فرمول‌ها را کنار بگذارید




عنوان مجموعه اشعار : آدم برفی
شاعر : سید صادق خاموشی


عنوان شعر اول : آدم برفی
ها، یخ زده ای با دم برفی هستیم
دلسردتر از عالم برفی هستیم

شرمنده‌ی خورشید، چگونه نشویم
وقتی که همه آدم برفی هستیم

عنوان شعر دوم : غم مردم
ای شاخه گلان بی‌تبسم، مردم!
ای در غم سیب و آب و گندم، مردم!

بر شانه‌ی شعر من نشسته باری
اندازه درد کل مردم، مردم!

عنوان شعر سوم : علف سبز شده است
کی دار و درخت صف به صف سبز شده است؟
کی سبزه به هر سمت و طرف سبز شده است؟

بس منتظر بهار ماندیم همه
امروز به زیر پا علف سبز شده است
نقد این شعر از : آرش شفاعی
رباعی های «سید صادق خاموشی» نشانگر تلاشی آرام ولی پیگیر برای روزآمد شدن در قالبی است که این روزها طرفداران زیادی دارد اما شعرهایی که به یاد بماند و از همه نظر خوب و سالم باشد، در این قالب کمتر می‌خوانیم. مشکل اغلب رباعی سرایان امروز ما و از جمله دوست شاعرمان آقای خاموشی این است که درحقیقت «تک بیت سرا» هستند و نه «رباعی سرا»! برای این صحبت خود نیاز می بینم به رباعی های خود شاعر ارجاع بدهم. رباعی اول و سوم را بخوانید. مشخص است که نخستین جرقۀ شروع شعر از همان بیت دوم بوده است. این امر به خودی خود ایرادی نیست بلکه ایراد از آنجایی شروع می‌شود که اغلب مخاطبان دست شاعر را بخوانند و حدس بزنند که داستان چه بوده است. وقتی بیت اول یک شعر این است:
کی دار و درخت صف به صف سبز شده است؟
کی سبزه به هر سمت و طرف سبز شده است؟
تقریباً تمام کسانی که آشنایی حتی نسبی با شعر و شاعری داشته باشند، حدس می‌زنند که در پایان شعر علف زیر پا سبز می شود چرا که قافیه و ردیف ناخودآگاه ذهن را به همان سمت می‌برد پس قبل از اینکه ما اصلاً شعر را به پایان ببریم، دست شاعر را خوانده ایم و فهمیده ایم که او چه می‌خواهد بگوید.
این مسأله دربارۀ شعر نخست شدیدتر هم هست چرا که شاعر مجبور شده است برای رعایت وزن، در دکلماسیون عادی کلام هم دست ببرد. قبول دارید که ما در زبان روزمره هیچگاه «آدم برفی» را به شکل «آدمِ برفی» تلفظ نمی کنیم. هر خواننده ای این رباعی را بخواند، می فهمد که شاعر «مجبور شده است» در موسیقی طبیعی شعر دست ببرد و همین ضعف مهمی برای یک شعر کوتاه در اندازۀ یک رباعی است که تنها دو بیت دارد و شاعر باید در همین مجال کوتاه هم خواننده را مجاب کند، هم او را با نوآوری های خود شگفت زده کند و هم حرفش را بزند.
شاید مشکل رباعی های دوست شاعرمان همین باشد، بیش از اندازۀ لازم عادی و بدون حادثه است. شما در این شعرها کشف تازه ‌ی نمی بینید، تصویرسازی بدیعی نیست و بازی خاصی در زبان دیده نمی‌شود، همه چیز طبق یک فرمول از پیش تعیین شده پیش می رود، یک بیت آخر خوب پیدا کن، بیت قبلی را براساس آن بساز و کار تمام است!
فرمول ها را کنار بگذارید و دوباره به سرزمین رباعی وارد شوید.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۱
سید صادق خاموشی » پنجشنبه 05 مهر 1397
عرض سلام و ادب و احترام بسیار سپاسگزارم از نقد و راهنمایی شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.