تمرین‌های امیدآفرین




عنوان مجموعه اشعار : ترانه
شاعر : فاطمه زهرا اصغری


عنوان شعر اول : نهنگ سرد
" دلم بی تابته، فهمیدی اینو؟ "
تو واسم انعکاسی از یه دردی
نمیدونی که با هر بار رفتن
تو با فردای آرومم چه کردی

نمیدونی که بی عشقت عزیزم
دلم بی تابه فردا ها نمیشه
تب و تابِ چشای بی فروغم
چشامم رو به دنیا وا نمیشه

برای غربتم باید بتونم
سرُ رو شونه ی قلبم بذارم
تو می رفتی و من هر بار باید
بتونم غربتم رو هم ببارم

نهنگ سردِ اقیانوس بودی
گذشتی از منو، یادم نمیری
خودم رو پرت کردم توویِ دنیات
که شاید ردّ خونم رو بگیری

بگیری، زودُ برگردی کنارم
ببینی توویِ هر زخمی اَسیرم
همونی باش توو دریایِ وحشت
که توو قلبت نمی ذاری بمیرم...!

#فاطمه_زهرا_اصغری

عنوان شعر دوم : زیباترین رویا
توو جنگِ با تقدیر بودم که
چشمات، زخمامُ نوازش کرد
پیدا شدی با عشق توو دنیام
تقدیر با قلبم، چه سازش کرد!

تو بهترین کادوی یک جنگی
واسه یه آغوشی که ویرونه
به نقشه ی عشقم نگاهی کن
هر سرزمینش به تو مدیونه

هر سرزمینش به تو مدیونه
دلدادگی، اشعار و احساسم
گفتی اگه نیستی تووی دنیام...!
چی یادگاری از توعه واسم؟

زیباترین رویای بیداریم...!
هر چیز از تو خاطره سازه
انقدر مهرت رو دلم بارید
بارون منو یاد تو میندازه

من خیسم از روزایِ خوشبختی
وقتی که سهم من نگاهاته
حالا چه چیزی بهتر از اینکه
هر بار خندم تووی چشماته

وقتی صدات تووی دلم میره
حس میشه راحت نبضِ آرامش
توو گوشِ شعرم باز میگم که
اندازه یِ هَستیم میخوامش

#فاطمه_زهرا_اصغری

عنوان شعر سوم : دختری توو همین حوالی
زندگی تووی دفتری از عشق
پر از آرامشی خیالی بود
تووی پاییزِ مهرِ تو می مرد
دختری که همین حوالی بود

دختری که نگاه آرومت
حس پروازُ توو دلش می ساخت!
خاطرش از سقوط پر می شد
لحظه لحظه به ترس ها می باخت!

ترس دوریت، از تو جا موندن
لحظه ها از...بمون دلم...خوندن
تووی آغوش تو قدم زدن و
مثله خطی ازت جدا موندن

هر زمون از نگاهِ تو می گفت...
تو کنارش سکوت می کردی
دختری رفته رفته می فهمید
مثله بهمن تو با دلش سردی

قصد رفتن گرفتی از دنیاش
قصد چشماش گریه زاری شد
توو همون لحظه یی که می رفتی
سیلِ غم توو نگاش جاری شد!

دختری که همین حوالی بود
هرقدم بی تو هی زمین می خورد
" رفتی اما بدون که بعد از تو "
دختری توو همین حوالی مُرد

#فاطمه_زهرا_اصغری
نقد این شعر از : ابراهیم اسماعیلی اراضی
خانم فاطمه‌زهرا اصغري، همراه گرامي پايگاه نقد شعر، پيش از هر چيز بايد بگويم كه با توجه به سن و سابقه‌ی نه‌چندان زیادتان، اين سه اثر، تمرین‌‌هاي خوبي محسوب مي‌شوند و مي‌توان به تجربه‌هاي بعدي‌تان كاملا اميدوار بود؛ خصوصا كه نشان داده‌ايد در زمينه‌ي پيش‌نيازهاي موسيقي بيروني (وزن) و موسيقي كناري (قافيه و رديف) مشكل حادّي نداريد و با عاطفه و تصوير هم كم‌وبيش آشنا هستيد. اما بدون ترديد، تا رسيدن به نقطه‌ي مطلوب و مقبول، راه درازي پيش روي همه‌ي ما هست.
چون اين سه سروده، اولين آثاري‌ست كه براي پايگاه فرستاده‌ايد و نمي‌دانم كه همه‌ي آثارتان را به زبان گفتاري مي‌سراييد يا تجربه‌هايي به زبان نوشتاري هم داريد، در این نوبت، نكاتي را مطرح مي‌كنم كه بيشتر، به سروده‌هاي گفتاري مربوط باشد.
مهم‌ترين نكته‌اي كه پيش از هر چيز ديگر بايد به آن اشاره كنم، اين است كه در وضعیت مطلوب و بایسته، وزن، چيزي نيست كه ما بر اساس برخی محاسبات آوایی به زبان بيفزاييم بلكه در شکل طبیعی، باید مصراع‌ها را به صورت سطرهاي موزوني كه در زبان فارسي به شكل بالقوه وجود دارند، بيابيم و در يك بسته‌ي موسيقايي بزرگ‌تر كه همه‌ي انواع موسيقي كلام را در كل سروده در بر مي‌گيرد، به شكلي به كار بگيريم كه حاصل، هارموني و يكپارچگي باشد؛ به عبارت دیگر، اضافه‌شدن وزن نباید باعث شود که آهنگ و نحو جملات، از شکل طبیعی خود فاصله بگیرد. در اين سه اثر، با هر دوی این لغزش‌ها روبه‌رو هستیم؛ گاهی اندیشیدن به وزن، باعث شده که زبان، دچار خدشه و آسیب شود و زمانی می‌بینیم لحن و آهنگ جمله به شکلی‌ست که با شکل کاربرد طبیعی‌اش متفاوت است. مثلا اگر در مکالمات روزمره، جمله‌ی «چی یادگاری از توئه واسه‌م؟» را به کار ببریم، قطعا دیگران با تعجب به ما نگاه خواهند کرد؛ چراکه انتظار دارند منظورمان را بدون ابهام و شیوا بیان کنیم. یا مثلا ما در کاربردهای روزمره هیچ‌وقت با آهنگ «مستفعلن مستفعلن فعلن» نمی‌گوییم «تو بهترین کادوی یک جنگی»؛ زیرا هم مجبوریم صدای «ـُ» را در «کادو» به «او» تبدیل کنیم و هم به جای «یه»، «یک» به کار ببریم و... . پس مراقب باشید وزن، چنین لغزش‌هایی به شما تحمیل نکند.
یکی دیگر از نکاتی که حتما باید به آن توجه داشته باشید، این است که به ضرورت وزن، جایگزینی‌های غیرمتناسب انجام ندهید. در اثر نخست (نهنگ سرد) چنین اتفاقی افتاده است؛ در بندی که نام سروده هم از آن گرفته شده است. گفته‌اید: «نهنگ سردِ اقیانوس بودی / گذشتی از من و یادم نمی‌ری / خودم رو پرت کردم توی دنیات / که شاید ردّ خونم رو بگیری». ایده، به لحاظ مضمونی و تصویری، خوب بوده است اما به تحمیل وزن یا به دلیل ندانستن و کم‌توجهی، «نهنگ» را در جایگاه «کوسه» نشانده‌اید؛ موجودی که بوی خون را در آب حس می‌کند و ردّ آن را می‌گیرد و شکارش را می‌یابد. شک نکنید که چنین جابه‌جایی‌هایی، باور مخاطب را به متن، سست و او را از اثر، دور می‌کند؛ خصوصا مخاطب امروزی که به واسطه‌ی دریافت اطلاعات گوناگون از رسانه‌های مختلف، ذهنی مسلح و پرسشگر دارد.
این تحمیلات وزنی، گاهی هم به استفاده از کلمات اضافه یا نامتناسب منجر شده است. وقتی می‌گویید «نمی‌دونی که با هر بار رفتن / تو با فردای آروم‌ام چه کردی» اولا یک کلمه‌ی اضافه به کار برده‌اید و ثانیا یک کلمه‌ی نامتناسب. در مصراع دوم هیچ نیازی به «تو» نیست؛ وقتی می‌گویید «چه کردی» شناسه‌ی فعل (دوم شخص) کفایت می‌کند و دیگر نیازی به ضمیر منفصل نیست؛ حتی شکل جمله به ترتیبی نیست که نیازی به تاکید بر ضمیر داشته باشد. اما اشکال دوم، استفاده از قید «فردا»ست. پرسش منطقی‌ای که بلافاصله در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد، این است که «خب چرا فردا؟ قاعدتا آرامش از همان وقتی که «تو» می‌رود، دیگر وجود نخواهد داشت»! پس بهتر است برای بیان این مضمون، از واژه‌ی مناسب‌تری استفاده شود. البته هدف از اشاره و توضیح مواردی که برشمردم، ایرادگیری‌های موردی و مته به خشخاش گذاشتن نیست؛ فقط خواستم متوجه باشید که در انتخاب واژگان و نشاندن آنها کنار یکدیگر، تا چه حد باید دقیق بود.
اما از سایر کاستی‌ها و لغزش‌ها که بگذریم، به داشته‌های این سه اثر می‌رسیم که باید ـ اگرچه فهرست‌وار ـ به مهم‌ترین آنها اشاره کرد.
1- تلاش سراینده برای دست‌یافتن به تصاویر تازه در فضای عینی خیال، نشان می‌دهد که ذهن سیالی دارد که می‌تواند به مرور، ورزیده‌تر شود.
2- اگرچه به برخی تحمیلات وزنی اشاره شد، در مجموع و به نسبت سابقه‌ی سراینده، درصد قابل قبولی از جملات، سالم و طبیعی هستند.
3- نگاه سراینده در کل، کلیشه‌زده و تکراری نیست و عاطفه‌ای که در سروده‌هایش هست هم بوی رونویسی از آثار روز، نمی‌دهد.
امیدوارم در نوبت‌های بعدی، سروده‌های بهتری از شما بخوانیم. ‌

منتقد : ابراهیم اسماعیلی اراضی

ابراهیم اسماعیلی اراضی   شاعر، ترانه‌سرا، منتقد ادبی     ابراهیم اسماعیلی‌اراضی زاده‌ی یلدای 1353 اصفهان است. بیشتر بر حوزه‌های غزل، ترانه و آموزش و نقد ادبی متمرکز بوده و سعی کرده از زوایای تازه، به مبانی ساختاری و ماهیتی شعر اصیل ایرانی، ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.