غلبه ی محتوا بر فرم




عنوان مجموعه اشعار : دويدن با يوزهاي چشم تو
شاعر : سجاد سبحاني


عنوان شعر اول : مشكوكم
مشكوكم
به فرجام زمين
به ايمان درخت
فصل پاييز
و دلتنگي ابر كه نمي دانم از چه؟
نمي فهمم از كجا؟
و چرا مي بارد ؟

مشكوكم
به آغاز زمان
و پندار هم خويشي خود با دريا
و چراغاني بي هوده اين سقف بلند
كه نمي دانم از كي؟
نمي دانم تا كجا ؟
آسمانش گويند

من به درگيري بي پايانم با خود
به كوتاهي هنگامه ي ديدار
به ناچاري مرگ
به پيامي كه خدا با لب تلخ تو فرستاد
-پي روشني صبح نگرد-
به تو و رسم پيغامبري
مشكوكم

من خودم
از نفس وحي پُرم
از سرآغاز زمين
تا سرانجام زمان
من به هرچيز كه دور تو و دلدادگيت مي گردد
به همه خلق جهان
مشكوكم

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
هر فرمی در شعر به گونه ای مدیون تکرار است . از تکرار منظم هجاها در شعر سنتی گرفته تا فرم های پیچیده تر در شعر امروز . از قوالب بسته در شعر سنتی تا شکل های ساده و پیچیده ی شعر نو . سخن با فرم , در صورت با سخنان روزمره و نثر متفاوت می شود .
شعر سجاد سبحانی دارای فرمی متکی بر تکرار پاراگراف هایی مشترک الاول و الآخر است !! دو دایره ی نخست در ابتدا و دو دایره ی پایانی در انتها با یکدیگر مشترک اند .
جمله ی کلیدی شعر جمله ی "مشکوکم" است . از آن جا که شعر با محوریت این شکاکیت آغاز می شود و پایان می یابد و هیچ گردشی از این فرم صورت نمی پذیرد، می توان آن را فاقد پایان بندی دانست . این شعر با این تکیه کلام می تواند تا ابد ادامه یابد همان طور که می توانست زودتر از این خاتمه یابد . درست مثل غزلی سنتی که فاقد تخلص در بیت پایانی ست .
این شعر در برزخی از وزن و بی وزنی و برزخی از نیمایی و سپید در نوسانی آزاردهنده است . تقریبا با مسامحه می توان گفت متن از نیمه به یعد ( از پاراگراف دوم به بعد ) به سمت موزون بودن متمایل می شود . این پریشانی مخاطب را سردرگم می کند و ذهنیت او را گسیخته می نماید و رویارویی با درونه ی زبان در شعر را به تاخیری ناخواسته دچار می نماید .
در پایان باید ذکر نمود که شک این شعر شکی مدرن و دکارتی نیست بلکه شکی ازلی و ابدی است که هستی جهان و بشر اشاره می کند . همین مساله شعر را تا حدی صریح و عریان و شعاری ساخته است .
با این همه این شعر را باید متنی منسجم دانست که نیاز به یک پایان بندی تکان دهنده را کاملا احساس می کند .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
سجاد سبحاني » شنبه 24 شهریور 1397
با سلام و تشكر از جناب آقاي شكارسري. از نقد استادانه و نكته سنجي شما بي نهايت سپاسگزارم. و يك سوال : آيا اين نوسان " آگاهانه " بين وزن و بي وزني كه كاملا درست حضرتعالي آن را ذكر كرده ايد ، مي تواند با تقويت بيشتر در ساختار ، دستمايه ايجاد فرم تازه اي در شعر امروز گردد؟

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.