ملاحظات اوزان دوری




عنوان مجموعه اشعار : نیش و نوش
شاعر : محمود کامل


عنوان شعر اول : وعده
شد گاه انتخابات ،وقت شعار و وعده
چیزی نمانده دیگر تا انفجار وعده
در گردش طبیعت گر چه بود زمستان
اما رسیده اکنون فصل بهار وعده
در روستا و هم شهر، ریلش شده مهیا
اما بدون مقصد باشد قطار وعده
برحسب هر سلیقه نوعی شعار و وعده
گویی که داشته کاندید ،صد مستشار وعده
چک می دهد فراوان از بانک وعده خود
از بانک و از حساب بی اعتبار وعده
یک راه جذب آرا گرچه چلوکباب است
یک عده می دهند نیز شام ونهارِ وعده
تا روز انتخابات طوفان وعده بر پاست
فردا فرو نشیند گرد وغبار وعده
گر اختراع گردد یک روز دستگاهی
با آن شود بسنجی وزن و عیارِ وعده
در شهر ما فراوان اقبال باشد آن را
شاید توان نمودن با آن مهار وعده !!!

پی نوشت : این شعر در زمان انتخابات مجلس در فصل زمستان گفته شده که بیت دوم به این امر اشاره دارد.

عنوان شعر دوم : رویا
وضع ما روزی به سامان می شود

هر چه کمبود است فراوان می شود

گر چه اکنون هم نمی باشد گران

باز هم اجناس ارزان می شود

قیمت بنزین و مرغ و شیر و گوشت

برق و گاز و آب و هم نان می شود

کس نکرده اختلاس و گر نمود

رفته کانادا و پنهان می شود

می شود روزی که هر شایسته ای

صاحب کرسی و عنوان می شود

کارها رونق گرفته بی گمان

شغل افزون و دو چندان می شود

هر جوانی می شود شاغل به کار

بعد از آن قاطی مرغان می شود

می توانم مدرک گرفت تا دکترا

درس خواندن سهل و آسان می شود

می شود روزی که با پوند و دلار

پول ما هم قد و یکسان می شود

گر نشد ماشین ما پورشه و بنز

لااقل جیلی و لیفان می شود

امنیت بالا و هر جا بی نیاز

هم زدزدگیر و نگهبان می شود

می رسد روزی که هر بازار چین

بورس کالاهای ایران می شود

لا جرم مثل امورات دگر

وضع درمان هم بسامان می شود !!





عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
وزن شعر اول یک وزن دوری است. وزنی که امکانات خوبی برای تسلط بیشتر شاعر بر موسیقی شعر خواهد داد. اما نکته‌ای که باید توجه داشته باشیم در این نوع وزن با توجه به کوتاه شدن طول ریتم، شاعر ناخودآگاه جملات خود را هم کوتاه می‌کند. این کوتاه شدن باعث می‌شود پاره‌های مصرع تبدیل به شبه جمله بشوند. این توالی شبه جمله‌های بسیار می‌تواند به شعر آسیب بزند. در واقع در مواردی، ما در این گونه شعرها نه با یک مفهوم کامل شده، بلکه با سلسه‌ شبه جمله‌هایی مواجهیم که هر کدام برای وصف به کار می‌رود و شاعر کمتر فرصت تکمیل معنایی و جمله‌بندی پیدا می‌کند. البته این شعر خوشبختانه کمتر دچار این مشکل شده است. اما مشکلی که در شعر دیده می‌شود، جابجایی متوالی ارکان جمله است. «شد گاه انتخابات، وقت شعار و وعده / چیزی نمانده دیگر تا انفجار وعده» در بسیاری از بیت‌ها فعل جلوتر از ارکان دیگر جمله آمده است. در واقع جمله به نوعی شقه شده و شق اول و دوم با هم جابجا شده‌اند. این موضوع شاید یکی دو بار اول خیلی به چشم نیاید و اشکالی ایجاد نکند اما می‌تواند در صورت تکرار و توالی، مخاطب را –حتی بدون اینکه خود بداند چرا- خسته کند. «در گردش طبیعت گر چه بود زمستان /اما رسیده اکنون فصل بهار وعده» در این بیت تقابل دادن زمستان و بهار، خیلی خوب است. در واقع شاعر از یکی از ابزارهای پرکاربرد طنزپردازی (تضاد) استفاده خوبی برده است. «در روستا و هم شهر، ریلش شده مهیا / اما بدون مقصد باشد قطار وعده» تصویر ریلی که مهیا شده اما مقصد ندارد، می‌تواند جالب باشد. البته اگر شاعر این تصویر انتزاعی (قطار وعده) را با یک تصویر واقعی (مثلاً قطار سوار شدن نمایشی سیاستمداران در روزهای انتخابات) در هم می‌آمیخت، مطمئناً به نتیجه بهتری می‌رسید. «برحسب هر سلیقه نوعی شعار و وعده / گویی که داشته کاندید ،صد مستشار وعده» به این بیت توجه کنید. تقریباً شاعر هیچ کار شاعرانه‌ای در آن نکرده است. مثل حرف عادی است. نه در زبان، نه در تصویرسازی و نه در مضمون‌پردازی. البته قرار بوده در مصرع دوم این اتفاق بیفتد اما به خاطر اینکه مصرع تقریباً الکن مانده و ضعف تالیف دست و پای ذهن مخاطب را بسته، بیت نتوانسته چیز خوبی از آب در بیاید. در مصرع دوم چه گفته‌ایم؟ «گویی که صد مستشار وعده (یعنی چی؟) کاندید داشته است(اند)» بیت گنگ و نامفهوم است. مستشار به معنای کسی است که محل مشورت قرار می‌گیرد. خب در این صورت چطور می‌توانیم ارتباطی بین کاندیداتوری و وعده و مستشار پیدا کنیم؟ «چک می دهد فراوان از بانک وعده خود / از بانک و از حساب بی اعتبار وعده» این بیت بیت خوبی است. چون روان است و دست‌انداز زبانی ندارد اما صفت بی‌اعتباری اگر به جای وعده به خود وعده دهنده برمی‌گشت، بیت بهتر می‌شد. «یک راه جذب آرا گرچه چلوکباب است / یک عده می دهند نیز شام ونهارِ وعده» این بیت هم خیلی ضعیف است؛ هم از نظر معنایی و هم از نظر وزنی. «می‌دهند» در وزن نمی‌گنجد. اما علاوه بر این، مصرع دوم حرف حسابش چیست؟ به نظر من «ــِ» در «ناهارِ وعده» اضافه است. البته می‌دانم که قافیه در این صورت به هم می‌ریزد اما به هر حال صورت معنایی درست جمله «شام و ناهار، وعده» است.
گر اختراع گردد یک روز دستگاهی
با آن شود بسنجی وزن و عیارِ وعده
در شهر ما فراوان اقبال باشد آن را
شاید توان نمودن با آن مهار وعده !!!
در دو بیت آخر، شاعر توانسته با نکته خوبی شعر را به پایان برساند.
شعر دوم در همان بیت اول دچار مشکل وزنی است: «هر چه کمبود است فراوان می‌شود» را باید بخوانی ««هر چه کمبود است فروان می‌شود». بیت اول به جز این مشکل جزئی، خوب و روان آغاز می‌شود. در بیت دوم هم طعنهء ملایم «گر چه اکنون هم نمی باشد گران» توانسته قدرت مصرع دوم را مستحکم کند. اگر چه باید توجه داشته باشیم تا می‌توانیم از فعل‌های کمکی اداری دوری کنیم‌. مثلاً اگر به جای همین «نمی‌باشد»، «نیست» آمده بود، زبان شعر روان‌تر هم می‌شد. «قیمت بنزین و مرغ و شیر و گوشت / برق و گاز و آب و هم نان می شود» بیت‌های اینچنینی معمولاً چیز خاصی ندارند و مثل پوشال لابه‌لای بیت‌ها به کار می‌روند. ردیف کردن چیزهایی مرتبط با موضوع بدون اینکه در بیان آن اتفاق رندانه یا شاعرانه‌ای بیفتد. شاعران از این دست بیت‌ها فراوان دارند. اما کلمه «هم» در مصرع دوم کلاً اضافه است و در جمله‌بندی عادی بیت به آن نیازی نیست. «کس نکرده اختلاس و گر نمود / رفته کانادا و پنهان می شود» در این بیت علاوه بر اینکه باز هم به فعل‌های اداری و مصنوعی ایراد وارد است. (نمود) منطق شعر هم به هم می‌ریزد. در واقع با توجه به آرمانشهری که شاعر توضیح می‌دهد باید «نرفته در کانادا و پنهان می‌شود» باشد و نه «رفته». چند بیت بعدی روان و خوب است. «می توانم مدرک گرفت تا دکترا / درس خواندن سهل و آسان می شود» حدس می‌زنم که «م» در «می‌توانم» اشتباه تایپی باشد اما در این صورت هم «ت» در «گرفت» از تلفظ ساقط می‌شود و برای سالم ماندن وزن باید آن را «گرف» بخوانیم. در مصرع «گر نشد ماشین ما پورشه و بنز» اتفاقی برعکس می‌افتد و «ه» در کلمه «پورشه» که اتفاقاً نباید تلفظ شود باید به صورت اشباع ادا شود؛ شبیه کلمه «صالح». در صورتی که این «ه» غیر ملفوظ است. در مصرع «هم زدزدگیر و نگهبان می شود» هم کلمه «هم» اضافه است و نیز «د» در «دزدگیر» از تلفظ ساقط می‌شود و مجبوریم کلمه را «دزگیر» بخوانیم.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.