تغییر زاویه روایت و دید




عنوان مجموعه اشعار : قنبر نامه
شاعر : عبدالرحمن قنبری


عنوان شعر اول : انشاءالله
طنز

انشاءالله

این زمان هم سپری می شود انشاءالله
ختمِ این دربدری می شود انشاءالله

زندگی ها شده از فقر چو دوران حَجَر
خانه ها هم کَپَری می شود انشاءالله

آنکه اسم همه دزدان به سر جیبش بود
باعث پرده دری می شود انشاءالله

هرکه دارد دو سه لیسانس ولی بیکار است
شغل وی رفتگری می شود انشاءالله

شیخ ما اهل ریاضت شده اما شکمش
مثلِ شیخِ قطری می شود انشاءالله

کارتن خواب پس از همّت دولت مردان
تختخوابش فنری می شود انشاءالله

آنکه با وعده ی خدمت همه جا رأی گرفت
غيب چون جنّ و پری می شود انشاءالله

هیأت دولتِ تدبیر پس از پایانش
یک گروه هنری می شود انشاءالله

قصه ی مردم ایران و رفاهِ فقرا
قصه ی " تام و جری" می شود انشاءالله

گرچه امروزه جهان پر شده از ظلم و فساد
ختم بیدادگری می شود انشاءالله

آنکه چسبیده بر این میز ریاست چو سِریش
آخر او هم سفری می شود انشاءالله

سهم شاعر پس از این طنز دوتا مشت و لگد
از حقوقِ بَشَری می شود انشاءالله

عبدالرحمن قنبری
تربت جام

عنوان شعر دوم : تشکر میکنم

نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
از آقای عبدالرحمن قنبری در همین پایگاه چند شعر دیگر بررسی کرده بودیم اما نمی‌دانم چرا در قسمت کارنامه شاعر فقط همین یک شعر وجود دارد. به هر حال با توجه به اینکه آقای قنبری یکی از خلاق‌ترین و مسلط‌ترین دوستان طنزپرداز همراه پایگاه است، این فقدان اشعار ناراحت کننده است. اما برسیم به شعر. حسن بزرگ این شعر هم مثل شعرهای دیگری که آقای قنبری برای ما فرستاده‌اند، روانی زبان و البته نگاه تیزبین و رندانه شاعر است. اشکال بزرگ کلی شعر هم به نظر بنده، نداشتن وحدت بیان و دریچه نگاه یکسان در شعر است. قبل از اینکه به صورت جزئی به ابیات نگاه کنیم به صورت کلی باید گفت: لازم است شاعر در شعر خود حرکت روانی در بستر روایت و بیان داشته باشد. در واقع قبل از اینکه شعر را شروع کند با خودش به توافق برسد که قرار است از چه سمت و سویی شعر را بیان کند. مثلاً در این شعر باید شاعر بداند که قرار است شعرش را با شیوه نعل وارو زدن بیان کند. با شیوه کنایه‌ بگوید یا اینکه با ساختن تصویرهای طنزآمیز، به صورت مستقیم حرف بزند. در بیت اول شاعر می‌نویسد: «این زمان هم سپری می شود انشاءالله / ختمِ این دربدری می شود انشاءالله» در این بیت نوعی امیدواری کنایه‌وار به چشم می‌خورد. چیزی شبیه «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد». مستقیم‌گویی «در به دری» البته با حالت دو پهلوی «ان‌شاءالله»، کمی خنثی شده است. به هر حال این بیت می‌تواند شروع خوبی برای شعری باشد که شاعر از دیدگاه «بزک نمیر بهار می‌آد» با مخاطبش شوخی کند. اما موضع شعر در بیت بعدی تغییر می‌کند: «زندگی ها شده از فقر چو دوران حَجَر / خانه ها هم کَپَری می شود انشاءالله» در اینجا «کپری شدن خانه‌ها» را می‌توان با زاویه نگاه طنزآمیز دیگری دید. این تغییر زاویه اما مخاطب را می‌تواند گیج کند. زاویه طنزآمیز مصرع دوم، نوعی نعل وارو زدن است. انگار که شاعر از زبان کسی که از این وضعیت به صورتی احمقانه دفاع می‌کند، حرف زده است. البته این خود شیوه پرطرفداری از خلق طنز است اما این تغییر زاویه خوب نیست. باز در دو بیت بعدی نگاه شاعر به سمت همان امیدواری دادن کنایه‌وار می‌رود. البته بیت «آنکه اسم همه دزدان به سر جیبش بود» نکته طنزآمیز و نگاه خاصی ندارد. بیت «رفتگر» بیت خوب و گزنده‌ای است. اما بیت بعدی: «شیخ ما اهل ریاضت شده اما شکمش / مثلِ شیخِ قطری می شود انشاءالله» باز تغییر زاویه روایت داریم. اینجا شاعر با روایت یک مضمون، به تضادی خاص می‌رسد که البته به صورت تک بیت خیلی شیرین و خوب است اما در ساخت کل شعر یک بار دیگر فرمان به شدت پیچیده است. بیت بعدی هم هیمنطور است: «کارتن خواب پس از همّت دولت مردان / تختخوابش فنری می شود انشاءالله» البته باید به یاد داشته باشیم که استفاده از شیوه‌های گوناگون طنزنویسی در ابیات مختلف هیچ اشکالی ندارد اما این تنوع باید در شکل‌های ارائه شعر باشد و نه در زاویهء روایت. تغییر‌های متوالی سمت و سوی ابیات، باعث گیج شدن خواننده می‌شود. زیرا مثلاً اگر در بیتی خود را با نوع نگاه و روایتی خاص همراه کرده است، می‌خواهد بیت بعدی را هم طبق عادت ذهنی بخواند. می‌خواند و متوجه نمی‌شود. بعضی از ابیات به اندازه بیت‌های دیگر قدرتمند نیستن. مثلاً بیت «جن و پری» خیلی مضمون‌پردازی محکمی ندارد. یعنی نکته رندانه و ظریفی ندارد. اما مثلاً اگر گفته بودیم: «آنکه با جن و پری رای بیارد، بعداً / غيب چون جنّ و پری می شود انشاءالله» می‌توانستیم با ارتباط‌ سازی «جن و پری» اول و «جن و پری» دوم، نوعی از ایهام و کنایه را بسازیم. در مورد بیت «تام وجری» هم باید بگویم «جِری» در این بیت قافیه نیست و اگر بخواهیم قافیه سالم داشته باشیم باید «جَری» بخوانیمش که در آن صورت هم بی‌ربط می شود. دوباره سه بیت آخر شعر به زاویه روایت دیگری رو آورده است. اما این تغییر زاویه روایت و دید شاعر اگر منحصر به همین بود، اشکالی نداشت زیرا مخاطب متوجه تغییر فضای شعر چه از نظر معنایی و چه از نظر ظاهری (پایان شعر) می‌شود. اتفاقاً این شیوهء فرود، خود می‌تواند شگردی مناسب برای شاعر باشد.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۱
عبدالرحمن قنبری » دوشنبه 09 مهر 1397
سلام سپاس از عنایت و توجه به نوشته های حقیر بسیار نقد بجا و منصفانه و آموزنده ای بود بزرگوار حتما در کارهای جدیدم اشکالات را لحاظ خواهم کرد من سه شعر فرستادم و احتمالا ارسال دوتای دیگه ناموفق بوده بسییار سپاسگزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.