ساختن چالش ذهنی برای مخاطب




عنوان مجموعه اشعار : بینام
شاعر : خلیل الله کوهبنانی


عنوان شعر اول : مناجات

خداوندا الهی سال جاری
فضای کشورم آرام باشد
زمین وآسمان وکوه ودریا
کویرودشت وجنگل رام باشد
پرازدیداروگشت وشادی وشور
به آنگونه که دراسلام باشد
مدیرانش همه دلسوز وساعی
خیال دشمنانش خام باشد
خبرهایش همه شادومفرح
نظیر اول برجام باشد!
الهی راههای کشورم امن
سفرهاجمله خوش فرجام باشد
اداراتش همه قانون مدارو
به فکرکاهش آلام باشد
الهی کسب وکارمردمانش
پرازرونق به صبح وشام باشد
رقابت های هرحزب وجناحی
برای خیرخلق وعام باشد
دواودکترودرمان ودارو
به مقدارنیازوتام باشد
جوان ازبنددانشگاه رسته
برای کاری استخدام باشد
به لب هاغنچه ی لبخند دائم
به کام مردمان ایام باشد

عنوان شعر دوم : نام نیکو
تقدیم به خَیر فرهیخته ی کوهبنان
جناب آقای علیمردان خان آلطه»
بمانَد نامِ نیکـــو در جهـان شاد
به نیکو مــــردمان، هـــــر شهر آباد
"علیمردان" قدمهایت پُراز گل
نثارت نغمه ی زیبای بلبل
چه همتها برای یـــادگاری،
به شهرخود نمــودی ، مانــدگـاری
به عشق ِخــدمتی درهرولایت
یقیــن اهـــل بهشتــی در قیــامت
تو فر و علم ودانش، دستگیــری
"علی" وار ازجوانی تابه پیری
چه همتها که درغـــربت نمودی
عمل مـــردانه ،حیدر وار بــودی
همه فکرت دیار کوهبانان
بزرگ «آل طه» یی به دوران
به نیکویی بدان نامت بجا ماند
هرآنکس را که دیدم،همتت خواند
چو دانشگاه آزادت به غایت
بنای خیرشد ، جانهــــا فدایت
از اول فکر نیکت فکــر خدمت
یقین، یاری به مردم، اهل غیرت
تویی اسطوره ی میهن پرستی
چواجدادت به نیکی شهره هستی
بماند کوهبنان آبـــاد دوران
به دست رادمردی مثل "مردان"
گل امید با غیــــرت بــه پا شد
به شهــرم همتت قــدر طلا شد
بنای دست تواز صالحات است
یقین بهرت همیشه بـــاقیات است
چو«باقی» ازشما یادی نمـــــوده
چنین یادی به دروان پــــاک بوده


عنوان شعر سوم : ازجنس زمان
و روزی دلم را تکان می دهم
به صد کاج فرمان سان می دهم

به گلدسته های درختان سرو
به وقت شهادت اذان می دهم

لباسی ز دیبا به تن می کنم
و پزها به رنگین کمان می دهم

پرم من از احساس شور و شعف
به لب های عاشق دهان می دهم

من از باد و باران جلو می زنم
گوهرها به پیر و جوان می دهم

و می رقصم از خنده کودکان
ستونی به سقف جهان می دهم

نمی گویم از دردهای دلم
و حرفی ز جنس زمان می دهم

به سبزه به چشمه به صحرا به کوه
به امواج دریا امان می دهم

که جاری بگردد به خاک عطش
به هر جا که در دل گمان می دهم

و روزی ز دست حقیقت خجل
خودم را به دست خزان می دهم

غریبانه یک روز می بینیم
که آهسته آهسته جان می دهم
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
سه شعر جدید از آقای باقی زاده، هر کدام حال و هوای خاصی دارند که باید در موردشان جداگانه صحبت کرد. شعر اول مناجاتی با خداوند است. شبیه دعای اول سال. شعری که می‌توانسته «شعر» باشد اما در نهایت به صورت «نظم» نوشته شده است. برای این گفتم می‌توانست به صورت شعر باشد که بدانیم هیچ موضوعی نیست که نتواند سوژه شعر یا طنز باشد. در واقع این نوع نگاه شاعر به موضوع و سوژه خاص است که آن را در جایگاه شعر یا نظم قرار می‌دهد. بارها در همین جا گفته‌ایم برای نوشتن شعر و در کل «آفرینش ادبی» نیاز به نوع نگاه خاص و البته بکر شاعر است. شاعر باید سعی کند در جزئیات و کلیت شعر از دریچه‌ای به موضوع نگاه کند که کمتر به آن پرداخته شده است. حال برای آفرینش اثر طنز نیاز به نوعی رندی و شیطنت نیز وجود دارد. حال بیایید به این شعر سری بزنیم. بیت اول: «خداوندا الهی سال جاری/ فضای کشورم آرام باشد» اول اینکه خطاب «خداوندا» و «الهی» یکی است و حضور هر دو کلمه در کنار حشو است. اما گذشته از این، می‌بینیم که شاعر در این بیت یک حرف عادی و به اصطلاح بدون دست‌انداز و چالش را بیان کرده است. یعنی هر کسی که بخواهد دعایی برای کشور بکند همین را خواهد گفت. آن نکته ظریفه و خاصی که از دید عموم مردم مخفی مانده کجاست؟ مثلاً (فقط مثال می‌زنم و الاّ هیچ حکم قطعی‌ای نیست.) اگر گفته بودیم: «جهان چون کشورم آرام باشد!» چه اتفاقی می‌افتاد؟ در این صورت ما به صورتی طعنه‌وار و غیرمستقیم گفته بودیم که فضای کشورمان چندان آرام نیست. در این حالت می‌توانستیم با استفاده از شیوه نعل وارو زدن، به صورتی کنایه‌آمیز حرف بزنیم. نه اینکه مجبور باشیم همه چیزها را به همان صورت که هست و بدون ایجاد چالش ذهنی برای مخاطب بنویسیم. باید یادمان باشد که ما در هر بیت لازم است که یک چالش ذهنی برای مخاطب ایجاد کنیم. این چالش گاه به صورت ارتباط‌های معنایی و گاه به شکل ارتباط‌های لفظی و کلامی شکل می‌گیرد. ساختن قرینه‌های کلامی و معنایی در همین راستاست. هر چقدر این نخ‌های ارتباطی در شعر ظریف‌تر و البته چند وجهی‌تر ساخته شود، شعر قدرتمندتر خواهد بود. این بدون دست‌انداز بودن بیت‌ها ادامه دارد. تنها در بیت : «خبرهایش همه شاد و مفرح / نظیر اول برجام باشد» شاعر توانسته با ایجاد یک کنایه، تا حدودی بیت را از حالت تختی و لختی دربیاورد. باقی بیت‌ها نکته چالش‌زایی نداشتند.
شعر دوم را هم می‌توان در دسته تقدیمیه‌ها قرار داد. مطمئن نیستم که بتوان اسم آن را اخوانیه گذاشت اما هر چه که هست، این شعر هم دچار همان اشکال شعر اول است. در اصل اگر شاعر سعی در پیدا کردن ارتباط‌های شاعرانه، مضامین بکر و نکته‌های خاص در شعر خود نکند شعرش به نظم تقلیل می‌یابد. در این شعر هم شاید اگر شاعر به جای استفاده از تصاویر و مضامین تکراری و کلیشه‌ای (نظیر: قدم‌هایت پر گل و...) به فکر ساختن مضامین نو خاص می‌افتاد می‌شد شعر را احیا کند.
شعر سوم هم در نوبت‌های قبلی در همین پایگاه نقد شده است. (در نقد «رعایت تناسب فضای شعری»)

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.