ترکیب های بی ارتباط




عنوان مجموعه اشعار : بدون عنوان
شاعر : کامران آرشید


عنوان شعر اول : بدون نام
وطن ، شعر من
انعکاس ابرهای تاریخی
بر گذر برکه ای زلال
وطن ، بیت عشق
خانه ای که هجوم موریانه
نقش گلدان را
در حوض کاشی اش چپاول نمی کند
و بی آنکه باران ببارد
اشک های شیرین مصرعش
دانه های دانایی را
در لبه ی خشکرود پیر خواهد رویاند
آن دم ، جهیدن فواره های مفرغی
از ترک های بستر تفتیده
تا روح فرهنگ نمایان خواهد بود
آنجاست که خاک معنایش را در لا به لای بو ته های مهربانی گم خواهد کرد
و جغرافیا می میرد
وطن بی رگ است در خون قبیله و یله است در رهایی
این تکواژ آزادی
شاید حرفیست...
آرشید 19/06/97


عنوان شعر دوم : فاقد شعر دوم
فاقد شعر دوم

عنوان شعر سوم : فاقد شعر سوم
فاقد شعر سوم
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
در قسمت سابقه شاعری، می‌خوانیم که آقای آرشید بیشتر از 5 سال سابقه نوشتن شعر دارند. البته چیزی که در این مشخص نیست این است که چه مقدار از این «بیش از پنج سال» را در جلسات نقد و بررسی شعر و انجمن‌های ادبی گذرانده‌اند. باید توجه داشته باشیم که صرف نوشتن تنها نمی‌تواند قلم ما را قدرتمند کند. در واقع اگر آفرینش‌های ادبی خود را با اهل فن به اشتراک نگذاریم و نظرات آنها در مورد آثارمان نشنویم ممکن است سال‌های سال راه را به اشتباه برویم و البته خودتان بهتر می‌دانید که آدمی هر چقدر از راه اصلی دور شود، برگشتنش سخت‌تر خواهد بود. راستی؛ حواس‌مان باشد که این ارائه کردن اثر حتماً به کسانی باشد که اهل شعر و ادبیاتند. چه، در غیر این صورت ممکن است تشویق‌ها با حتی انتقادهای اشتباه مخاطب ناآشنا، خود موجه گمراهی بیشترمان بشود. اما بیایید شعر را آرام آرام با هم دوباره بخوانیم:
وطن ، شعر من
انعکاس ابرهای تاریخی
بر گذر برکه ای زلال
شاعر در همان ابتدای شعر قید حسن تعلیل کلی شعر را زده و با آوردن نام «وطن» مخاطب را از آنچه که قرار است در شعر بگذرد آگاه کرده است. این البته اشکالی نیست و شعرهای خوب زیادی جود دارند که با همین شیوه کار را آغاز کرده‌اند اما در بیت‌ها و فرازهای بعدی، با تعلیق‌های مناسب معنایی و بازی‌های فرمی و زبانی و تصویری، مخاطب را دوباره شگفت‌زده و هیجان‌زده کرده‌اند. اما حالا ببنیم ترکیب‌هایی (صفت و موصوف‌ها و مضاف و مضاف‌الیه‌ها) که برای سوژه اصلی شعر به کار رفته چطور است؟ اولین ترکیب «شعر من» است. این می‌تواند بستری مناسب برای خلق کشف‌های تازه باشد. اما همانطور که می‌بینیم ترکیب بدون هیچگونه پشتوانه مضمونی و تصویری و عاطفی، رها می‌شود. تصویر بعدی : «انعکاس ابرهای تاریخی بر گذر برکه‌ای زلال». حالا بیایید از خودمان بپرسیم کدام یک از تصویرهای ارائه شده ارجاع بیرونی یا درونی دارند؟ منظور از ارجاع بیرونی، ارجاع ذهن به تصویر یا مضمونی خارج از جهان شعری است که می‌نویسیم یا می‌خوانیم و طبیعتاً ارجاع درونی، ارجاعی به متن و درون همان شعر خاص است. در این شعر وطن به «انعکاس ابر» تشبیه شده است. اما کدام ابر؟ با چه وجه شبهی وطن به ابر تشبیه شده؟ حالا ترکیب پیچیده‌تر می‌شود: «ابر تاریخی». خب ابر تاریخی چطور ابری است؟ آیا هر صفتی را به هر موصوفی می‌شود چسباند؟ مخاطب نمی‌تواند متوجه بشود یک ابر چطور تاریخی می‌شود. «تاریخی» می‌تواند صفت خود وطن یا خاک بشود اما ابر که ماهیتاً در حال حرکت و تولد و از بین رفتن است، نمی‌تواند به این راحتی به این صفت بچسبد. نه اینکه بگوییم مطلقاً امکان چنین چیزی نیست، بلکه باید برای اقناع ذهنی مخاطب (که ابر منظور ما در شعر تاریخی است) فضاسازی و مضمون‌پروری کنیم نه اینکه با دو کلمه پشت‌ سر هم از خواننده توقع داشته باشیم که تصویر ما را قبول کند. حال انعکاس «این ابر تاریخی» روی چیست؟ «بر گذر برکه‌ای زلال» خب این برکه زلال وجه شبه کدام مشخصه وطن است؟ آیا نشانه‌ای از سرزمین وسیع ایران است؟ آیا قرار بوده تصویری از حرکت نسل‌ ایرانیان در تاریخ باشد؟ یا چه؟ در هر حال هر کدام از اینها هم که باشد، باید بدانیم که برای ترکیب‌سازی، نیاز به ما به ازاهای ذهنی داریم. در ضمن تتابع اضافات، یعنی قرار گرفتن چندین ترکیب اضافه پشت سر هم، حتی با داشتن همان ما به ازای مورد توقع‌مان هم به زیبایی و فهمیدن شعر لطمه می‌زند.
این فرمول در پاره بعدی هم ادامه دارد. به این ترکیب‌ پیچیده توجه کنید: «خانه ای که هجوم موریانه / نقش گلدان را /در حوض کاشی اش چپاول نمی کند/ و بی آنکه باران ببارد/ اشک های شیرین مصرعش /دانه های دانایی را / در لبه ی خشکرود پیر خواهد رویاند» گذشته از مواردی که در بالا گفتیم و در باقی شعر هم وجود دارد، بیایید این تصویر را تصوّر کنیم :«خانه‌ای که هجوم موریانه‌ها نقش گلدان را در حوض کاشی‌اش چپاول نمی‌کند» خب این یعنی چه؟ موریانه که کاشی نمی‌خورد. در ضمن نقش گلدان روی حوض را موریانه چطور می‌تواند چپاول کند؟ اگر منظور عکس و نقشی از تصویر کاشی و گلدان است که این تصویر ساخته نشده است و مخاطب در میان اینهمه ترکیب های پیچیده و مغلق گیج خواهد خورد. اما تازه این اول کار است در ادامه: «بی ان که باران ببارد اشک‌های شیرین مصرعش دانه های دانایی را در لبهء خشکرود پیر خواهد رویاند» «اشک شیرین مصرع» چیست؟ این ترکیب پیچیده در نهایت چطور می‌تواند به دنیای ذهنی مخاطب راه پیدا کند؟ حالا از ای بگذریم «دانه‌های دانایی» از کجا می‌آید؟ ما هیچگونه آمادگی ذهنی در مورد دانایی یا نادانی در شعر نداشتیم. نکته مهمی که در ترکیب‌های شعر به چشم می‌آید ترکیب‌های به شدت ذهنی و غیرقابل لمسی است که به دست شاعر ساخته شده است. همین ترکیب «دانه دانایی» ملموس نیست. چون دانایی قابل تصور و قابل لمس نیست. شاعر لازم است تا می‌تواند از ساختن ترکیب‌های ذهنی دوری کند و به جای آن به طرف تصویرها تصورهایی برود که برای مخاطب قابل حس است. ترکیب‌های «اشک شیرین مصرع»، «روح فرهنگ»، «خاک معنا»، «بوته مهربانی» و... هم به همین گونه اند.
در ادامه شعر هم همین اشکالات بالا باعث می‌شود خواننده تمایلی به خواندن شعر، و در صورت شروع به خواندن، ادامه دادن آن نداشته باشد. پیشنهاد می‌کنم شاعر تا می تواند به طرف توصیف و تصویرسازی‌های ملموس و مشخص برود. برای نشان دادن مهربانی هم می‌توان از یک تصویر یا مضمون مشخص و ملموس استفاده کرد. مثلاً شاعر برای اینکه بگوید :«خدا به زندگی روستاییان برکت بدهد» می‌گوید: «چشمه‌هاشان جوشان / گاوهاشان شیرافشان باد» می‌بینید که برای توسعه مفهوم ذهنی «برکت» شاعر از تصویر عینی استفاده کرده است.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۳
کامران آرشید » چهارشنبه 04 مهر 1397
4- سعی بر آن بوده تا خواننده با تفکر و سوال از خویش ، برداشت آزاد خود را از خلق تصاویر انتزاعی ارایه شده داشته باشد.(نمونه این سوالات را منتقد گرامی به خوبی پرسیده اند:"نقش گلدان روی حوض را موریانه چطور می تواند چپاول کند؟"یا اصلا موریانه نماد چیست و چنین امری امکانپذیر است؟ .قطعا از نظرات ارزشمند منتقد گرامی استفاده های لازم را خواهم برد و مجددا عرض احترام و سپاس فراوان دارم.
کامران آرشید » چهارشنبه 04 مهر 1397
سپاس فراوان از بذل عنایت جناب آقای مقدمی گرانقدر.توضیح چند نکته کوتاه را صرفا و صرفا برای درک بهتر ی از شعر تقدیم محضر عزیزان می نمایم:1- منظور از شعر تنها شعر نیست بلکه طیف وسیعی از مفاهیم ارزشمندی نظیر ادب و ادبیات ،فرهنگ ،تمدن غنی این مرز و بوم و ... است و خاک به تنهایی نمی تواند وطن باشد2- دقت در ارتباط طولی شعر،بیت،مصرع، واژه و حرف شاید برخی از ابهامات مذکور را مرتفع نماید.3- بین خاک و معنایش، کسره ی اضافه وجود ندارد(می بایست ویرگول قرار داده شود)
عبدالله مقدمی » پنجشنبه 05 مهر 1397
منتقد شعر
ممنون از توضیحاتتان جناب آرشید نازنین

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.