پرداخت در شعر مهم است




عنوان مجموعه اشعار : صاع
شاعر : شهرام مودب


عنوان شعر اول : می افتی
گاه از چشمِ کسی، ناگهان می افتی
مثلِ آن قهوه ی سرد، از دهان می افتی

عینکِ خوش بینی، به دو چشم و با سر
در خُمِ شیره ای از، همدان می افتی

به سَرَت می مالی، شیره ی عشقش را
می روی سویش باز، همچنان می افتی

از ترحم گاهی، یک دو بوسه صدقه
مثلِ آن کودکِ کار، یادِ نان می افتی

خسته از نغمه ی او، رو به آوای اذان
عاقبت هم تو از این، هم از آن می افتی

شهرام مؤدب

عنوان شعر دوم : زمانه
پیوندِ مقدس شده با سکه عوض
هر دل شده با یک دلِ چند تکه عوض

این میوه ی لکه دارِ سالمِ شده با
آن میوه ی پوسیده ی بی لکه عوض

شهرام مؤدب

عنوان شعر سوم : برداشت
برداشتم را برداشت و بر داشته های نداشته اش انباشت.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
از قدیم گفته اند: مصرع اول هدیۀ خدایان است! خدایان گویا به شاعر مجموعۀ «صاع» هدیۀ خوبی داده اند اما متأسفانه قدر این هدیه دانسته نشده است. از همان مصرع دوم که شروع کنیم می بینیم «آن» در بیت اول و قبل از قهوۀ سرد حشو است. اما هرچه بیشتر پیش می رویم، بیت ها عجیب و غریب تر می شود:
عینکِ خوش بینی، به دو چشم و با سر
در خُمِ شیره ای از، همدان می افتی
راستش را بخواهید اصلاً متوجه نشدم که منظور شاعر از این بیت چیست اما به نظر می رسد از این بیت به بعد لحن طنزی وارد شعر هم شده است که به آن ضربه زده است. این مصرع برای مثال:
به سرت می مالی شیرۀ عشقش را
بیشتر به درد شعر طنز می خورد تا شعر جدی. این ایراد شاید به این دلیل است که گاهی شاعر می خواهد لحنی صمیمی را وارد زبان کند یا به این فکر است که با استفاده از اصطلاحات زبان روزمره، شعر را امروزی تر و معاصرتر کند اما میزان و نسبت لازم برای این کار را رعایت نکرده است و به همین دلیل شعر به شعر طنز نزدیک شده است.
یکی دیگر از ایراداتی که در شعر وجود دارد حدف فعل است مثلاً در این مصرع: از ترحم گاهی، یک دو بوسه صدقه/ به دلیل اینکه وزن گنجایش لازم را نداشته است، شاعر از حذف بی دلیل فعل استفاده کرده است و همین مسأله به زبان شعر لطمه زده است.
در شعر دوم، در مصرع دوم شاهد نارسایی وزنی هستیم. اما مهمترین ایرادی که در این رباعی به چشم می خورد در بیت پایانی است که بیت ضربه زنندۀ شعر است.
این میوه‌ی لکه دارِ سالمِ شده با
آن میوه‌ی پوسیده‌ی بی لکه عوض
نکته در این است که اصولاً مگر میوۀ پوسیدۀ بی لکه داریم؟ شاعر می خواهد مخاطب را مجاب کند که چیزی خوب با چیزی بد عوض شده است اما منطقاً نشانه‌هایی که برای مفاهیم خوب و بد تعریف می‌کند، مخاطب را برای همراهی با شاعر مجاب نمی کند.
به نظر می رسد این دوست شاعرمان باید در جزئیات و پرداخت شعر بیشتر حوصله کند، بیشتر وقت بگذارد و در این صورت شعرش پخته تر و کامل تر خواهد بود.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۴
جلال جلالی نسب » چهارشنبه 04 مهر 1397
ودیگر اینکه جابجایی ارکان جمله در این رباعی بسیار آرار دهنده است رباعی کوتاهترین فالب شعر کلاسیک هست و شاعر باید در تک تک کلماتی که تو شعر میاره دقت کافی رو داشته باشه
جلال جلالی نسب » چهارشنبه 04 مهر 1397
با سلام من فقط یه نکته رو اشاره کنم و اونم اینه چیزی به اسم نرگ مولف داریم یعنی شاعر همیشه همراه شعرش نیست که بخواد به تقدهایی که میشه جواب بده پس اگه شعر تونسته مطلب و برسونه که رسونده اگه هم نتونسته مثل همین کاری که از جناب مودب خوندیم دیگه جای توضیح دادن نداره به نظر من نقدهای جناب شفاعی همه وارد بودند وبهتر که ازاین نقدها برای کارهای بعدی استفاده بشه ممنون
شهرام مودب » شنبه 07 مهر 1397
سلام جناب جلالی نسب، در عرایضم توضیحی ندادم و تنها وظیفه دونستم که به پرسش منتقد گرامی پاسخ بدم. در انتها هم عرض کردم که "معتقدم اگه مصرع مورد نظر نمی تونه چنین تصویری رو متبادر کنه باید اصلاح بشه". ضمنا کوتاه ترین قالب شعر کلاسیک، مفرد هست. درود
شهرام مودب » چهارشنبه 04 مهر 1397
درود منتقد گرامی جناب شفاعی، بابت وقتی که گذاشتین بسیار سپاسگزارم. هر چند دفاعیاتی بر تمامی نقدهای وارد شده وجود داره اما تنها به پاسخ سوالی که مطرح فرمودید بسنده می کنم: همین چند روز قبل بود که برای چندمین بار میوه ای خریدم که ظاهرش کاملا بی عیب بود و موقع تناول مشخص شد که از درون پوسیده هست. منظورم از میوه ی پوسیده ی بی لکه، میوه ایه که از درون پوسیده هست ولی از بیرون لکه ای نداره. به هر حال معتقدم اگه مصرع مورد نظر نمی تونه چنین تصویری رو متبادر کنه باید اصلاح بشه. برفراز باشید.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.