كلام عادي و كلام شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : دنیا
شاعر : نازنین فرهادی


عنوان شعر اول : علم
ای تو که داناییت از جاهل است
جاهل اندر پی گمراهی است
ای تو که دیگران را خوانی بد
خود مگر اعمالی نداری بد
ای تو که ز علم رب ندانی هیچ
تو خود میدانی که نداری هیچ
تورا،از جاهلیت بهره ای نیست
بهره علم گران است و کار هر کس نیست

عنوان شعر دوم : هیچ
مال دنیا همه هیچ و بهره دنیا همه هیچ
ای هیچ مثال هیچ بر هیچ مپیچ
کودکی دست گیر که ندارد دانه
سر به یتیمی دست کش که ندارد خانه
جز خوبی هیچ نماند ز کسی
خوبی است که رواست بهره هر کسی
پس تو خوبی کن و بر هیچ مپیچ

عنوان شعر سوم : همه میروند
همه میروند ز کف روزگار
پس روزت را اغاز کن با پروردگار
چرا همی کنی کار ناپسند
مگر نیست کار دلپسند
برو و پی کاری پسندیده باش
دزدی و هرزگی نمیشود اش
هنگامی که خراب شد همه چیز گویند کاش
ندانند که با کاش دستشان نمیدهند اش
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست نوجوان خوش ذوق! نازنين فرهادي! خوشحالم كه نوشته هاي شما را مي خوانم و مي توانيم درباره شان با هم گفت و گو كنيم. نوشته هايي با عنوان هاي : دنيا- هيچ- همه مي روند
حتماً شما هم مثل من از دوران كودكي به شعر علاقه مند بوديد. از همان شب هايي كه مادر برايمان لالايي مي خواند يا روزهايي كه در مدرسه شعر "بارون مياد جر جر" "باز باران با ترانه" را مي خوانديم. شايد اين روزها كه بزرگتر شده ايد گاهي به سراغ كتاب هاي شعر شاعران معروف مي رويد و دلتان مي خواهد شما هم مي توانستيد مثل آن ها شعر بگوييد. البته درباره ي مطالعاتتان و اين كه شعر كدام يك از شاعران را بيشتر دوست داريد، چيزي ننوشته بوديد. اي كاش در اين مورد اطلاعاتي داشتيم.
تا به حال با خود فكر كرده ايد كه چرا شعر مي خوانيم؟شعر كه اين قدر با لحظه هاي غم و شادي ما آميخته شده، پاسخگويي چه نيازي ست؟
هنگامي كه زبان عادي و كلمات معمولي و تكراري نمي توانند افكار و احساسات ما را به خوبي بيان كنند يا نشان بدهند شعر به كمك ما مي آيد. مثلاً اگر يك آدم معمولي بخواهد حس غم و اندوه خود را بيان كند، ممكن است بگويد:
دلم گرفته، خيلي غمگينم. مي خواهم گريه كنم....
اما وقتي نيما يوشيج – شاعر معاصر- مي خواهد اوج اندوه خود را بيان كند مي گويد:
خانه ام ابري ست/ يكسره روي زمين ابري ست با آن....
مثال اول كلام معمولي روزمره است و دومي شعر. در شعر نيما يوشيج، او دل خود را به يك آسمان ابري تشبيه كرده كه از شدت اندوه، گويي تمام روي زمين هم با دل شاعر گرفته و ابري ست. تفاوت اين دو را مي بينيد؟ به خاطر همين تفاوت است كه دومي را زيباتر مي دانيم و تاثير بيشتري هم بر ما مي گذارد. پس متوجه شديد كه كلام عادي با شعر چقدر متفاوت است. در كلام عادي قصد ما فقط خبر رساني است اما در شعر ما مي خواهيم با بيان متفاوت و نگاه تازه روي ذهن و فكر و احساس مخاطب اثر بگذاريم.
به عبارت بهتر، ‌نگاه متفاوت و خيال انگيز به موضوع ها لازمه سرودن شعر است. شاعر با استفاده از خيال شاعرانه ي خود و نيز به كارگيري برخي آرايه هاي ادبي مثل تشبيه، استعاره، جناس، تكرار، حس آميزي و ....كلام عادي را به شعر تبديل مي كند. البته وزن( موسيقي) و قافيه هم لازم است اما تنها وزن دار و قافيه كردن يك جمله، آن را به شعر تبديل نمي كند.
حالا برگرديم به نوشته هاي شما:

ای تو که داناییت از جاهل است
جاهل اندر پی گمراهی است
ای تو که دیگران را خوانی بد
خود مگر اعمالی نداری بد

***
همه میروند ز کف روزگار
پس روزت را اغاز کن با پروردگار
چرا همی کنی کار ناپسند
مگر نیست کار دلپسند

به نظر شما در اين بيت ها شعري اتفاق افتاده است؟ با كمي پس و پيش كردن كلمات،‌ تبديل به نثر مي شوند. نوشته هاي شما كمي وزن و قافيه دارد اما خالي از نگاه شاعرانه است و بيشتر شاعر قصد پند و اندرز دادن دارد. آن هم پندهايي كه بارها در كتاب هاي مختلف، شنيده يا خوانده ايم و به زبان و كلمات چند قرن پيش. نه زباني كه امروز صحبت مي كنيم. به همين دليل ممكن است تاثير زيادي روي مخاطب نگذارد.
دوست علاقه مند، همراه شعرهاي تازه تان، در مورد خود بيشتر برايمان بنويسيد. اين كه با آثار كدام شاعران آشنا هستيد و كدام يك را بيشتر مي خوانيد يا دوست داريد. تلاش كنيد يك جور ديگر به هر موضوعي نگاه كنيد و به دنبال كشف نكات شاعرانه ي آن باشيد.
در ارتباط هاي بعدي در اين مورد بيشتر با هم صحبت خواهيم كرد. شاد و موفق باشيد.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.