راه رفتن روي لبه ي تيغ




عنوان مجموعه اشعار : سهم لیلا
شاعر : Leila Sater


عنوان شعر اول : سهم لیلا

..از ی جایی باید تمومش کرد
تو‌باید از خودت پیاده بشی
ول کنی مهار زندگیتو ‌
منحرف از مسیر جاده بشی

وسط دشت بی درو پیکر
درد سرکش ؟! داری کجا می ری ؟
بره گیت پاره کرده گرگارو‌
چقده با خودت تو‌در گیری ؟

سهم لیلارو‌شرط بستی تو
هی قمار کردی و بدآ ! ... بردی
تو‌که مجنون نبودی لامصب
پس چرا هی ادا درآوردی

جای هرکس به جز خودم بودم
چقده پا شدم زمین خوردم
بیا دنیا منو محاکمه کن
اعتراف می کنم کم آوردم
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست خانم ليلا ساتر
خوشحالم كه سروده ي زيبايي از شما با نام «سم ليلا» را مي خوانم. شعري صميمي به زبان محاوره يا شكسته. اين شعر در قالب چهارپاره سروده شده و به نظر مي رسد به گونه ي شعري «ترانه» نزديك شده است. ترانه قالبي ست كه معمولاً براي اجراي موسيقايي سروده مي شود. به عبارت بهتر مي توان گفت ترانه سروده اي ست كه با هدف هماهنگ شدن و تلفيق با موسيقي نوشته مي شود. يكي از ويژگي هاي ترانه هاي امروزي كه غالبا در موسيقي پاپ مورد استفاده قرار مي گيرند، همين زبان شكسته يا محاوره اي آن هاست. البته اين بدان معنا نيست كه به هر شعري به زبان محاوره سروده شود، ترانه اطلاق مي شود. يكي از ويژگي هاي ترانه اين است كه چون براي اجرا با موسيقي سروده مي شود، با وجود برخورداري از وزن عروضي، شاعر الزامي نمي بيند كه مطابق قواعد عروض همه جا صد در صد وزن را رعايت كند و برخي اشكالات كوچك وزني را مي توان با اغماض پذيرفت چرا كه هنگام خوانده شدن با موسيقي، خيلي محسوس نيستند و به گوش يا چشم نمي آيند. در شعر شما هم اين مورد وجود دارد و مثلاً در برخي بيت ها مي توان هجاهاي بلند را با اغماض، كوتاه خواند تا وزن درست شود. به جز اين موارد چند اشكال ديگر وزني در شعر شما وجود دارد كه ديگر با خوانش هم درست نمي شود. از جمله:
ول کنی مهار زندگیتو ‌
منحرف از مسیر جاده بشی

در مصراع اول اين بيت، يك هجاي بلند قبل از كلمه ي «مهار» نياز است تا وزن درست شود. البته ممكن است اين كلمه هنگام تايپ كردن جا افتاده باشد.

سهم لیلارو‌شرط بستی تو
هی قمار کردی و بدآ ! ... بردی

در مصراع دوم بيت فوق نيز، حرف ر در كلمه ي «قمار» خارج از وزن است و براي درست شدن وزن بايد آن را «قما» بخوانيم!
بیا دنیا منو محاکمه کن
اعتراف می کنم کم آوردم

همين مشكل در كلمه ي «اعتراف» بيت فوق هم وجود دارد و «ف» خارج از وزن است.
نكته ي ديگر در مورد شعر مورد بحث، كاربرد اصطلاحات و واژگان زبان محاوره و روزمره ي امروز است. اصطلاحات و كلماتي مثل:
لامصب، ادا در آوردن، با خود درگير بودن، كم آوردن
برخي به استفاده از واژگان اين چنيني در شعر «مردم گرايي» مي گويند و آن را يكي از آرايه هاي ادبي مي دانند. چرا كه باعث صميميت زبان شعر مي شود. البته اين كار مثل راه رفتن بر لبه ي تيغ است. به اين دليل كه افراط در كاربرد اين واژگان ممكن است زبان شعر را تنزل دهد و از فخامت و ارزش شاعرانه ي آن بكاهد. پس حواسمان باشد كه در اين مورد تعادل را حفظ كنيم و دچار افراط يا تفريط نشويم. اگر مايليد باز هم در حوزه ي شعر محاوره تجربه كسب كنيد، توصيه مي كنم سروده هاي محمد علي بهمني، سهيل محمودي و عبدالجبار كاكايي را كه در قالب ترانه و محاوره سروده اند، مطالعه كنيد. با آرزوي پويايي و شكوفايي بيشتر.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.