تا سحر راه درازي پيش روست




عنوان مجموعه اشعار : عطر لیمو
شاعر : علیرضا وطن پرست


عنوان شعر اول : تو رفتی

شبَ ست و سکوت و یه مُش خاطره
یه حسی که از عشق ، بالا تره

تو رفتی و برق نگاهت هنوز
یه آتیش پنهون به خاکستره

هنوزم بجا مونده عطر تنت
هنوزم نگاهم به سمت درِ ه

کجایی ببینی چه ها می کشم
من از دوری یَت پشت این پنجره

بگو سهمم از صحن چشمات کو
که جایی ندارم تو اون دایره

خودت گفته بودی که مال منی
دعا می کنم تا که یادت نره


عنوان شعر دوم :دین مذکر /b]

گفته بودی چون تو را از آسمان پیراهن است
لاجرم حرفی نباشد هر کجا حرف من است

چونکه شبها با خدای خویش خلوت می کنیم
هرکسی رمز شب ما را نداند دشمن است

آبروی عشق از حیث حضور مردهاست
هر کجا قاف از قلم افتاد ، تقصیر زن است

این حقیقت را نباید از نظر انداختن
هر لباسی که دهن وا کرد حکمش سوزن است

مانده ام حیران چرا در قاب تصویر خدا
مشکل ما همچنان اندازه های دامن است

گرچه تا وقت سحر راه درازی پیش روست
مشت شب وا می شود ، هرجا که شمعی روشن است


.



عنوان شعر سوم.
.
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرانقدر آقاي عليرضا وطن پرست
دو اثر ارسالي شما را خواندم و لذت بردم. اثر اول، غزلي ست به زبان شكسته يا محاوره و همانطور كه خودتان اشاره كرده ايد «ترانه» است. دومي هم غزلي ست با حال و هواي متفاوت.
مي دانيد كه ترانه، شعري است كه در اصل براي تلفيق و اجرا به شكل موسيقايي سروده مي شود. ترانه هاي امروزي اغلب به زبان محاوره سروده مي شوند. ترانه ي شما وزني روان و زباني صميمي داشت. يكي از مشكلات ترانه هاي امروز اين است كه چون به زبان شكسته و حاوره اي سروده مي شوند، شاعر به اندازه ي كافي براي استحكام و استواري زبان آن تلاش نمي كند و وسواس به خرج نمي دهد. در ترانه ي ارسالي شما هم ضعف هايي جزئي در زبان مشاهده مي شود كه با كمي بازنگري قابل ويرايش و تصحيح اند. مثلاً در اين بيت:

تو رفتی و برق نگاهت هنوز
یه آتیش پنهون به خاکستره

مصراع دوم، خيلي فصحيح و زيبا نيست. معمولاً آتش در زير خاكستر پنهان است نه به زير خاكستر! به نظر مي رسد ضرورت رعايت وزن شما را مجبور به اين شكل بيان كرده است.
به نظر اين جانب، بيت پاياني اين شعر هم به عنوان پايان بندي، بيت محكم و تأثير گذاري نيست چرا كه حرف شاعر بسيار معمولي و حتي كليشه اي ست:
خودت گفته بودی که مال منی
دعا می کنم تا که یادت نره

اما غزل دوم شما، كاري كاملاً متفاوت با كار نخست بود. به خوبي پيداست كه اين دو شعر با فاصله ي زماني از يكديگر، و با حال و هوايي متفاوت سروده شده اند. مهم ترين مشكل اين غزل، نبودن ارتباط محكم و معنا دار ميان ابيات شعر با يكديگر است. به عبارت بهتر، محور عمودي در شعر ضعيف است. شعر از عدم انسجام رنج مي برد. شاعر در هر بيت حرفي زده و موضوعي را مطرح كرده است كه به ساير ابيات بي ارتباط يا كم ارتباط اند. از همان شروع شعر كه مي گويد:

گفته بودی چون تو را از آسمان پیراهن است
لاجرم حرفی نباشد هر کجا حرف من است
در همين بيت حتي بين دو مصراع ارتباط تنكاتنگي وجود ندارد. در بيت سوم، نگاه شاعر جنسيت گرا شده است و ناگهان در بيت چهارم شروع به پند و اندرز اخلاقي و انساني مي كند:

این حقیقت را نباید از نظر انداختن
هر لباسی که دهن وا کرد حکمش سوزن است

اما در نهايت، شعر با بيتي زيبا و درخشان به پايان مي سد:
گرچه تا وقت سحر راه درازی پیش روست
مشت شب وا می شود ، هرجا که شمعی روشن است
به هر تقدير، در غزل رعايت محور افقي و عمودي و توجه به معاني چندگانه كلمات و ارتباط هاي آن ها باهم كمك مي كند تا شعر يكدست شود . در اين زمينه مطالعه ي دقيق غزل هاي حافظ را به شما توصيه مي كنم. با دقت و تعمق بخوانيد و ببينيد چگونه حافظ به اين اصل در شعرش توجه داشته است.
در زمينه ترانه سرايي نيز خوب است شعر شاعران معاصر را كه در اين عرصه فعاليت كرده اند، بخوانيد. آثار شاعراني چون محمد علي بهمني، سهيل محمودي، عبدالجبار كاكايي و ...
شاد و پيروز باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۳
انسیه موسویان » چهارشنبه 11 مهر 1397
منتقد شعر
درود بر شما و ممنون از توضیحات خوبتان. برای شما و قلمتان بهترین ها را آرزو دارم.
علیرضا وطن پرست » چهارشنبه 11 مهر 1397
سلام و سپاس از منتقد عزیز خانم انسیه موسویان،بابت نگاه دقیق و ظریف و مهربانتان چون توضیحاتم برای نقد شعر چراغها که نقدش توسط خانم صفایی صورت گرفته بود هیچگاه منتشر نشد تصمیم داشتم به جز تشکر دیگر نظری ندهم ولی این بار هم توضیح کوچکی می دهم ،شاید منتشر شد در شعر دوم به دلیل برخی ملاحظات چند بیت را خود سانسوری کردم. ،بنظرم شاید به خاطر این ارتباط عمودی از بین رفت بیت چهارم هم اینگونه بوده چون برای چشم های هیز دارویی نبود هر لباسی که دهن وا کرد ،حکمش سوزن است بینهایت از نقد خودتان سپاسگذارم
علیرضا وطن پرست » چهارشنبه 11 مهر 1397
سلام و سپاس از منتقد عزیز خانم انسیه موسویان،بابت نگاه دقیق و ظریف و مهربانتان چون توضیحاتم برای نقد شعر چراغها که نقدش توسط خانم صفایی صورت گرفته بود هیچگاه منتشر نشد تصمیم داشتم به جز تشکر دیگر نظری ندهم ولی این بار هم توضیح کوچکی می دهم ،شاید منتشر شد در شعر دوم به دلیل برخی ملاحظات چند بیت را خود سانسوری کردم. ،بنظرم شاید به خاطر این ارتباط عمودی از بین رفت بیت چهارم هم اینگونه بوده چون برای چشم های هیز دارویی نبود هر لباسی که دهن وا کرد ،حکمش سوزن است بینهایت از نقد خودتان سپاسگذارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.