

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.