معانی ضمنی و عوارض جانبی




عنوان مجموعه اشعار : شکوه سر به دار
شاعر : علی خانی


عنوان شعر اول : دعوت
گاهی خودم را
به کافه دعوت می‌کنم...
اما اغلب
سرم شلوغ است و
نمی‌پذیرم
یا
حالِ جایی رفتن
با خودم را ندارم و
ترجیح می‌دهم
تنها باشم

زمانی
از خودم می‌خواهم
سه‌شنبه شب‌ها
همراهِ دیگران
با اتوبوس
به جمکران بروم
ولی
از فردایش
که تعطیل نیست
وحشت دارم

بیشتر وقت‌ها
کاری با خودم ندارم

96/05/26


عنوان شعر دوم : عشق
انبوهِ شاعرانه‌ها
کم از تراکمِ بالای ساختمان‌ها
در تنگیِ گذرهای جنوب تهران،
خفه‌کننده نیست
و
عشق،
به اندازه‌ی
هر پنجره‌ی تاریک یا روشنِ
شب‌هایِ مَنهَتَن،
شرم‌آور است

96/06/29


عنوان شعر سوم : مهناز، مهربان است
هر سال، چهار فصل و
هر فصل، سه ماه دارد

مامان، بیا نگذار
آهنگ‌هایی را که
دوست ندارم
دوباره گوش کنم

در بهار، درختان گُل و شکوفه دارند و
تابستان‌ها، میوه...

بابا، از کارواش‌که می‌آمدیم
تصادف‌کرد و
ماشینش، ضدیخ بالا‌ آورد

پائیز، برگ درخت‌ها می‌ریزد و
زمستان‌ها، هیچی ندارند

مُهنّا چاقِ مادرزاد،
بابا، خشن و بد اخلاق و
مهناز، مهربان است

هر سال، سیصد و شصت و پنج روز،
هر ساعت، شصت دقیقه و
هر دقیقه، شصت ثانیه است

مادر زنگ ساعت را
عقب‌تر می‌برد و
به خاطرِ لایک و کامنت‌هایِ دیشب،
آن قدر احساس حماقت می‌کند
تا خواب‌اَش ببرد

کاش جای این‌که
دو/سوم، بزرگتر از سه/پنجم باشد
مرا ببرید
در باغ، آب بازی کنم
یا
جای دیدنِ دعوای قُباد و فرهاد
سرِ شهرزاد،
برویم هفت حوض و
سیب زمینی و ایستک لیمویی
بخوریم

هر سال، دوازده ماه و
هر ماه، سی روز است

مامان به بابا بگوید:
"کثافت، عقده‌ی خوردنِ مشروب داری" و
من این بار، با "دلیل"
بلند بلند بخندم و
بابا بگوید: "آفرین"

کشورِ ما، ایران و
دینِ ما، اسلام است

96/06/29
نقد این شعر از : علیرضا بازرگان
کسالت زندگی تکراری که به شکل رقت آور و تمسخر آمیزی انسان را با خود غریبه کرده است در شعر اول انعکاس جالبی یافته است. زبان با منطق نثر به کار گرفته شده است و از منظری جای اما و اگر ندارد. چنین شعری جای زبان بازی نبوده است. شعر در سه پاراگراف نوشته شده است. در پاراگراف اول سطرهای " یا/ حال جایی رفتن/ با خودم را ندارم و" به تمام معنا اضافی است. درست است که با ایجاد اطناب در القای خستگی می تواند موثر باشد اما بهتر است به خاطر این خیرِ کوچک که خیال شعر، آن را پیشاپیش تضمین کرده است به ضررش نزدیک نشویم. پاراگراف اول و دوم به ترتیب با "گاهی" و " زمانی" شروع شده اند. اگر به جای هر دو "گاه" می آمد هم تکرارش با خیال سازگارتر بود و هم "آه" نهفته در " گاه" سبب القای افسوسی بود که به کار شعر می آمد. در پاراگراف دوم هم سطر " همراه دیگران" حشو است چرا که سطر "با اتوبوس" گویای همان است. پایان بندی شعر چکیده و تکرار همان خیالِ پاراگرافهای اول و دوم است. از منظر تکرار شاید قابل قبول باشد اما اگر می شد تنهاییِ پایان پاراگراف اول را با وحشتِ پایان پاراگراف دوم ربط داد پایان بندی در فرم شعر، برجسته تر و نقشمندتر ظاهر می شد.
شعر دوم حاصل تقابل انبوه شاعرانه های لابد عاشقانه با کمبود یا نبود عشق واقعی است. این تقابل فی نفسه قابل اعتنا و جالب توجه است. بر شاعر است که با ایماژهایی که به کار می گیرد این تقابل را برجسته تر کند. آقای خانی عزیز برای نشان دادن انبوهی شاعرانه ها، متوسل به تراکم ساختمانهای شهری شده است و برای برجسته تر کردن آن، این تراکم را به گذرهای جنوب تهران و تنگی شان نسبت داده است. حواس شاعر در برقراری این نسبت ها بایستی به معانی ضمنی گاه مناقشه برانگیز ایماژ باشد. بالاخص که در پاراگراف دوم که طرف دیگر این تقابل است از شرم و "تن" مستتر در منهتن سخن به میان آمده است. به هر رو شعر، شعر خوبی است اگر منهتن جز "تنِ" مذکور تعلیل دیگری برای تقابل با تهران داشته باشد.

شعر سوم حاصل تدوین موازی و به صورت یک در میانِ مرور درس و روایت خاطرات و آرزوهای کودکی است که می تواند خود شاعر هم باشد. تجربه جالب و خوشایندی است. بالاخص ترتیب چینش پاراگرافها و گریز از یکی به دیگری با چشم باز و حساب شده بوده است. به عنوان مثال شروع یکی از پاراگراف ها با "مادر زنگ ساعت را/ عقب تر می برد و/..." بلافاصله بعد از پاراگرافی است که با ".../هر ساعت شصت دقیقه و / هر دقیقه، شصت ثانیه دارد" به پایان رسیده است. سطرهای "به خاطر لایک و کامنت های دیشب/ آن قدر احساس حماقت می کند" قضاوتی از زبان کودک مورد اشاره نمی تواند باشد و به شعر آسیب زده است. همین طور است سطر بعد از "مامان به بابا بگوید:" که البته با پاراگراف قبلی موقوف المعانی است و می تواند خاطره ی کودک بوده باشد. تجربه ی جدید و مالیدن پیه آن به تن، برای شاعر از نان شب واجب تر است. کاری که آقای خانی عزیز با موفقیت نسبی به آن عمل کرده است.

منتقد : علیرضا بازرگان

تولد: ۱۳۵۰ زنجان تحصیلات: مهندسی عمران سوابق ادبی: آغاز فعالیت‌های ادبی از اوایل دهه‌ی هفتاد تاسیس و مدیریت انجمن‌های ادبی در زنجان مدیریت صفحات ادبی مطبوعات در زنجان انتشار شعر و نقد در مطبوعات برگزاری کارگاه‌ آموزشی شعر و نقد در ...



دیدگاه ها - ۲
علی خانی » 12 روز پیش
با سلام و احترام، جناب بازرگان عزیز، بسیار آموختم از نظرات ارزشمند شما. ممنونم که وقت گذاشتین و اینقدر با دقت و حوصله شعرها رو خوندین.
علیرضا بازرگان » 9 روز پیش
منتقد شعر
سلام . انجام وظیفه کرده‌ام. ان‌شاءالله شعرهای بعدی

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.