در پیچ و خم اعتراض




عنوان مجموعه اشعار : --
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : --
از دیوارهای اسپری نویسی خیابان بالایی
راهم را کج می کنم
که کتاب های نخوانده را نپرسی از من
از کتاب های پی دی اف هارد
تا کوچه های نیامده ی بدون تو
نشانی تمام کوه های بک گراند کامپیوترم را بلدم
ذهنم را
از لابلای راه های مالرویی که از کوه های کامپیوترم می گذرد
و به سربالایی خیابان جام جم می رسد می گذرانم
گره ی کراواتم را مرتب می کنم
و در استودیوی خبر حاضر می شوم:
"سلام، شب به خیر. اینجا ایران است و صدای مرا از اسپری می شنوید"
مردم برایم دست تکان می دهند
برایم آواز می خوانند
و تمام سربالایی های دنیا را یکنفس می دوند
زنی از بالای برج آزادی
برای یک فرانسوی در برج ایفل شال تکان می دهد
و در آلمان
پیر زنی، شعرهای فارسیِ مارگوت بیگل را برای آلمانی ها ترجمه می کند
من اما خسته از سرازیری جام جم
در حالی که ماسک زده ام دستانم را بر اسپری فشار می دهم
و تکرار می کنم: " سلام، شب به خیر اینجا ایران است"


محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر دوم : ==
==

عنوان شعر سوم : ++
++
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
اسپری نویسی بر دیوارها نماد اعتراض است . حالا در شعر " محمد ولی وردی پسندی " چه کسی اعتراض می کند ؟ مجری اخبار تلویزیون یا رادیو که اساسا حق اعتراض ندارد . به این ترتیب این شعر را می توان ناقل مفهوم اعتراضی خاموش دانست . اعتراضی در درون خفه شده . نماد خنده ای قلابی . نماد چهره ای بزک شده و اخباری دروغ . بنابراین چنین گوینده ای نمی تواند پشت تریبونش بگوید : صدای مرا از اسپری می شنوید ! بعدتر او نمی تواند در اخبار رسمی از آن دست اخباری را بخواند که شاعر پیشنهاد می دهد :
زنی از بالای برج آزادی
برای یک فرانسوی در برج ایفل شال تکان می دهد
و در آلمان
پیر زنی، شعرهای فارسیِ مارگوت بیگل را برای آلمانی ها ترجمه می کند
اساسا این خبرها هم سنخ نیز نیستند . اخبارگوی کراواتی از کجا پیدا کنیم ؟! نقش کامپیوتر و اصطلاحات کامپیوتری در این شعر چیست ؟ آیا کلیت شعر در فضای مجازی اتفاق نمی افتد ؟ آیا کلیت شعر مجازی و استعاری نیست و مجری خبر ، همان شعارنویس اسپری دار نیست ؟
شعر پراکنده است . گنگ و مبهم است . به هر خوانشی جوابی می دهد اما به هیچ پرسشی جواب کامل نمی دهد . بیهوده اطناب دارد و شاید همین اطناب در اسراف در کلمه خصوصا در ابتدای شعر باعث این درهم ریختگی شده باشد . " تو " در این شعر چه هویتی دارد ؟ اصلا چه نقشی برای این تو در این متن در نظر گرفته شده است ؟ اصطلاحات رایانه ای و ترکیب سازی های مرتبط با آن چقدر در شعر جافاتاده و طبیعی جلوه می کنند ؟
این سوالات با خواندن و اتمام این شعر بی پاسخ می مانند و متن را نیازمند یک ویرایش و پیرایش کلی نشان می دهند . شعری با درون مایه ای سیاسی و اجتماعی که چون هر شعر سیاسی و اجتماعی دیگر ، در برزخی از صراحت و پوشیدگی سرگردان مانده است .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۲
محمد ولی وردی پسندی » یکشنبه 08 مهر 1397
بسیار ممنونم از لطفتون جناب شکارسری عزیز
حمیدرضا شکارسری » 14 روز پیش
منتقد شعر
من از شما سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.