اینهمه آسان گیری؟



عنوان مجموعه اشعار : .
عنوان شعر اول : وصل
صبر کن ..شاید برای درد درمانش رسد
شاید این هجران شبی آخر به پایانش رسد

می زند هر شب هوای دیدنش بر سر ولی
چشم من در خواب تنها سوی چشمانش رسد

آرزویی را به دل می پرورانم روزها
کاش دست خالیم یک شب به دامانش رسد

بوسه آغازی برای قصه وصل است و کاش
باز در خواب شبم کامم به دندانش رسد

آرزوی وصل شیرین ست و دورست و محال
شاید اما جان من روزی به جانانش رسد

باورش هر چند دشوار است و قدری هم محال
یوسف گمگشته آخر سر به کنعانش رسد

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : آرش شفاعی
به شاعر این شعر سلام برسانیدو بگویید از شعرشان لذت بردیم ولی کاش خودشان شعرشان را برای ما می فرستادند و درباره شعرشان، سابقه شان و مطالعاتشان اطلاعاتی به ما می دادند تا بتوانیم دقیق تر و درست تر دربارۀ سروده هایشان صحبت کنیم. عضویت در سایت نقد شعر و ارسال اثر که آداب و ترتیب سخت و صعبی ندارد، خودشان عضو این سایت بشوند تا بشود مستقیم تر و دقیق تر راهنمایی شان کرد.
و اما بعد، شعر از منظر مقدمات و اسباب لازم برای شعر بودن، خوب است و کامل. وزنش درست است، قافیه و ردیفش سرجایش هست، مشکلی در بیت ها از نظر معنایی نیست و شاعر توانسته است شعرش را از آب و گل دربیاورد اما این همۀ ماجرای شعر نیست. این شعر، هنوز مرحلۀ اول را رد کرده است اما تازه به قسمت سخت ماجرا رسیده است. از اینجا به بعد است که شاعر باید روی تصویرهای شعرش کار کند. این شاعر از منظر تخیل و استفاده از صور خیال راه درازی در شعر در پیش روی دارد. تخیل شاعر در این شعر، در همان محدوده های آشنای شعر دیگران پرواز کرده است، البته اگر اصلاً قائل به پروازی باشیم. در این شعر، چه تصویر تازه، از آن بالاتر چه حرف تازه ای بیشتر از چیزی که در شعر همۀ شاعران گذشته خوانده ایم، می بینید؟ به اخر رسیدن شب هجران، به دامان رسیدن دست، اینکه هر شب هوای دیدنش به سرم می زند و یوسف گمگشته و کنعانش در شعر شاعران گذشته هزاران هزاربار تکرار شده است و شاعر ما هم همان ها را بدون هیچ کار ویژه، هیچ کشف تازه و هیچ هنرمندی جدیدی در شعرش آورده است. از طرف ما به شاعر این شعر توصیه کنید، سعی کند به تفکر، به تخیل و به زبان شعرش سخت بگیرد، اینهمه آسان گرفتن همه چیز و تکرار همه تصویرها و حرف های شاعران دیگر، شاعر را در شعر به توفیقی نمی رساند.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.