شعر قدیمی و جدید نداریم!



عنوان مجموعه اشعار : اشعارطنز
عنوان شعر اول : اینترنت
دشمن نوع بشر اینترنت است
اصل شر و فرع شر اینترنت است
عامل بدبختی ما هر زمان
شام تا وقت سحر اینترنت است
آنچه باعث می شود ناقص شویم
یا اساسا کور و کر اینترنت است
سایتهای مبتذل گولم زدند
سوی شیطان بال و پر اینترنت است
این خرید روی خط معضل شده
عامل فوری بخر اینترنت است
هرچه میخواهی در آن پیدا شود
معجزه شق القمر اینترنت است
می روی تفریح اگر باهمسرت
همدمت حین سفر اینترنت است
تا که سرعت رفت بالا ذوق کن
شک نکن اینجا ابر اینترنت است
کارهایم ماند و شد وقتم تمام
بنده را هرسو ببر اینترنت است
ملیحه خوشحال خراسان رضوی فریمان



عنوان شعر دوم : عوارض میدهم
موقع مردن عوارض میدهم
تا قیامت من عوارض می دهم
با ژیان نیمه جانم در سفر
قدر ده تا ون عوارض میدهم
چون عوارض شد گران درکشورم
میروم لندن عوارض میدهم
هرکجا بودم عوارض داده ام
مثل یک بتمن عوارض میدهم
تا نریزد سنگها روی سرم
داخل معدن عوارض میدهم
کاش من هم یک پری رخ داشتم
چون ندارم زن عوارض میدهم
تا بسازم دخمه ای پایین شهر
میخرم اهن عوارض میدهم
یک نفر هستم ولی هردفعه من
جای دهها تن عوارض میدهم
اخر ماه است و میگیرم حقوق
هر چه شد کلا عوارض میدهم
آه عزرائیل هم کاسب شده
وقت جان دادن عوارض میدهم
ملیحه خوشحال خراسان رضوی فریمان


عنوان شعر سوم : دوبیتی کلید
کلید گم شده پیدا نمیشه
گره از مشکلاتم وا نمیشه
به ما گفتند :تحریمات حله !
ولی برجام شون اجرا نمیشه!
ملیحه خوشحال خراسان رضوی فریمان
نقد این شعر از : عبدالله مقدمی
با خواندن پیام شاعر اولین نکته‌ای که به ذهن من رسید این بود: قدیمی بودن یا جدید بودن کار چقدر می‌تواند در قضاوت و نگاه مخاطب بر اثر اهمیت داشته باشد؟ در طول سالیانی که در انجمن‌ها و جلسات شعر حضور داشتم این توضیح و تکمله در ابتدا یا انتهای شعرخوانی بسیاری از دوستان بود و گاه پیش می‌آمد که شاعری از حاضرین عذرخواهی می‌کرد که: «ببخشید، شعر ناقص بود و من در راه و توی اتوبوس آن را تکمیل کردم» واقعیت این است که هیچکدام از این توضیحات لازم نیستند. مخاطب به صورتی کاملاً مجرد و خالی‌الذهن با آفریده ادبی ما کار دارد. برای او این موضوع مطرح نیست که شاعر این شعر را کی یا کجا یا چگونه سروده است. البته اینجا برای شکل‌گیری ذهنیت سیر پیشرفت شاعر، این توضیح خیلی اضافی و غیرلازم نیست‌. این نکته را خدمت شما عرض کردم تا در آینده، مخصوصاً در جلسات و انجمن‌ها آن را لحاظ کنید.
اما نکته کلی دیگری که با خواندن دو شعرا اول به ذهن می‌آید، توجه به ردیف در شعر طنز است. اصولاً شعر طنز به سبب توسّع مضمون قابلیت وسیعتری در استفاده از واژه‌ها و ترکیب‌ها را در خود دارد. مثلاً رد یک شعر عاطفی و عاشقانه به سختی (اگر نگوییم ناممکن) بتوان مثلاً از واژهء «درازگوش» استفاده کرد اما در شعر فکاهی و طنز این محدودیت‌ها بسیار کمترند. به هر حال این موضوع باعث می‌شود دست شاعر برای استفاده از ردیف‌های گوناگون بازتر شود. همچنین ردیف‌های جمله‌ای نیز یکی از وسوسه‌هایی‌ است که در شعر طنز بیشتر به سراغ شاعر می‌آید. در شعر اول «اینترنت است» و در شعر دوم «عوارض می‌دهم» ردیف شده‌اند. حسن ردیف و قافیه‌هایی که به صورت واژه یا جمله خاص است، این است که ذهن شاعر را برای تداعی مضامین مختلف بازتر می‌کنند. در واقع اتحاد ردیف با قافیه‌های مختلف باعث شکل‌گیری تداعی معانی متفاوت است. این موضوع می‌تواند بر تنوع کشف و ارائه شاعر بیفزاید، در صورتی که اسیر پراکنده‌گویی نشود. شاعر باید بتواند تیغ دولبهء استفاده از تداعی‌های مختلف را مدیریت کند.
در مورد هر دو شعر باید گفت که در برخی بیت‌ها این موضوع رعایت شده است اما در بیت‌هایی هم شاعر دچار پراکنده‌گویی و «گفتن به سبب ردیف و قافیه» شده است. مثلاً بیت: «تا که سرعت رفت بالا ذوق کن / شک نکن اینجا ابر اینترنت است» اصطلاح «اَبَراینترنت» در بیت منجر به نکته خاص و کشف جدیدی نشده است. البته این اشکال نداشتن کشف و حرف خاص در بیت‌های دیگری هم وجود دارد. نکته دیگر این شعر جابجایی ارکان جمله در برخی ابیات است که باعث شده است زبان شعر از یکدستی خارج شده، به دست‌انداز بیفتد. «سوی شیطان بال و پر اینترنت است» در واقع صورت درست جمله این است: «اینترنت بال و پری به سوی شیطان است» در بیت: «هرچه میخواهی در آن پیدا شود / معجزه شق القمر اینترنت است» حضور «شق‌القمر» حشو و اضافه است. وقتی کلمه معجره وجود دارد، دلیل برای حضور «شق‌القمر» نیست چون نه شاعر قرینه و ارتباطی برای شق‌القمر نساخته است و نه این اصطلاح در اینجا می‌تواند مجاز جزء به کل باشد. (چون خود کلمه «معجزه» وجود دارد.) در ضمن تغییر نحو جمله در مصرع آخر و پیچیدن ظریف جمله به پایان‌بندی شعر کمک کرده است.
اما در مورد شعر دوم؛ اجازه بدهید که نکته‌های تکراری را نگویم. نکته‌ای که می‌خواهم صحبت کنم وظیفه شاعر در پیدا کردن نخ‌های ارتباط معنایی و لفظی بین واژه‌ها و تصاویر است. شاعر باید توجه داشته باشد که نباید همینطور لخت و خشک و خالی حرفی عادی و بدون پشتوانه معنایی را بیان کند. بیت اول: «موقع مردن عوارض میدهم / تا قیامت من عوارض می دهم» به همین یک بیت مراجعه کنیم. البته بین مردن و قیامت ارتباط و قرینه خارج از شعر وجود دارد اما ارتباط داخل شعر چه؟ در واقع در دو نکته‌ای که خانم خوشحال گفته‌اند کدام کشف و بیان ظریفانه انجام پذیرفته است؟ جمله خالی و لخت است: «موقع مردن عوارض می‌دهم» اما اگر اینجا شاعر می‌توانست تصویری بدیع و مضمونی نو بسازد چه؟ مثلاً بگوید: «قبض را می‌گیرم از مامور مرگ / موقع مرد عوارض می‌دهم» اینجا چه اتفاق جدیدی افتاده است؟ بله! توانسته‌ایم بین اصطلاح کنایی «قبض گرفتن» که مردم عادی برای مردن کسی استفاده می‌کنند و خود مردن ارتباط ایجاد بکنیم. ار طرفی چون «قبض را می‌گیرم» ابتدای شعر وجود دارد، نوعی حسن تعلیل باعث می‌شود مخاطب تا وسط شعر نتواند مشت شاعر را باز کند و در نهایت غافلگیر شود. برای شعر طنز نوشتن نیاز به ظریف‌کاری‌های اینچنینی است. سعی کنیم بعد از پیدا کردن هر مضمون مدتی روی آن فکر کنیم و آن را با پیدا کردن قراین و ارتباط‌ها اصطلاحاً بپرورانیم.
حسن بزرگ دوبیتی آخر، روان بودن بیان و یکدست بودن زبان است. متن کاملاً جاری است و مشخص است شاعر برای گفتنش به تقلاّ نیفتاده است. اما مشکل بزرگ شعر این است که کشفی ندارد. یعنی ما نمی‌توانیم بین «به ما گفتند تحریمات حله» و «ولی برجامشون اجرا نمی‌شه» ارتباط رندانه و ظریفانه‌ای پیدا کنیم. تنها ارتباط این دو جمله، ارتباط طولی آنهاست. یعنی یک جمله عادی که انگار در کوچه و خیابان از کسی بشنویم. برای شعر شدن به چیزی بیش از نظم احتیاج داریم. این چیز «بیش» می‌تواند تصویر بدیع یا مضمونی بکر یا حتی ارتباطی لفظی بین کلمات باشد. مثلاً به این رباعی عمران صلاحی دقت کنید:
هشدار که با درفش نازت نکنند
تولیدگر برق سه فازت نکنند
اوضاع جهان یلخی و هرکی هرکی است
کوتاه بیا تا که درازت نکنند!
در واقع شاعر توانسته است با پیدا کردن ارتباط معنایی بین دو اصطلاح کنایی «کوتاه آمدن» و «دراز کردن» (به معنای نابود کردن و داغان کردن) شعر را از حد حرف عادی خارج کند.

منتقد : عبدالله مقدمی

عبدالله مقدمی (زادهٔ ۱۳۵۹ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، طنزپرداز ایرانی است. از سال‌های میانی دههٔ هفتاد شروع به نوشتن کرد. اگر چه تا سال ۱۳۸۰ در جلسات و انجمن‌های تهران و شهرری فعالیت می‌کرد ولی در این سال با عضویت در انجمن شاعران ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.