توازن و توزيع توان شاعر




عنوان مجموعه اشعار : یاس
شاعر : معصومه قلی پور


عنوان شعر اول : باعرض سلام به دوستان دست اندرکار پایگاه نقدشعر.
شعری بانام من به این پایگاه ارسال شده که اون شعر هنوز مورد نقدقرار نگرفته و باکمی ویرایش اون شعر را دوباره میفرستم برای دوستان عزیز.فقط ازشاعرومنتقد عزیز شعرم میخوام که درکنار نقدشعرم برام توضیح بدن که آیا شعر اولم که فرستادم بهتر بود یا این دومی را که ویرایش شده همون شعر اول هست؟ممنونم

عنوان شعر دوم : خالی
در ادامه توضیح بدم که درشعرم ازچهاردری های خانه پدری استفاده کردم.برای گنگ نبودن دوستان بگم که درجنوب کشور دراستان ما اتاق ها را درقدیم جوری میساختن که مطابق با جغرافیای گرم وسوزان جنوب باشه وکمتر آفتاب رابه خودش راه بده وبه این نوع اتاق ها که ازهرزاویه دری به حیاط داشته چاردری یاپنج دری میگفتن

عنوان شعر سوم : عشق
چهارخانه ای تن کرده ام
به هیأت چهاردری های خانه پدری
به هیأت تمامی خاطره ها
برگرد!
نمی دانی عشق تیروکمان ندارد؟
مرغابی را ازآب نمی گیرد
وکودک را ازشیر؟
آن سوی آبها مرجان ها دست درازکرده اند
تا پیراهنی حریرتنم بگیرند
برگرد
وقتی دستم باهیچ آبی شسته نمی شود
وپاهایم تمام سنگ ها راچشیده است
به اقیانوس ببر مرا
وقتی آبها یکی میشوند
بگوییم ازمعشوقه ها ازسربازها
وتفنگ هایی که نای آن سوی مرز راندارند

بیا جهان رابریزیم دریک استکان چای
(دارم فکرمیکنم به مرغابی ای که ازپای درآمد
ورودخانه هیچ فریادنکشید)
آنسوی آبها ریشه درختی به قبل ازکشف تفنگ برمی گردد
به قبل ازاختراع سنگ
وآب ازدهانه غارهای عنکبوت گرفته خوابگاه پیامبران می آید
وتفنگ های خسته که خواب رفته اند
میدانم
میدانم عشق تبرندارد
صبحانه راباجذام میخورد
پیراهنش رابه پیسی میآویزد
وازهرسو بادبوزد می ایستد
نشسته ام کنار تمام این پوکه ها
به پابوسی تفنگ های غبارگرفته
قمقمه های لجن گرفته
کوله پشتی های بازنشده
وجیره های غذایی تاریخ گذشته
مراببر به آنطرف خاکهای باروت ندیده
ماشه های نکشیده
بالبخندی ازپرزیدنت ها_
عکس بیندازم باهواپیماهای سقوط نکرده
دریک روز آفتابی

چهارخانه ای پوشیده ام سفید
درهیأت تمامی تفنگ ها
تمامی آبها
وهمین استکان چای
که نگذاشتم سرد شود
که نگذاشتم به جنگ بکشد//
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
اگر چه از پيش از اين سابقه يي از شعر خانم قلي پور در حافظه ندارم اما اگر بنا را به طول ايام شاعري و قدمت تجربه ي ادبي ايشان قرار دهم بايد بگويم كه با شاعري مواجه هستيم كه مي تواند با اشراف بر اضلاع شعر و زواياي توانمندي خويش، زودتر از موعد به مقصد نزديك تر شود. همين ابتداي يادداشتم هم بگويم كه متمم شدن توضيحي مطول به شعر، هيچ كمكي به درك بيشتر شعر نمي كند و اين شناخت بايد در متن و ارجاعات فرامتني خود را متبلور نمايد. مهمترين نكته اي كه در نخستين مواجهه ي من با شعر شما مي تواند مورد توجه بيشتري قرار گيرد، اشراف بر ظرف ادبي و شكل شناسي شعر مي باشد. هميشه حركت در جاده هاي تجربه نشده و شهرهاي ناشناخته كمي دلهره آور و مضطرب كننده است اما درك تدريجي مسيرها و مانوس شدن با بافت و ساخت شهري اين فرصت را در اختيار قرار مي دهد كه از زيبايي ها و ناپيدايي ها و مناظر لذت بيشتري كسب كرد. شعر همين بر همين سياق است. وقتي شكلي از شعر را براي اداي مفروضات ذهني و مكشوفات و مشهودات خويش انتخاب مي كنيم بايد به جزييات آن احاطه داشته باشيم تا بتوانيم به درستي از آن چه كه در اختيار ماست سود ببريم. آن چه مرا اميدوار مي كند به روزهاي ديگر شاعر، توان تخيل و تاثيرپذيري شاعر از محيط پيراموني خويش است. شايد در نكته ي اول همطرازي هايي وجود داشته باشد اما در معطوف بودن توجه شاعر به اقليم و بهره مندي از ظرفيت هاي بومي به ندرت در شعر جوان تر ها ديده مي شود. خلاقيت شاعر اگر چه از توازن و توزيع مناسبي در شعر برخوردار نيست اما برخي سطرها كه در زير به آن ها اشاره خواهم كرد مي توانند چراغ راه توليدات بعدي شاعر باشند.
* پاهايم تمام سنگ ها را چشيده است...
* بیا جهان را بریزیم دریک استکان چای ...
* آن سوی آبها ریشه درختی به قبل از کشف تفنگ برمی گردد...
آن چه كه در اين چند سطر اسباب برجسته تر كردن آن ها شده است، كيفيت نگاه شاعر به پديده ها و درآميختن ذهنيت شاعرانه ي خويش با كشف مذكور مي باشد. در حوزه زباني هيچ ورودي نخواهم كرد تا شاعر ابتدا بتواند با تعدد در نگارش درونمايه هاي ذهني خود به ثبات و اتقاني برسد و آهسته آهسته ديگر مولفه هاي كيفي را وارد شعر خود نمايد. به اميد روزهاي بهتر

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
معصومه قلی پور » دوشنبه 02 مهر 1397
درود برشما استادگرامی اززحمتی که برای نقدشعرمن کشیدید نکته های موردنظرراحتما درنوشته های دیگرم به کارخواهم بست ولی ای کاش کمی بیشتر وساده تر این شعر رانقدکرده بودید بازم سپاس وخسته نباشید به شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.