هم هوايي با هواي تازه




عنوان مجموعه اشعار : ....
شاعر : صائب هاشم پور


عنوان شعر اول : ....
پرواز کن
دُرنای شکسته بال
سوگند که هیچ پرنده ای
بی هوای آزادی پر نگشود
و هیچ گلوله ای
بی هوای خون رها نشد
پرواز کن
پرواز کن
روزی گلوله ها
تمام خواهند شد
و تفنگ ها برای ابد
به خواب خواهند رفت.

صائب.ه

عنوان شعر دوم : .....
انتهای دلتنگی یک خانه
پنجره ای ست که وا می شود
و انتهای دلتنگی من
دهانی که تو را صدا می زند



عنوان شعر سوم : ...
...
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
«صائب هاشم پور» را اگر بخواهم به گذشته اي نزديك ارجاع دهم كه روزگار او و كيفيت محتوايي و ارزش هنري آثارش را در برگيرد بايد به كتاب «هواي تازه» احمد شاملو راهنمايي كنم. شاعري رمانتيك كه در كوچه و خيابان به جامعه اش مي انديشد و با سلاح واژه و تخيل، جوياي آزادي است. شاملو در اين دوره و در اين كتاب با اختيار كردن زبان و مولفه هايي از روابط زباني تنها مي تواند اثري سطحي در تحريك احساسات مخاطبان خود داشته باشد و به نوعي مي توان نوعي شعارزدگي و سياست پيشگي را در شعرهاي او مطالعه كرد:
نازلی ! سخن بگو!
مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته ست!
نازلی سخن نگفت
چو خورشید
از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت...
*****
عشق
رطوبت چندش انگیز پلشتی ست
و آسمان
سرپناهی
تا به خاک بنشینی و
بر سرنوشت خویش
گریه ساز کنی...
در واقع شاعر در اين دوره به خوبي به استقلال زبان و خلاقيت هاي هنري دستيابي نداشته است و اشراف او به شكلي كه انتخاب كرده است و زمان آگاهي شاعر باعث مي شود كه اين تلاش سال ها بعد نتيجه بدهد و به شعرهاي موفقي هم چون شبانه ها متصل شود.
اين ارجاع و اين اصرار بر آشنايي با دوره ي نخست شاعري شاملو از آن رو حائز اهميت است كه شاعران جواني هم چون «صائب» بايد با مطالعه ي آن و ايجاد چالش هاي ذهني تلاش كنند كه آن تجربه را از آن خود بدانند و سختي صعود از قله يي كه پيشتر فتح شده است را به جان نخرد. در اين دو شعر، شاعر به خوبي توانسته است نزديك ترين واژه هايي كه بتوانند مشاهدات عيني و ذهني او را پوشش دهند را انتخاب كند اما هيجان زدگي و شورش ذهني شاعر اجازه نداده است كه رنگ و لعاب شعار را از مدار شعر خويش خارج نمايد و هم چنان كه در برخي سطرها مشاهده مي گردد، شاعر صرفاً با استفاده از واژگان هيجان آفريني هم چون گلوله و خون و آزادي، كليشه وار جريان اجتماعي روزگار خود را نمايانده است. از خود سوال كنيم چرا او در اين شعر از شاملو فراتر كه نه بلكه فروتر ايستاده است؟ ناگفته پيداست كه شاعر در اين از ابزار هنري و سازه هاي فني شعر هيچ كمكي نگرفته است و يگانه اتكاي او در اين دو شعر، حجم مفاهيمي است كه در سطرهاي شعر جاري اند:
سوگند که هیچ پرنده ای
بی هوای آزادی پر نگشود....
****
روزی گلوله ها
تمام خواهند شد...
آيا اگر شاعر با وسواس بيشتري به شعر خود مي انديشيد نمي توانست سطر «روزي كه گلوله ها/ تمام خواهند شد» را حذف نمايد و عبارات تاثيرگذارتر «و تفنگ ها براي ابد/ به خواب خواهند رفت» را برجسته تر به نمايش بگذارد.
آن چه كه در بسياري از مواقع به كمك شاملو رسيده است شگردهاي زباني در شعر اوست. او پيوسته سعي كرده است تكنيك هاي شعر و نثر كهن را رصد كند و در تلفيق با توانمندي هاي زباني خويش به زباني زنده و اثرگذار برسد:
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه ای ست
و قلب
برای زندگی بس است.
دوست عزيزم را به خواندن دوباره ي شعر خويش و مطالعه ي سير تحول شعر شاملو دعوت مي كنم تا بتواند در آينده يي نزديك آثار درخورتري به جاي بگذارد.

منتقد : ارمغان بهداروند

ارمغان بهداروند متولد‌چهارم اردیبهشت ۱۳۵۳ اندیمشک دانش آموخته مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی دبیر کنگره ملی شعر ملک ملکوت دبیر آوازهای سرزمین مادری دبیر جشنواره ملی شعر کوتاه جنوب جهان سردبیر نشریه جمع جمعه مخاطب ممنوع سال ۱۳۸۰ به من که ...



دیدگاه ها - ۲
صائب هاشم پور » دوشنبه 26 شهریور 1397
سپاس. برقرار باشی
ارمغان بهداروند » دوشنبه 26 شهریور 1397
منتقد شعر
بنويس و نويسا باش رفيق

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.