انقباض ذهن و متن




عنوان مجموعه اشعار : زن باران
شاعر : Bahar R


عنوان شعر اول : شب
شب عاشق است
سراسیمه و خسته
تمام روز را می‌دود
برای استراحت خورشید
اما محبوب را هرگز نمی‌بیند
سهم شب از عشق
فقط لحظه‌ی گرگ‌ومیش است

عنوان شعر دوم : اشعار سپید منتخب باران
گیج/ گیج ماندن/ گیج رفتن/ من چرخ می خورم/ دنیا با من می چرخد/ مسئول این توهم تویی»

عنوان شعر سوم : اشعار سپید منتخب باران
در این شب
خاموش و در تاریکی باران
می رقصد
با من سخن گفت
دنیای آرامش است
او
برای همه چیز
برای همه کس می گوید
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
شايد اگر عبارت (پیام شاعر برای منتقد : نقد منصفانه صورت گیرد) را بلافاصله پس از مرور شعرهاي خانم Bahar R نمي ديدم به ايشان مطالعه و تعمق در آفرينش هاي ادبي گذشته و حال را توصيه مي كردم و چشم در راه نونوشته هاي ايشان مي ماندم اما مي دانم اگر الان چنين توصيه و آرزويي كنم حتما دليل بي انصافي من تلقي خواهد شد و نگرانم كه به همين دليل ساده كدورتي از اين صفحه باقي بماند.
حتما شما هم معتقديد كه شعر در انتقال معنا و مفهوم از شيوه هاي بياني متمايز از زبان عادي استفاده مي كند و براي اين تمايز از امكاناتي هم چون آرايه هاي ادبي و كاركردهاي زباني استفاده مي كند. مثلا اگر خيلي ظريف بخواهيم به شعرهاي شما نگاه كنيم در سطرهايي هم چون «شب عاشق است» انتساب يكي از حالات انساني به پديده ي شب آرايه ي تشخيص مي باشد كه شاعر دانسته يا نادانسته از آن به شكل ابتدايي يي استفاده كرده است و يا در سطر «براي استراحت خورشيد» كه اين آرايه تكرار شده است. اما در مابقي شعرها اگر جستجو كنيم شاعر هيچ گونه علائم ادبي و خلاقيت هاي زباني از خود به جاي نگذاشته است و مخاطب احساس نمي كند در حال خواندن شعر مي باشد.
وقتي شاعر در چند كلمه دو بار به خاموشي و تاريكي شب اشاره مي كند مي توان اين احتمال را وارد دانست كه شاعر نمي داند چه مي خواهد بگويد و در واقع سازه ي محتوايي و مفهومي شعر در ذهن او شكل نگرفته است و همين باعث شده است كه در پايان شعر به معنا و مفهوم موثري دست پيدا نكنيم. اگر پيش از انتقال ذهنيت خود روي كاغذ، تلاش شود با دوباره خواني شعر و انقباض متن و حذف زوايد به شكل تاثيرگذارتري برسيم كار شاعر راحت تر مي شود و كمتر تيغ نقد مي تواند شعر را هدف قرار دهد. به عنوان راهنمايي اگر شعر اول را بخواهيم در اين چرخه بازخواني و مرور كنيم شايد بتوانيم چنين اتفاقاتي را رقم بزنيم. آن چه كه در شعر نخست كانون توجه شاعر و آفرينش ادبي قرار گرفته ست كشف رابطه يي عاطفي در چرخش شب و روز و ماه و خورشيد مي باشد. اگر همين نكته ي ظريف بي وارد كردن شعر در چرخه ي عشق و محبوب و ... تطويل اصل مطلب كه نشان از باريك بيني و باريك انديشي شاعر دارد، نوشته مي شد، شعر سرنوشت شايسته تري داشت. به يكي دو نمونه موثر از اين دست اشاره مي كنم كه تا مد نظر شاعر قرار بگيرد:
پاييز/هيچ حرف تازه اي براي گفتن ندارد/ با اين همه/درخت ها چه زود به گريه مي افتند (حافظ موسوي: دفتر شعر سطرهاي پنهاني)
روزي كه سرنوشن من در خطوط دستان تو/ فراموش شد/ كلامي ميان آدميان رواج نداشت (كسري عنقايي: نم سفال)
آن چه مي تواند پيشنهاد منصفانه اي براي دوست شاعرمان باشد مطالعه ي متنوع ادبيات ديروز و امروز و آشنايي با شيوه هاي هنري و خلاقه مي باشد.
با درود و آرزو

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع (سال ۱۳۸۰) به من که رسیدی بپیچ (سال ۱۳۸۵) اندیمشک پلاک ۹ (سال ۱۳۹۲) این روزها که می گذرد (سال ۱۳۹۲) اهل قبور (سال 1396)



دیدگاه ها - ۱
معصومه قلی پور » پنجشنبه 05 مهر 1397
مگرباما پدرکشتگی دارن که بخوان درباره شعرما بی انصافی کنن یک معلم هیچگاه درحق شاگردش ظلم نمیکند,ونخواهد کرد وبرای این زحمتی که میکشن وانرژی صرف میکنن باید ممنون باشیم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.