نوسان میان امروز و دیروز




عنوان مجموعه اشعار : ...
شاعر : علی سلیمی قلعه تکی


عنوان شعر اول : نعمتکده ات به دست میکائیل است...
نعمتکده ات به دست میکائیل است
این نطق تو بر زبان جبرائیل است
تعجیل کنید روز رستاخیز است
فریاد قیام و صور اسرافیل است

عنوان شعر دوم : خیام شدم ترانه خواندم ای دوست...
خیام شدم ترانه خواندم ای دوست
یارای لبم،هرآنچه دارم از 《اوست》
در شعر من آن ضمیر سوم شخصی
آیینه، که با آینه ام رویاروست

عنوان شعر سوم : شهیدان زنده اند و حی حاضر...
به شهید حسین خرازی
شهیدان زنده اند و حی حاضر
و مثل پرتویی جاوید ساتر
و قربان نگاه پر ز آهی
از آن فرمانده تک دست قادر
نقد این شعر از : انسیه موسویان
دوست گرامی آقای سلیمی سه رباعی ارسالی شما را خواندم.با توجه به سروده های قبلی تان، می توان نتیجه گرفت که به قالب رباعی علاقه مند هستید. قطعا آگاهید که برای موفق شدن در این قالب، لازم است مطالعه ی جدی رباعی های خوب ازشاعران مطرح این حوزه را در دستور کار خود قرار دهید. شاعرانی چون محمدرضا سهرابی نژاد، وحید امیری، قیصر امین پور، حسن حسینی، جلیل صفربیگی، بیژن دایی چی، میلاد عرفان پور و ...
خوشبختانه رباعی های شما به لحاظ چهارچوب اولیه و قواعد قالب رباعی ایرادی ندارد. اما برخی نکات جزئی وجود دارد که توجه به آن می تواند در سرودن شعرهای زیباتر و کامل تر به شما کمک کند.
در رباعی اول مشخص نیست مخاطب شاعر کیست؟ در بیت اول این مخاطب " تو" خطاب شده است و در بیت دوم ناگهان خطاب ، جمع می شود: "تعجیل کنید! "به علاوه تکرار کلمه ی " است" که در جایگاه ردیف نیز قرار دارد، در مصراع سوم مناسب به نظر نمی رسد. البته در ادبیات فارسی رباعی هایی هم داریم که هر چهار مصراع آن مقفی ست اما در رباعی شما مصراع سوم قافیه ندارد و تنها کلمه ی ردیف را تکرار کرده اید که سبب ایجاد ناهمگونی شده است.
رباعی دوم شما به نظرم زیباتر و کامل تر است. زبان آن روان و امروزی ست اما معنای کلمه ی " یارای" در مصراع دوم مشخص نیست:
یارای لبم،هرآنچه دارم از 《اوست》
یارای چیزی داشتن به معنای توانایی چیزی داشتن است. (ازمصدر یارستن به معنای توانستن)
که این معنی از شعر شما استنباط نمی شود. در همین رباعی به نظر می رسد میان بیت اول و دوم ارتباط معنادار و محکمی وجود ندارد و هر بیت حرف خود را می زند و راه خود را می رود.
و اما رباعی سوم که به شهید خرازی تقدیم شده است. در این رباعی مثل برخی از شعرهای قبلی شما، زبان و حال و هوای شعر، کهن حاکم است. کاربرد کلماتی مثل: ساتر و قادر، زبان شعرتان را کهن کرده است. البته به کارگیری زبان و واژگان مربوط به ادبیات کهن، به خودی خود ایرادی ندارد و حتی اگر آگاهانه و هدفمند صورت بگیرد، آرایه ادبی محسوب می شود که به آن آرکائیسم یا باستان گرایی می گوییم. اما در شعر شما این گونه نیست و شعر های شما میان زبان امروز و دیروز در نوسان است. خوب است شاعری که در روزگار معاصر زندگی می کند به زبان و حال و هوای مردم روزگار خودش شعر بگوید تا شعرش برای آن ها ملموس تر و صمیمی تر باشد. همان گونه که حافظ و سعدی و رودکی و ... نیز به زبان مردم عصر خود شعر سروده اند.
در انتظار شعرهای تازه تر شما هستیم و برایتان شادی و امید آرزو داریم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.